تبلیغات
بسیج دانش آموزی شهرستان کنگاور












طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: المپیاد ورزشی، دانش آموزی،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 09:44 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
دراین اردوی یک روزه دانش آموزان از یادمان شهدای مرصاد و منطقه عملیاتی بازی دراز و یادمان شهدای شهیدبهشتی سرپل ذهاب دیدن کردند. دراین سفر راویان محترم هریک به روایتگری درموردمناطق جنگی و هشت سال دفاع مقدس وایثارگری های درمورد جوانان غیور وشجاع پرداختند.



















طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: راهیان نور، گزارش تصویری راهیان نور،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 08:56 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات

فرمانده حوزه بسیج دانش آموزی کنگاور از اعزام کاروان راهیان نور 90 دانش آموزان خواهرکنگاور به در دومین کاروان راهیان نور به مناطق عملیاتی غرب کشور خبر داد.

به گزارش حوزه بسیج دانش آموزی شهیدفهمیده کنگاور، سرگردغلامرضا عبدالحسینی، در آیین اعزام کاروان راهیان نور به مناطق عملیاتی، اظهار داشت: اعزام کاروان‌های راهیان نور تداعی‌کننده خاطرات اعزام رزمندگان به جبهه‌های جنگ علیه باطن بوده و اکنون مسئولان نظام همراه با یکدیگر برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت‌طلبی همدلی می‌شوند.

وی با اشاره به اینکه نقش زنان در تبیین و تبلیغ دین اسلام کمتر از مردان نیست، افزود: اگر حضرت زینب (س) در وضعیت و کیفیت قیام عاشورا تبیین نمی‌کرد شاید امروز اثری از نام قیام عاشورا و مکتب امام حسین(ع) وجود نداشت.

عبدالحسینی به نقش بانوان در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز اشاره کرد و ادامه داد: بانوان در دوران دفاع مقدس هم در خط مقدم جبهه و هم در پشتیبانی نقش بسزایی داشتند و در جهت جمع‌آوری کمک‌های مردم و حمایت مالی نیز تلاش می‌کردند.

فرمانده حوزه دانش آموزی بابیان اینکه، یکی از اهداف اعزام جوانان و دانش آموزان به مناطق عملیاتی آشنایی با فداکاری ملت غیور و شجاع است، اضافه کرد: عمل به خواسته‌های شهدا مهم‌ترین دلیل حفظ ارزش‌های اسلامی بوده و آن‌هم حفظ شئونات اسلامی، نه تنها در مناطق جنگی، بلکه در جای‌جای کشور است.

وی در ادامه اظهارداشت: دراین اردو دانش آموزان ازیادمان مرصادوسرپل ذهاب و... دیدن بعمل می آورند.

کاروان راهیان نور دختران شهرستان کنگاور  امروز ساعت 14 با بدرقه مسئولین و خانواده های آنها به مناطق عملیاتی غرب کشور اعزام شدند.




طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: اعزام کاروان راهیان نور، راهیان نور، دانش آموزان،

تاریخ : جمعه 8 آبان 1394 | 04:17 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
ستاد هماهنگی  بسیج دانش آموزی  با حضور فرمانده سپاه کنگاورسرهنگ حیدرنژاد و مدیر آموزش و پرورش شهرستان کنگاور صادق رشتیانی وسایراعضاء تشکیل جلسه داد.

سرهنگ حیدرنژادبا اشاره به نقش تاثیر گذار بسیج ؛ بسیج را مدافع اصیل ارزشهای انقلابی و آرمانهای امام راحل و منویات مقام معظم رهبری دانست و گفت هر زمان که نظام با خطری روبرو شد بسیج در صحنه حاضر بود و جانانه از نظام وارزشهای آن دفاع کرده است ایشان ترویج فرهنگ بسیج در جامعه به ویژه نسل جوان را برای حفظ روحیه جهاد و شهادت و ایستادگی و استقامت برابر سختی ها دانست .
حیدرنژاد با اشاره به اینکه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ما در ادامه راه امام حسین(ع) است، افزود: وظیفه اصلی بسیج ترویج و حفظ ارزش های والای اسلامی و انسانی بوده که حمایت و تبعیت از ولایت فقیه در راس آنهاست.

در ادامه مدیر آموزش وپرورش کنگاور دراین جلسه بر لزوم اجرای برنامه های گرامیداشت سالروز شهادت دانش آموز شهید محمد حسین فهمیده و ۱۳ آبان سالروز ملی مبارزه با استكبار جهانی تاكید كرد.
رشتیانی افزود: تشكیل ستاد در مدارس ،نصب بنر در سردرب مدارس وادارات،سخنرانی در مراسم آغازین مدارس،تجلیل از فرزندان معظم شاهد وایثارگر،دیدار با علمای شهرستان ، حضور در نماز عبادی سیاسی جمعه ،دیدار با خانواده های معظم شهدای دانش آموز،غبار روبی وعطر افشانی مزار مطهر شهدا،نواختن زنگ ایثار وشجاعت وطنین شعار مرگ بر آمریكادر مدارس،برگزاری مراسم معنوی یاد واره شهدا در دبیرستان ولیعصر،برگزاری مسابقه وبلاگ نویسی ،انشا ومقاله نویسی، نشریه دیواری وهمچنین مسابقات مختلف ورزشی،اجرای سرود همگانی مرگ بر آمریكا توسط دانش آموزان  ونشست بصیرتی ومعرفتی در طول این هفته از مصوبات این جلسه بود كه مورد تاكید قرار گرفت.




طبقه بندی: خبر،

تاریخ : چهارشنبه 6 آبان 1394 | 10:54 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
همزمان با سراسر کشور هجدهمین دوره انتخابات شورای دانش آموزی روز سه شنبه در همه مدارس شهرستان کنگاور برگزار شد.


به گزارش خبرنگارافتخاری حوزه دانش آموزی،مدیر آموزش و پرورش دکترصادق رشتیانی اظهار داشت: شورای دانش آموزی از ارکان موثر مدرسه و زمینه ساز حضور مسئولیت پذیری در تمام عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.

رشتیانی افزود: انتخابات شورای دانش آموزی نوعی تمرین دموکراسی است و ما مسئولان وظیفه داریم که آموزش های سالم دموکراسی به دانش آموزان نشان دهیم.

مدیر آموزش و پرورش کنگاور خاطرنشان کرد: مسئولیت پذیری، مشورت، تصمیم گیری و ایجاد روحیه اعتماد به نفس در دانش آموزان از اهم اهداف انتخابات شورای دانش آموزی است.

وی اظهارداشت: شورای دانش آموزی از بین دانش آموزان هر مدرسه چند نفر کاندید می شوند و طی چند روز تبلیغ و ارائه برنامه دارند، سپس دانش آموزان با توجه به شناختی که از کاندیدا ها دارند با توجه به تعداد دانش آموزان مدرسه می توانند یک نفر یا چند نفر را در برگه رای انتخاب کنند سپس هر دانش آموزی که بیشترین رای داشته باش انتخاب می گردد. با توجه به بازدیدهایی که از مدارس شده استقبال خوبی از اتخابات شورای دانش آموزی بعمل آمده است.




طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: شورای دانش آموزی، شورا،

تاریخ : چهارشنبه 6 آبان 1394 | 10:45 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات

شب شام غریبان حسین است
تمام عرش در دامان حسین است
دگر این شب سحر از پی ندارد
که خورشید جهان بی سر حسین است

----------------------------------------

بسوز ای دل، بسوز ای دل،
شب شام غریبان است
به صحرا بی کفن امشب
تن پاک شهیدان است
ای دل بسوز امشب

----------------------------------------

دل شعله عاشورا جان تاب و تبی دارد
در کرب و بلا زینب امشب چه شبی دارد
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

----------------------------------------

زهرا از جنان کرده در کوفه عبور امشب
یا عطر حسین آید از خاک و تنور امشب
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

----------------------------------------

امشب خبـر ای یاران از فاطمه می‌آید
گاهی به سوی گـودال، گه علقمه می‌آید
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

----------------------------------------

امشب تن مردانگی در بند کین است
آزادگی جرمی سیه چون جرم دین است
امشب صداقت دیده اش مهمان اشک است
خلقت زنامردانگی ها غرق رشک است
امشب شب شام غریبان حسین است

----------------------------------------

بر خانه ها بر کوچه ها باریده نفرین سکوت
شام غریبان شد مگر کین سان خموش شد خانه ها
سر در گریبان هر کسی مبهوت و مات آنچه شد
دودی اگر آید برون از آه سینه سوز ما
از اضطراب حادثه امشب نمی خوابد کسی
ناباورانه زیر لب ، فردا رود آن مقتدا ؟

----------------------------------------

اگر صبح قیامت را شبی است ، آن شب است امشب
طبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب
صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین
که گریان دیده ی دشمن به حال زینب است امشب

----------------------------------------

فریاد که کشتند امام شهدا را
لب تشنه بریدند سرخون خدا را
ایثار و شهادت، قانون حسین است
پیروزی اسلام از خون حسین است

----------------------------------------

اشک را در چشم خود همواره پنهان کرده ام
بغض را مهر گلو گیر گریبان کرده ام
آشنا با لحظه های غربت و خاموشی ام
خلوتم را لا جرم شام غریبان کرده ام

----------------------------------------

عکس شهدا امشب در قرص مه افتاده
جسـم پسـر زهـرا در قتلگـه افتاده
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

----------------------------------------

خالی است هر سو بنگری از مرد و مردی
طعنه به مردان می‏زند سودای دردی
شام غریبان است و یارانم شکستند
می‏لرزد آوای دلم شاید ز سردی!

----------------------------------------

پنهـان شده زیـر گل قرآن رباب امشب
خون گریه کند دریا از گریه آب امشب
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

----------------------------------------

شام غریبان گل های باغ طاها است
گل های پرپر شده از گلزار زهراست
عزاداریتان قبول و التماس دعا

----------------------------------------

شمع غم روشن کنید
شام غریبان امشب است
شام هجران امشب است…
فرا رسیدن شام غریبان را به شما تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.

----------------------------------------

خدایا این شام روز عزا یا غروب شب عید قربان است
زمینِ صحرای کرب وبلا صحنه صحنه زخون لاله باران است
ناله کن ای دل تا سحر امشب

----------------------------------------

گردیـده جـدا از هم شمع و گل و پروانه
از گلبن وحی امشب گم گشته دو ریحانه
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

----------------------------------------

کوچه کوچید،فرو ریخت خیابان بی تو
زرد شد روح غزل خیز خیابان بی تو
سنگ شد چشمه در آغوش بیابان بی تو
یاورم باغ،پس از تو سفر تلخی داشت...
آن دل شاد و غزل خیز مرا یادت هست؟
سنگ لاخ است و کویر است و بیابان بی تو
ساعتی نیست که هم خانه ی باران نشوم
روزهایم شده چون شام غریبان بی تو...

----------------------------------------

بتاب ای مه تو بر غم خانه ما
که تاریک است امشب محفل ما
نمی دانی بود شام غریبان
فغان از امشب و آه یتیمان
نمی دانی بود زینب عزادار
بود از داغ عباسش پریشان
نمی دانی که لیلا بی پسر شد
زداغ اکبرش گردیده نالان

----------------------------------------

رسول الله گریان حسین است
شب شام غریبان حسین است
خزان روز عاشورا سر آمد
شبی تاریک و درد افزا بر آمد
زمین کربلا در خون نشسته
دریغا کشتی از طوفان شکسته
زهم شیرازه هستی گسسته
که هستی بسته با جان حسین است

----------------------------------------

نیمه شب تابوت را برداشتند
بار غم بر سینه ها بگذاشتند
هفت تن دنبال یک پیکر روان
وز پی آن هفت تن ، هفت آسمان
ظاهرا تشیع یک پیکر ولی
باطنا تشیع زهرا و علی

----------------------------------------

دل شعله عاشورا جان تاب و تبی دارد
در کرب و بلا زینب امشب چه شبی دارد
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟
زهرا از جنان کرده در کوفه عبور امشب
یا عطر حسین آید از خاک و تنور امشب
امشب شب هجران است یا شام غریبان است؟

----------------------------------------

تا قیامت همه جا محشر کبری تو برپاست

ای شب تار عدم شام غریبان عزایت

----------------------------------------

خیمه خورشید سوخت...

----------------------------------------



تاریخ : شنبه 2 آبان 1394 | 11:51 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


در روز عاشورا شهادت‌ ها اغلب بعد از ظهر صورت گرفت، یعنی تا ظهر عاشورا غالب صحابه و تمام بنی‌ هاشم و حضرت اباعبدالله (ع) که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند.

فقط حدود تعدادی از یاران اباعبدالله در یک جریان تیراندازی که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر شهید شدند وگرنه سایر افراد تا ظهر عاشورا درقید حیات بودند.

مردی از اصحاب اباعبدالله الحسین(ع) به حضور ایشان آمد و عرض کرد؛ یا اباعبدالله وقت نماز است و ما دلمان می‌خواهد برای آخرین بار نماز جماعتی با شما بخوانیم.

حضرت نگاهی به آسمان کردند و تصدیق کردند که وقت نماز است، نقل است که فرمودند:” ذکرت الصلوه… جعلک الله من المصلین…”

امام حسین(ع) ظهر عاشورا در میدان جنگ نماز خواندند، نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی «نماز خوف» نامیده می‌شود، نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت. یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند برای این که مجال نیست و آنجا باید مخفف خواند. چون اگر همه به نماز بایستند وضع دفاعی‌شان بهم می‌خورد، سربازان موظف هستند در حال نماز، نیمی در مقابل دشمن بایستند و نیمی به امام جماعت اقتدا کنند. امام جماعت یک رکعت را که خواند صبر می‌کند تا آنها رکعت دیگرشان را بخوانند. بعد آن‌ها می‌روند پست را از رفقای خودشان می‌گیرند در حالی که امام همین طور منتظر نشسته یا ایستاده است. سربازان دیگر می‌آیند و نماز خودشان را با رکعت دوم امام می‌خوانند.

امام حسین(ع) در آن هنگامه جنگ در کربلا چنین نماز خوفی خواندند، نمازی که اوج بندگی خدا و اخلاص را به نمایش گذاشت، اما وضعیت خاصی داشتند زیرا چندان از دشمن دور نبودند.

اما آن عده‌ای که می‌خواستند دفاع کنند نزدیک اباعبدالله ایستاده بودند و دشمن بی‌حیای بی‌شرم حتی در این لحظه هم آنها را راحت نگذاشت و در حالی که اباعبدالله مشغول نماز بود. دشمن شروع به تیراندازی کرد، دو نوع تیر اندازی: هم تیر زبان که یکی فریاد؛ حسین! نماز نخوان نماز تو فایده‌ای ندارد، تو بر پیشوای زمان خودت یزید یاغی هستی، نماز تو قبول نیست! و هم تیرهایی که از کمان‌های معمولی شان پرتاب می‌کردند.

در این شرایط یکی دو نفر از اصحاب اباعبدالله(ع) که خودشان را برای ایشان سپر قرار داده بودند، روی خاک افتاده‌اند، یکی از آنها سعید ابن عبد الله حنفی به حالی افتادند که وقتی نماز اباعبدالله تمام شد، دیگر نزدیک جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالین او را رساندند. وقتی به بالین او رسیدند، او جمله عجیبی گفت: «یا اباعبدالله! اَوفیتُ؟» آیا من حق وفا را به جا آوردم؟ مثل این که هنوز هم فکر می کرد که حق حسین آن قدر بزرگ و بالاست که این مقدار فداکاری هم شاید کافی نباشد. این بود نماز حضرت ابا عبدالله(ع) در صحرای کربلا.

نماز معراج:

اما نکته ویژه در نماز ظهر عاشورای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) این بود که ایشان در این نماز تکبیر گفتند، ذکر گفتند، سبحان الله گفتند، بحول الله و قوته اقوم و اقعد گفتند، رکوع و سجود کردند و این در حالی بود که درست دو سه ساعت بعد از این نماز برای ایشان نماز دیگری پیش آمد، رکوع دیگری پیش آمد، سجود دیگری پیش آمد، به شکل دیگر ذکر گفتند، اما رکوع ابا عبدالله آن وقتی بود که تیری به سینه مقدس‌شان وارد شد و حضرت مجبور شدند تیر را از پشت سر بیرون بیاورند.

سجود ایشان… سجده بر پیشانی… وقتی که از اسب بر زمین افتادند… طرف راست صورتشان را روی خاک‌های گرم کربلا گذاشتند… ذکر ایشان ذکری دیگر بود… بسم الله… و بالله… و علی مله رسول الله… و با این نماز حضرت به عرش خدا عروج کردند.



تاریخ : شنبه 2 آبان 1394 | 12:25 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


حضرت امام حسین علیه السلام:

شب دهم محرم اختصاص دارد به حسین بن علی(ع) الگوی آزادگان جهان

شهامت، ایثار، بردباری، تسلیم، رضا، وفا، فروتنی، شجاعت و پایداری امواج اقیانوس بی منتهای حسین است. اگر این قیام چنین درون مایه ارزشمندی از فضایل انسانی را نداشت، این گونه بر پیشانی تاریخ نمی درخشید. عاشورا این گونه توانست حصار زمان و مکان را درهم شکند و تاریخ را درنوردد.

 شب دهم محرم (شب عاشورا):

1- در شب عاشورا به “محمد بن بشیر حضرمی” یکی از یاران امام حسین علیه‏ السلام خبر دادند که فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو می‏کنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین علیه‏ السلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد کردن فرزندت بکوش. 

محمد بن بشیر گفت: در حالی که زنده هستم، طعمه درندگان شوم اگر چنین کنم و از تو جدا شوم. امام علیه‏ السلام پنج جامه به او داد که هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به فرزندت که همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف کند.

 2- در شب عاشورا بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار “یا دهر اف لک من خلیل ..”را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود: “ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود و این روز را ندیده بودم” سپس سیلی به صورت زد و بیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز و مکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند.

امام حسین علیه‏السلام در شب عاشورا خطاب به یاران خود فرمودند: من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند

سپس امام حسین در سخنرانی خویش خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس “قاسم بن الحسن” به امام علیه‏السلام عرض کرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض کرد: ای عمو! مرگ در کام من از عسل شیرین‏تر است. امام علیه‏السلام فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنکه به رنج سختی مبتلا شوی، و همچنین پسرم عبداللّه‏ (کودک شیرخوار به شهادت خواهد رسید. 

قاسم گفت: مگر لشکر دشمن به خیمه‏ ها هم حمله می‏کنند؟ امام علیه‏ السلام به ماجرای شهادت عبداللّه‏ اشاره نمودند که قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ شیون و زاری سر دادند.

 3- امام علیه‏ السلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمه‏ها حفر کنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاکی که در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیه ‏السلام بسیار سودمند بود.

 4- مرحوم شیخ صدوق در کتاب ارزشمند “امالی” نوشته است: شب عاشورا حضرت علی‏ اکبر علیه‏ السلام و 30 نفر از اصحاب به دستور امام علیه‏ السلام از شریعه فرات آب آوردند. امام علیه ‏السلام به یاران خود فرمود: برخیزید، غسل کنید و وضو بگیرید که این آخرین توشه شماست.

 روز دهم محرم (روز عاشورا) :

 و اینک میدانی دوباره، اینک 72 یار و هزاران دشمن کینه‏ توزی که رحم و مروّت را از ازل نیاموخته‏ اند. اینک عاشورا که هر چه از آن بگوییم کم گفته‏ ایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیه‏ السلام . 

سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری می کردند و امام معصومی لشکر کم تعداد خود را به بهشت بشارت می داد… و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و… 

 

تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت 

ریخت خون مقدّست به زمین آسمان ز اشک آب گرفت 

ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت 

ناله مصطفی به گوش رسید موج خون ز چشم بوتراب گرفت 

شد سیه رنگ آسمان از خشم که ز خونت زمین خضاب گرفت 

آن تن پاره پاره را در بر گه سکینه گهی رباب گرفت 

شست زینب ز اشک جسمت را بلکه از چشم خود گلاب گرفت 

بر تن پاره پاره داد سلام ز آن بریده ‏گلو جواب گرفت 

هر دم از زخم بی حساب تَنَتْ خم شد و بوسه بی حساب گرفت

 

در این روز در سال 61ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده، آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن 58 سالگی (و یا 56 یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر، مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.

این روز، روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است.
چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند، تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.

دیگر شخصیتهایی که در روز عاشورا به شهادت رسیدند بدین شرح است:

حبیب بن مظاهر اسدی کوفی، مسلم بن عوسجه، حربن یزید ریاحی، جون مولی ابی ذرالغفاری، همسر وهب به دست رستم غلام شمر، علی اکبر علیه السلام، قاسم بن الحسن علیه السلام، عبدالله بن الحسن علیه السلام، قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام، مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام.



تاریخ : شنبه 2 آبان 1394 | 12:11 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام:

شب نهم محرم اختصاص دارد به ستاره 34 ساله آسمان کربلا و بزرگ ترین یار و یاور حسین(ع)، عباس یعنی چهره درهم کشیده و این نام نشان از صلابت و توانمندی سقای کربلا دارد.

او فرزند امام علی(ع) و برادر حسین(ع) بود، با این حال هرگز برادر خود را به نام صدا نزد. عباس(ع) این ادب و فروتنی را تا لحظه آخر بر خود واجب می دانست. او بهترین الگوی رشادت بود. زیرا پرچم دار سپاه بود و پرچم را به دست رشیدترین و شجاع ترین افراد لشگر می سپارند. او به اندازه ای محو یار شده بود که بر امواج دل انگیز آب روان، لب های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغ تشنگی را از یاد برد. رشادت، وفاداری و فروتنی عباس(ع) یکی دیگر از برگ های زرین عاشورا است که همه را به شگفتی واداشته است.

 روز نهم ماه محرّم الحرام:

 1- در روز نهم محرم (تاسوعای حسینی) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای که از عبیداللّه‏ داشت از “نُخیله” که لشکرگاه و پادگان کوفه بود، با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد کربلا شد و نامه عبیداللّه‏ را برای عمر بن سعد قرائت کرد. 
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه ات را خراب کند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده‏ای. به خدا قسم! تو عبیداللّه‏ را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و کار را خراب کردی.

2- شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود، از عبیداللّه‏ بن زیاد امان نامه‏ ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه‏ السلام گرفته بود که در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه کرد و ایشان نپذیرفت. 

شمر نزدیک خیام امام حسین علیه ‏السلام آمد و عباس، عبداللّه‏، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیه ‏السلام که مادرشان ام‏البنین علیه السلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید. آنها همگی گفتند: “لعنت خدا بر تو و امیر تو (و بر امان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر دختر رسول خدا را امان نباشد؟!

3- در این روز اعلان جنگ شد که حضرت عباس علیه‏ السلام، امام حسین را باخبر کرد. امام حسین علیه‏ السلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس که چه قصدی دارند؟ 

حضرت عباس علیه ‏السلام رفت و خبر آورد که اینان می‏گویند: یا حکم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.
امام حسین علیه‏ السلام به عباس فرمودند: اگر می‏توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می‏داند که من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.

حضرت عباس علیه ‏السلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشکریان خود پرسید که چه باید کرد؟ “عمرو بن حجاج” گفت: سبحان اللّه‏! اگر اهل دیلم و کفار از تو چنین تقاضایی می‏کردند سزاوار بود که با آنها موافقت کنی. 

عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس علیه‏ السلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت می‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیداللّه‏ می‏سپاریم و گر نه دست از شما برنخواهیم داشت.

4- امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر  کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.

در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد. همچنین در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.



تاریخ : جمعه 1 آبان 1394 | 12:20 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


حضرت علی اکبر:

شب هشتم محرم اختصاص دارد به فرزند بزرگ امام حسین (ع) که شبیه ترین فرد به پیامبر اکرم (ص) بود، کسی همیشه پدر را به یاد حضرت پیامبر می انداخت.

علی اکبر نخستین فردی بود که از بنی هاشم به میدان رفت. او که نزدیک ترین فرد به امام(ع) بود، چون غربت پدر را در میان خیل گرگ های خون آشام کوفه و شام می بیند، از همه یاران و افراد خاندان پیشی می گیرد و خود را در راه آرمانی فدا می کند. او گام به میدان می نهد تا حجت را تمام کند و شوق رسیدن به فیض شهادت را در دل یاران حسین(ع) قوت بخشد. تنها بدن حضرت علی اکبر بود که در کربلا تکه تکه شد و معروف است که بدن آن حضرت را جوانان بنی هاشم به عبا به خیمه ها بردند، علی اکبر(ع) الگوی سبقت گرفتن در شهادت است.

 روز هشتم ماه محرّم الحرام:

در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد. خوارزمی “در مقتل الحسین” و خیابانی “در وقایع الایام” نوشته‏اند که در روز هشتم محرم امام حسین علیه‏ السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه‏ السلام کلنگی برداشت و در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را کَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشکها را پر کردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد.

هنگامی که خبر این ماجرا به عبیداللّه‏ بن زیاد رسید، پیکی نزد عمر بن سعد فرستاد که: به من خبر رسیده است که حسین چاه می‏کَند و آب بدست می‏ آورد. به محض اینکه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت کن که دست آنها به آب نرسد و کار را بر حسین علیه‏ السلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.

در این روز “یزید بن حصین همدانی” از امام علیه‏ السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو کند. حضرت اجازه داد و او بدون آنکه سلام کند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام کردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان می‏پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به کشتن آنها گرفته‏ای و آب فرات را که حتی حیوانات این وادی از آن می‏نوشند از آنان مضایقه می‏کنی؟ 

عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من می‏دانم که آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته ‏ام و نمی‏ دانم باید چه کنم؛ آیا حکومت ری را رها کنم، حکومتی که در اشتیاقش می‏ سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی که می ‏دانم کیفر این کار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حکومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمی‏ بینم که بتوانم از آن گذشت کنم. 

 یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه‏ السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حکومت ری به قتل برساند.

امام علیه‏ السلام مردی از یاران خود بنام “عمرو بن قرظه” را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.

شب هنگام امام حسین علیه ‏السلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیه‏ السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود “عباس” و فرزندش “علی‏اکبر” را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش “حفص” و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص کرد.

در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه‏ السلام که فرمود: آیا می‏خواهی با من مقاتله کنی؟ عذری آورد. یک بار گفت: می ‏ترسم خانه‏ ام را خراب کنند! امام علیه السلام فرمود: من خانه‏ ات را می‏سازم. ابن سعد گفت: می‏ ترسم اموال و املاکم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی که در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در کوفه بر جان افراد خانواده ‏ام از خشم ابن زیاد بیمناکم و می‏ ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند. حضرت هنگامی که مشاهده کرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمی‏ گردد، از جای برخاست در حالی که می‏ فرمود: تو را چه می‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من می ‏دانم که از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.

پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه‏ ای به عبیداللّه‏ نوشت و ضمن آن پیشنهاد کرد که حسین علیه‏ السلام را رها کنند؛ چرا که خودش گفته است که یا به حجاز برمی گردم یا به مملکت دیگری می روم. عبیداللّه‏ در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، “شمر بن ذی الجوشن” سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه‏ با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت کند.


برچسب ها: شب هشتم محرم، حضرت علی اکبر،

تاریخ : پنجشنبه 30 مهر 1394 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات

به گزارش فرمانده حوزه بسیج دانش آموزی سرگردپاسدار عبدالحسینی: مراسم عزاداری سالروز شهادت حضرت رقیه(س) توسط واحد مقاومت هدف باحضورجانشین فرمانده ناحیه مقاومت سرگرد پاسدار هزارخانی ، مدیرآموزش وپرورش دکترصادق رشتیانی ودبیرستادامربه معروف ونهی ازمنکرو سایر مسئولین برگزارشد.

در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین مصیب خزایی به عشق و محبت حضرت رقیه(س) نسبت به امام حسین(ع) اشاره کرد و بر تربیت صحیح کودکان بر اساس عناصر تربیتی کودک امام حسین(ع) تأکید کرد.

در این مراسم حجت‌الاسلام خزایی نیز تصریح کرد: والدین در تربیت فرزندان خویش علاوه بر انتخاب الگوهای صحیح تربیتی باید توجه خویش را بر ازدیاد نسل شیعه معطوف کنند، زیرا فرزندان با شیوه و اخلاق شیعه رمز جاودانگی این مکتب زنده هستند.

در پایان این مراسم روضه خوانی ومصیبت در مدح حضرت رقیه(س)توسط حاج علی اصغرمؤمنی برگزارشد.
















طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: حضرت رقیه(س)،

تاریخ : چهارشنبه 29 مهر 1394 | 11:36 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


در شب هفتم محرم امام حسین علیه السلام با ابن سعد ملاقات و گفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عبید اللّه‏ بن زیاد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.

 روز هفتم ماه محرّم الحرام:

1- در روز هفتم محرم عمر بن سعد با سپاهیان خود بین امام حسین و یاران، و آب فرات فاصله ایجاد کرده و اجازه نوشیدن آب به آنها نداد.

زمانیکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمر بن سعد نیز بدون فاصله “عمرو بن حجاج زبیدی” را با چهار هزار تیرانداز مامور منع آب فرات کرد، که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود.

بدین ترتیب در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند.

 2- در این روز مردی به نام “عبداللّه‏ بن حصین ازدی” که از قبیله “بجیله” بود فریاد برآورد: ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند که قطره‏ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی! 

امام علیه‏ السلام فرمودند: خدایا!  او را از تشنگی بکش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده.

حمید بن مسلم می گوید: به خدا سوگند که پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالی که بیمار بود، قسم به آن خدایی که جز او پروردگاری نیست، دیدم که عبداللّه‏ بن حصین آنقدر آب می آشامید تا شکمش بالا می آمد و آن را بالا می آورد و باز فریاد می زد: العطش! باز آب می خورد، ولی سیراب نمی شد. چنین بود تا به هلاکت رسید.

 حضرت علی اصغر:

این شب یادآور کوچکترین کودک واقعه کربلا است، شیرخوار دلبندی که جان خود را با بی رحمی لشکریان عمر بن سعد از دست داد

حسین بن علی در روز عاشورا علی اصغر را که از تشنگی بی تاب شده بود به میدان جنگ برد و او را بر دو دستان خود قرار داد و فرمود:

” از یاران و فرزندانم، کسی جز این کودک نمانده‌است. نمی‏ بینید که چگونه از تشنگی بی تاب است؟ اگر مرا رحم نمی‌کنید حداقل به این کودک رحم کنید “

در این حال در بین سپاهیان عمر سعد تشکیک ایجاد شد که ما برای جنگیدن با کودکان نیامده‌ایم در این حال عمر سعد به حرمله دستور داد که با تیر سه شعبه کودک را بکشد و در این حین که حسین بن علی در حال گفتگو بود تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید. حسین بن علی خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید.


برچسب ها: شب هفتم محرم، حضرت علی اصغر،

تاریخ : چهارشنبه 29 مهر 1394 | 12:05 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات

به گزارش خبرنگار افتخاری بسیج دانش آموزی کنگاور ؛ حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی حسینی با اشاره به اهمیت زنده نگهداشتن قیام عاشورا اظهار داشت: هدف اصلی قیام امام حسین (ع) انجام فریضه الهی امر به معروف ونهی از منکر بود که مهمترین درس عاشورا برای مسلمانان و بخصوص شیعیان بود.

این مبلغ دینی در ادامه پیرامون شخصیت حضرت قاسم (ع) گفت :حضرت قاسم فرزند امام حسن محتبی(ع) هستند که در سن سه سالگی پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند و عملا تربیت یافته دامان حضرت اباعبدالله و مکتب ایشان بودند.

و ی خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی‌هایی که برای ایشان داشته خوش سخنی و بیان حرف‌های پخته و حساب شده بود که در سنین نوجوانی تفکراتی بالاتر و بیشتر از این سن داشت.

حجت الاسلام والمسمین حسینی با اشاره به اینکه سن تکلیف یعنی نزدیک شدن به خداوند اظهار داشت: حضرت قاسم(ع) در همین سن بود که آنقدر به معرفت رسید که در جواب عموی خود شهادت را شیرین تر از عسل میداند و این نمونه خوبی برای الگو گرفتن نوجوانان ما بوده و هست.

وی مهمترین چیزی که در تحصیل باید موردتوجه قرار گیرد را انسان شدن دانست و افزود: اینکه فقط مدرکی بگیریم یا درجات علمی را طی کنیم و به مقام و مرتبه برسیم ملاک نیست بلکه باید خود را بسازیم و انسانیت را تمرین کرده و یاد بگیریم ور در این راه الگو گرفتن از شخصیت هایی همچون حضرت قاسم(ع) میتواند مسیر را نشان ما بدهد.





طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: احلی من العسل، یادواره حضرت قاسم(ع)،

تاریخ : سه شنبه 28 مهر 1394 | 10:00 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


1- در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه ‏ای برای عمر بن سعد فرستاد که: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز کرده ‏ام. توجه داشته باش که هر روز و هر شب گزارش کار تو را برای من می‏فرستند. 

 2- در این روز “حبیب بن مظاهر اسدی” به امام حسین علیه‏ السلام عرض کرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیکی طائفه‏ ای از بنی اسد سکونت دارند که اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم

 امام علیه ‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت می‏کنم، او یارانی دارد که هر یک از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشکری انبوه محاصره کرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت می‏نمایم… . 

 در این هنگام مردی از بنی‏ اسد که او را “عبداللّه‏ بن بشیر” می‏ نامیدند برخاست و گفت: من اولین کسی هستم که این دعوت را اجابت می‏کنم و سپس رجزی حماسی خواند: 

 قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواکلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا 

اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ کَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ 

 “حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی که آماده پیکار شوند و هنگامی که سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ که من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ ام.” 

 سپس مردان قبیله که تعدادشان به 90 نفر می‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه ‏السلام حرکت کردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه کرد و او مردی بنام “ازْرَق” را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یکدیگر درگیر شدند، در حالی که فاصله چندانی با امام حسین علیه ‏السلام نداشتند. هنگامی که یاران بنی ‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریکی شب پراکنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود کوچ کردند که مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد. 

 حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏ السلام آمد و جریان را بازگو کرد. امام علیه‏ السلام فرمودند:

“لاحَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّه‏ِ”

 شب ششم: حضرت قاسم(ع)

شب نوجوانان عاشورایی، شب روضه قاسم بن الحسن(ع) . وقتی امام حسین(ع) سخن از شهادت یارانش به میان آورد، نوجوان سیزده ساله کربلا از عمو پرسید: عموجان ایا من نیز به فیض شهادت نائل می شوم؟ امام او را به سینه چسباند و فرمود: فرزندم مرگ را چگونه می بینی؟

قاسم پاسخ داد: از عسل شیرین تر!

شهادت طلبی قاسم(ع) و پا فشاری او برای رسیدن به مقصود، زیباترین الگو را برای رهروان خط سرخ شهادت رقم زد.


برچسب ها: ششم محرم، حضرت قاسم،

تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 09:48 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مسئولیت دولت میزبان در قبال جان باختن ۷ هزار مسلمان گفتند: پس از این حادثه باید صدای واحد و اعتراض دنیای اسلام برمی‌خاست اما متأسفانه به جز صدای جمهوری اسلامی ایران صدایی شنیده نشد.



حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (دوشنبه) در دیدار مسئولان و دست اندرکاران برگزاری حج، فاجعه بسیار تلخ و حیرت‌انگیز منا را از جمله امتحانات الهی خواندند و با انتقاد از سکوت دولتها و به خصوص دولتهای غربی و سازمانهای مدعی حقوق بشر در قبال این مصیبت بزرگ تأکید کردند: این حادثه به هیچ وجه نباید فراموش شود و دستگاه دیپلماسی و سازمان حج موظف هستند که این موضوع را به صورت قاطع دنبال کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با اشاره به مسئولیت دولت میزبان در قبال جان باختن 7 هزار مسلمان گفتند: پس از این حادثه باید صدای واحد و اعتراض دنیای اسلام بر می‌خاست اما متأسفانه به جز صدای جمهوری اسلامی ایران صدایی شنیده نشد و حتی دولتهایی که زائران آنها جزء جان‌باختگان بودند، در قبال این فاجعه، اعتراض قابل اعتنایی نکردند.

رهبر انقلاب، پیگیری این مسئله و گفت‌وگو با دولتها برای تبیین اهمیت ماجرا و بررسی راههای جلوگیری از تکرار آن را وظیفه مهم مسئولان کشور به خصوص دستگاه دیپلماسی خواندند و افزودند: ظواهر ماجرا نشان می دهد که این فاجعه در اثر کوتاهی دولت میزبان رخ داده اما در هر صورت، این مسئله، یک مسئله سیاسی نیست بلکه بحث بر سر هزاران مسلمانی است که در حال عبادت و انجام مناسک حج و با لباس احرام جان باختند و این مسئله باید به صورت جدی دنبال شود.

ایشان، سکوت محض دستگاههای مدعی حقوق بشر در اروپا و امریکا را جنبه دیگر قابل پیگیری برشمردند و خاطرنشان کردند: دستگاههای دروغگو و منافق مدعی حقوق بشر و همچنین دولتهای غربی که گاهی برای کشته شدن یک نفر جنجال فراوانی در دنیا بر پا می کنند، در این ماجرا به نفع دولت رفیق خود سکوت محض کردند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: این مدعیان حقوق بشر اگر صداقت داشتند، باید پاسخگویی، جبران خسارت، تضمین عدم تکرار و مجازات عاملان این فاجعه را مطالبه می کردند.

رهبر انقلاب، پیگیری برای مطالبه و زنده نگه داشتن این موضوع مهم را وظیفه سازمان حج خواندند و افزودند: این مسئله نباید به سکوت و فراموشی بگذرد و باید تا سالها در مجامع جهانی مطرح شود و نقطه آماج این حرکت نیز باید دولتهای غربی و سازمانهای مدعی حقوق بشر باشند.

ایشان با تشکر صمیمانه از زحمات دلسوزانه مسئولان حج کشور به خصوص پیگیریهای مستمر و روحیه و مواضع قاطع حجت‌الاسلام قاضی عسگر و همچنین تحرک همه‌جانبه، پاسخگویی و احساس مسئولیت آقای اوحدی رئیس سازمان حج، گفتند: اجر و پاداش این زحمات و مجاهدتها همگی در میزان الهی محفوظ است و همین صبر و مجاهدت در راه خداست که حضرت زینب(س) پس از دیدن آنهمه بلا و حادثه در صحرای کربلا، از آن به‌عنوان زیبایی و جمال یاد می‌کند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب، حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسگر نماینده ولی فقیه و سرپرست زائران ایرانی با بیان گزارشی از فعالیت‌های انجام گرفته در حج امسال و همچنین تشریح اقدامات صورت گرفته در خصوص حادثه مسجدالحرام و فاجعه تلخ منا، گفت: این فاجعه حاصل سوء مدیریت و بی تدبیری مسئولان سعودی بود و با همکاری دستگاههای مسئول، اتفاقات و فجایع آن را مستند و پیگیری خواهیم کرد.

همچنین آقای اوحدی رییس سازمان حج و زیارت در رابطه با انتقال جان باختگان مظلوم فاجعه منا به کشور و رسیدگی به مصدومان این فاجعه گفت: پیگیری های جدی برای تعیین وضعیت جان باختگان باقیمانده ایرانی با همکاری سایر دستگاه‌ها بصورت مستمر انجام می شود.

رئیس سازمان حج گزارشی از عملیات اجرایی حج امسال نیز بیان کرد.




طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،

تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 03:55 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات

تعداد کل صفحات : 21 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...

  • آنکولوژی | اخبار وب | تیم بلاگ