تبلیغات
بسیج دانش آموزی شهرستان کنگاور - مطالب بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 خیلی خوش‌آمدید عزیزان من؛ امیدوارم که ان‌شاءالله روز معلّم و یادبودهای گرامی این روز برای همه‌ی شما فرزندان عزیزم، برادران و خواهران عزیزم مایه‌ی شادکامی و سعادت و افتخار ابدی باشد.

 اوّلاً بعد از تبریک این روز، یاد شهدای شما را باید گرامی بداریم؛ چه شهدای معلّم که حدود چهارهزار معلّم شهید شدند و رقم کوچکی نیست، و چه شهدای دانش‌آموز که بیش از ۳۶ هزار دانش‌آموز ما در طول دفاع مقدّس به شهادت رسیدند. اگر نَفَس گرم معلّم نبود، معلوم نبود که دانش‌آموز در همه‌ی شرایط، راهی جبهه بشود؛ این افتخار هم برمیگردد به معلّمین.

 بعد از این، نوبت این است که من از شما -جامعه‌ی معلّمی کشور- سپاسگزاری کنم؛ چون جامعه‌ی معلّمین یک جامعه‌ای است که یک کار دشوار را با بازده مادّی اندک بر عهده گرفته. معلّم رنج مواجهه‌ی تربیتی با جوان و نوجوان را بر دوش دارد؛ این کار کوچکی نیست؛ سخت است. مسئولیّت سنگینی هم دارد؛ همه هم از معلّم توقّع دارند و دلشان میخواهد که این نونهال‌شان، جوانشان، کودکشان وقتی رفت مدرسه، با تربیت معلّم، مثل دسته‌ی گل در داخل خانواده بدرخشد؛ انسان این‌جور دلش میخواهد؛ همه توقّع دارند از معلّم. درعین‌حال شما درآمد یک معلّم را مقایسه کنید با درآمد فلان سرمایه‌دار، فلان پول‌دار، فلان بچّه‌تاجر؛ خب این را معلّم میبیند، میداند؛ اینهایی که وارد وادی معلّمی میشوند شاید خیلی‌شان -حالا نگوییم همه‌شان؛ بسیاری از اینها- میتوانستند یک جادّه‌ی دیگری را در پیش بگیرند و یک منبع درآمد بالاتر و بیشتری برای خودشان فراهم کنند؛ [امّا] نکردند. بخشی از انگیزه‌های معلّمی عشق است؛ محبّت است، احساس مسئولیّت است. آینده‌سازی میکنند با قناعت، رنج تربیت جوان و نوجوان را بر عهده میگیرند با نجابت، با صبر و سکون. نمیخواهم یک حکم کلّی بکنم؛ بالاخره در هر جامعه‌ای، در هر لباسی ممکن است تعدادی هم باشند که مطلوب نباشند، لکن سیاق کلّی جامعه‌ی معلّمین این است که عرض میکنم. ما خودمان زیر دست این معلّمها درس خواندیم، حرف شنفتیم، یاد گرفتیم؛ میدانیم معلّم چه‌جوری است.

 خب، یک خصوصیّت معلّمی که [اگر] شما معلّمان عزیز و نومعلّمان و جامعه‌ی معلّمین به آن توجّه کنند خوب است، این است که در این کاری که با این خصوصیّات عرض کردیم -رنج زیاد و بازده مادّی کم- امکان اخلاص هست؛ [این‌] خیلی مهم است. نجات انسان در زندگی ابدی به‌وسیله‌ی اخلاص است؛ برای خدا، برای حقیقت کار کردن، مخلصانه کار کردن مایه‌ی نجات است؛ این در خیلی از جاها پیدا نمیشود. خیلی از کارها را انسان خیال میکند برای خدا انجام داده، بعد یک خرده که خودش با انصاف دقّت میکند، میبیند داخلش قاطی دارد. وَ اَستَغفِرُکَ مِمّا اَرَدتُ بِه‌ وَجهَکَ فَخالَطَنی ما لَیسَ لَک؛(۲) این دعا یکی از دعاهای بین نافله‌ی صبح و فریضه‌ی صبح است که میگوید خدایا من استغفار میکنم از آن عملی که خواستم برای تو آن را انجام بدهم امّا در بین آن «فَخالَطَنی ما لَیسَ لَک»، یک انگیزه و نیّت غیرخدایی وارد شد؛ خیلی از کارهای ما این‌جوری است. بنده خودم را عرض میکنم. آنجایی که انسان امکان دارد اخلاص بورزد غنیمت است؛ یکی از آنجاها معلّمی است. میتوانید بااخلاص کار کنید؛ و اگر بااخلاص کار کردید، کارتان برکت پیدا خواهد کرد.

 نمونه‌ی روشن و حیّ‌وحاضر آن شهید مطهّری است. آیت‌الله مطهّری بااخلاص حرکت میکرد، کارش برای خدا بود؛ ما از نزدیک با ایشان معاشر بودیم، کارش را میدیدیم؛ نیّتش را میفهمیدیم. آدمی بود زمان‌شناس، نیازشناس؛ نیازها را میدانست، میفهمید و می‌نشست برای خدا، برای پُر کردن خلأ این نیازها، بااخلاص کار میکرد و فکر میکرد و میگفت و مینوشت و تلاش میکرد و برخورد میکرد. نتیجه‌ی اخلاص او این شده است که کارهای او ماندگار است؛ ده‌ها سال است شهید شده امّا کتابهای او را به قول سعدی «چون کاغذ زر میبرند»؛(۳) کسانی که اهل فکرند، اهل فهمیدنند، دنبال فهمیدنند، دنبال کتابهای شهید مطهّری میدوند. این اخلاص است.

 وقتی شما بااخلاص کار میکنید، هرکدام از این نوجوان‌ها و جوانهایی که زیرِ دست شما هستند، میتوانند آینده‌ای برای این کشور بسازند که این آینده مایه‌ی سعادت جاودانه‌ی شما بشود که معلّم او هستید؛ ولو کسی شما را نشناسد. معلّمهای امام بزرگوار را -آنهایی که در بچّگی او را درس دادند- کسی نمی‌شناسد امّا آثار امام در نامه‌ی عمل آنها هم نوشته میشود که این مرد را این‌جوری تربیت کردند، این‌جوری بار آوردند.

 خب، گفتیم اخلاص؛ این خطاب به شما بود؛ [امّا] معنایش این نیست که حالا چون جامعه‌ی معلّمی اخلاص دارد و قناعت دارد، پس مسئولان کشور از مسائل مادّی معلّمان غافل بمانند؛ نه، بارها گفتیم، بارهای دیگر هم خواهیم گفت؛ مسئولان باید بدانند هر هزینه‌ای که در آموزش‌وپرورش میکنند هزینه‌ی سرمایه‌ای است، هزینه‌ی محض نیست؛ پولی که آنجا خرج میشود، در واقع، سرمایه‌گذاری دارد میشود؛ به این چشم به آموزش‌وپرورش نگاه کنند، به این چشم بودجه‌گذاری کنند، به این چشم امکانات معیشتی فراهم کنند. بعضی از بدخواهان هم هستند که از مشکلاتِ معیشتیِ جامعه‌ی معلّمین، سوءاستفاده میکنند؛ بنده شنیده‌ام بعضی حتّی در داخل خود آموزش‌وپرورش این سوءاستفاده‌ها را میکنند؛ وضعِ معیشتیِ دارای کمبودِ جامعه‌ی معلّمی، موجب میشود کسانی سوءاستفاده کنند. تا امروز، به توفیق الهی، جامعه‌ی معلّم خودش را سالم و پاکیزه نگه داشته، لکن بعضی‌ها دارند کار میکنند و تلاش میکنند که از این حرکتهای ناسالم به وجود بیاورند.

 خب، حالا موضوع اصلی را مطرح کنیم. عزیزان من! شما یک نسلی را میخواهید تربیت کنید؛ کشور شما و آینده‌ی شما به چگونه نسلی نیاز دارد؟ این مهم است. این‌جور هم نیست که ما در یک میدان خالی بخواهیم کار کنیم؛ نخیر. فرض کنید که یک‌وقت یک نفر جودوکار یا کونگ‌فوکار در میدان خالی مدام بنا میکند حرکات جودوکاری انجام دادن، کسی هم در مقابلش نیست، خب راحت است؛ یا [کسی‌] در میدان خالی شمشیربازی میکند و ضربه میزند، کسی هم در مقابلش نیست؛ امّا گاهی در مقابل شما یک حریفی وجود دارد، ضربه‌ی شما را خنثی میکند، مانع وارد آمدن ضربه به خودش میشود و متقابلاً ضربه میزند؛ ما امروز با یک‌چنین حریفی مواجهیم. حریف کیست؟ نظام سلطه‌ی بین‌المللی. حالا بعضی‌ها ممکن است تعجّب کنند که [مگر] آموزش‌وپرورش ما با نظام سلطه‌ی بین‌المللی مواجه است؛ بله. نظام سلطه‌ی بین‌المللی که امروز مظهرش حکومت آمریکا است، سرمایه‌دارهای بزرگ صهیونیست‌اند و بعضی از دولتهای مستکبر دیگر؛ اینها نمایندگان و نمادهای نظام سلطه‌ی بین‌المللی هستند. من مفصّل این نظام سلطه را در صحبتهای عمومی مطرح کرده‌ام و معنا کرده‌ام که نظام سلطه‌ی بین‌المللی یعنی چه. این نظام سلطه‌ی بین‌المللی برای ملّتها -نه فقط ملّت ما، [بلکه‌] برای هر ملّتی که بتواند- برنامه دارد؛ او هم میخواهد نسلی که آینده‌ی این کشور را و این کشورها را میسازد، با یک قواره‌ای و با یک شاکله‌ای تربیت بشود که برای او مفید باشد؛ نسلی در کشورها تربیت بشود که فکر او را داشته باشد، فرهنگ او را داشته باشد، نگاه و سلیقه‌ی او را به مسائل جهانی داشته باشد. این نسل تربیت میشود، البتّه باسواد هم میشود، محقّق هم میشود، سیاستمدار هم میشود و در کشورهای مختلف [جزو] مسئولان کشور هم میشوند. خب برای یک مجموعه‌ی استعمارگر چه‌چیزی بهتر از اینکه مسئولان یک کشور، صاحب‌نظران یک کشور و صاحبان رأی در یک کشور، مثل آنها فکر کنند و مثل آنها عمل بکنند؟ کار را برای آنها آسان میکند دیگر. این برنامه‌ی استعماریِ فرهنگی است. البتّه مال امروز هم نیست؛ شاید ده‌ها سال است که این برنامه دارد انجام میگیرد.

 متفکّرین سیاست غربی بارها گفته‌اند به‌جای اینکه ما مثل دوران استعمار قرن نوزدهمی برویم کشورگشایی کنیم و حاکم نظامی بگذاریم و پول خرج کنیم و اسلحه بفرستیم و جنگ و جدال راه بیندازیم، بهتر از آن و آسان‌تر از آن و کم‌هزینه‌تر از آن این است که نخبگان و زبدگان آنها را بیاوریم فکر خودمان را به آنها تزریق کنیم، آنها را بفرستیم به کشورشان، آنها میشوند سربازهای بی‌جیره و مواجب ما؛ همانی که او میخواهد، این عمل میکند. شما امروز چنین دولتهایی سراغ ندارید؟ در منطقه‌ی ما از این دولتها کمند؟ [که‌] همان حرفی را میزند که آمریکا میخواهد بزند، همان کاری را میکند که او میخواهد بکند؛ خرجش را هم متحمّل میشود، هزینه‌اش را هم متحمّل میشود، [امّا] برای او کار میکند. نه فقط از او امتیاز نمیگیرد و پول نمیگیرد، بلکه پول هم خرج میکند؛ امتیازش فقط این است که استکبار مانع سقوط او به دست عوامل مخالف میشود و او را نگه میدارد. یک برنامه‌ی این‌جوری دارند برای نسل ما؛ برای همین دانش‌آموزی که زیر دست شما است همین برنامه را دارند. حالا چقدر بتوانند یا نتوانند بحث دیگری است، امّا این برنامه هست. فکر خودشان را ترویج میکنند، فرهنگ خودشان را ترویج میکنند، زبان خودشان را ترویج میکنند.

 من همین‌جا این حرفی را که گاهی هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌وپرورش [تکرار میکنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلی نگفته باشم امّا قبلها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصراری است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوی است. [مثلاً] زبان اسپانیولی؛ امروز کسانی که به زبان اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به زبان انگلیسی حرف میزنند؛ در کشورهای مختلف، در آمریکای لاتین یا در آفریقا کسان زیادی هستند. مثلاً میگویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم برای آنها کار بکنم، امّا مثال دارم میزنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفته‌ی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعه‌ی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم می‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودک‌ها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی‌] کرسی زبان را در یک‌جا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازه‌ی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یک‌جا میخواهیم ترویج کنیم؛ آن‌وقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم! این را داخل پرانتز گفتم، برای اینکه همه بدانند، توجّه کنند. [البتّه‌] نمیگویم که فردا برویم زبان انگلیسی را در مدارس تعطیل کنیم؛ نه، حرف من این نیست؛ حرف این است که بدانیم چه‌کار داریم میکنیم؛ بدانیم طرف میخواهد چگونه نسلی در این کشور پرورش بیابد،  و با چه خصوصیّاتی.

 خب، این حالا آن نسلی [است‌] که سلطه‌ی بین‌المللی -نظام سلطه- میخواهد. ما چه؟ ما چگونه نسلی میخواهیم؟ این سوگندنامه خیلی خوب بود؛ این سوگندنامه را من، قبل از اینکه بیایم اینجا، آن‌طرف آوردند و نگاه کردم؛ حالا هم با دقّت گوش کردم. ضمناً بدانید: سوگند که خوردید، بر شما لازم شد؛ سوگندِ با نیّت که انسان میخورد، این دیگر واجب‌الاجرا است، باید بر طبقش عمل کنید؛ سوگند خوب بود، سوگندنامه خوب بود.

 ما اوّل‌چیزی که لازم است برای دانش‌آموز خودمان در نظر بگیریم، این است که در او هویّت مستقلّ ملّی و دینی به وجود بیاوریم؛ این اوّلین چیز؛ هویّت مستقل و با عزّت. جوانمان را جوری بار بیاوریم که دنبال سیاست مستقل باشد، دنبال اقتصاد مستقل باشد، دنبال فرهنگ مستقل باشد؛ وابستگی، رُکون(۴) به دیگران، اعتماد به دیگران و تکیه‌ی به دیگران در وجود او به‌عنوان یک روحیه رشد نکند. ما از این جهت دچار آسیبیم؛ این را به شما عرض بکنم! شما می‌بینید یک کلمه‌ی فرنگی که وارد کشور میشود، فوراً بزرگ و کوچک و عمامه‌ای و غیرعمامه‌ای و مانند اینها، همه این کلمه را به‌کار میبرند. خب چرا آقا جان؟ چرا ما این‌قدر مشتاقیم و تشنه‌ایم که تعبیرات فرنگی به‌کار ببریم؟ چرا؟ این همان حالتی است که به ارث برای ما گذاشته‌اند. این همان حالت دوران طاغوت است که دوران جوانی خود ما است. بنده یادم است؛ من خودم هم آن وقتی‌که جوان بودم، کأنّه مسابقه گذاشته بودیم که از این تعبیرات فرنگی استفاده کنیم. هرکه از این تعبیرات بیشتر استفاده میکرد، نشان‌دهنده‌ی این بود که روشنفکرتر است و آگاه‌تر است و مانند اینها. این غلط است. هویّت مستقل، اوّلین چیزی است که ما بایستی در جوان خودمان، در نوجوان خودمان رشد بدهیم و پرورش بدهیم. بعد آن‌وقت اقتصاد مقاومتی معنا پیدا میکند. این‌جور نیست که بعد ما برای اینکه بخواهیم اقتصاد مقاومتی انجام بگیرد، مسئولین بالای دولتی بیایند بنشینند صد جلسه پشت‌سرهم تشکیل بدهند و مرتّب آئین‌نامه، مرتّب بخشنامه، مرتّب فلان؛ آخرش هم حالا به آن صورتی که کامل است انجام نگیرد. الان خب دارند تلاش میکنند که این اقتصاد مقاومتی تحقّق پیدا کند. وقتی روحیه، روحیه‌ی استقلال و مقاومت و ایستادگیِ در مقابل دیگران نیست، خب سخت است دیگر. وقتی عادت میکنیم که یک ذخیره‌ای را -که در خانه‌ها معمولاً خانواده‌های عاقل و بافکر ذخیره‌هایی نگه میدارند برای خودشان؛ ما هم یک ذخیره‌ی خداداد داریم و آن نفت است- مرتّب دربیاوریم و بفروشیم، مرتّب دربیاوریم و بفروشیم، بدون ارزش افزوده؛ یک‌وقت این را تبدیلش میکنیم به یک چیزی که دارای ارزش افزوده است، خیلی خب، قابل قبول است، امّا نخیر، بدون هیچ ارزش افزوده‌ای، همین [فقط] درمی‌آوریم و میفروشیم. بعضی از این رؤسای کشورها که آمده‌اند پیش ما، گله کرده‌اند که ما تراز تجاری‌مان با شما همسان نیست، شما به ما بیشتر میفروشید و کمتر میخرید، بنده مکرّر به چندین نفر از اینها گفته‌ام که آنچه شما میخرید، عمده‌اش نفت است؛ نفت یعنی پول، نفت یعنی طلا؛ ما ارزش افزوده‌ای از نفت به‌دست نمی‌آوریم؛ ثروتمان را از زیر خاک درمی‌آوریم و میدهیم به شما. این را نمیشود در حساب تراز تجاری قرار داد. اینها مهم است. هویّت مستقل وقتی بود، از این‌جور زندگی کردن انسان دور میشود؛ آن‌وقت اقتصاد مقاومتی معنا پیدا میکند، اقتصاد بدون نفت معنا پیدا میکند، فرهنگ مستقل معنا پیدا میکند.

 ما باید شاخصهای ممتاز و برجسته را در دانش‌آموزمان زنده کنیم؛ بله، در همین سوگندنامه هم بود که فطرت خداداد او را فعّال کنیم؛ بله، درست است؛ در همه‌ی من و شما، خدای متعال یک مایه‌ای قرار داده که این مایه قابل رشد پیدا کردن است و میشود از آن استفاده کرد. این را در این بچّه فعّال کنید، رشد بدهید.

 این شاخصها اینها است؛ حالا عمده‌اش مفاهیم جریان‌ساز، در او مفاهیم جریان‌ساز و عمل‌ساز را تولید کنیم و به راه بیندازیم و زنده کنیم؛ ایمان؛ اندیشه‌ورزی، یاد بگیرد فکر کند؛ مشارکت اجتماعی، دوری از انزواهای اجتماعی نامطلوب؛ تکافل(۵) اجتماعی که یک معنای خیلی والای اسلامی دارد.

 اصلاح الگوی مصرف؛ این حقیر، بارها راجع به اصلاح الگوی مصرف صحبت کرده‌ام -در سخنرانی‌های اوّل سال، با مسئولین، در جلسات خصوصی، در جلسات عمومی- امّا الگوی مصرف ما هنوز اصلاح نشده؛ ما بد مصرف میکنیم. همین مسئله‌ی جنس خارجی که من چند روز قبل(۶) اینجا در حسینیّه، با جمعی در میان گذاشتم، از همین قبیل است. این قاچاقهای ده‌ها و صدها میلیاردیِ وسایل لوکس، از همین قبیل است. این بچّه‌بازی‌های داخل خیابانها -که بچّه‌پول‌دارهای نوکیسه، با آن خودروهای کذائی می‌آیند دائم راه میروند، دائماً رژه میروند، دائماً پُز میدهند- به‌خاطر همین چیزها است؛ اصلاح الگوی مصرف. این را باید از کودکی به این جوان و نوجوان یاد داد.

 تحمّل مخالف؛ بله، تا یک کسی یک مختصر تنه‌ای زد به ما، ما برگردیم با مشت به سینه‌اش بکوبیم؛ این عدم تحمّل است. اسلام این را از ما نمیخواهد؛ اسلام عکس این را از ما میخواهد؛ رُحَمآءُ بَینَهُم.(۷)

 ادب؛ مؤدّب بودن. حالا خیلی از شما قاعدتاً با فضای مجازی آشنایید؛ واقعاً در فضای مجازی ادب رعایت میشود؟ حیا رعایت میشود؟ خب نمیشود دیگر؛ یا در بخش مهمّی [رعایت] نمیشود. اینها را باید رشد داد در نوجوان و جوان.

 تدیّن؛ اشرافی بار نیامدن؛ زندگی اشرافی را بر اینها تزریق نکردن. البتّه حالا اگر بخواهم من اینجا فهرست کنم و بنویسم و بخوانم، یک چند صفحه میشود؛ یک‌مقداری‌اش اینها است.

 اینها را شما باید انجام بدهید؛ این کار شما است، این کار مقدّس شما است. شما هستید که این نسل را این‌جوری پرورش میدهید و فرهنگ‌سازی میکنید. اگرچنانچه توانستید این مفاهیم جریان‌ساز را در ذهن دانش‌آموزتان رسوخ بدهید، خدمت بزرگی به آینده‌ی کشورتان کرده‌اید. معلّم خوشبختانه این‌جوری است؛ چون تعلیم میدهد، چون یاد میدهد، یک تسلّط روحی و فرهنگی به‌طور طبیعی بر دانش‌آموز دارد -حالا آن دانش‌آموزهای بداخلاق را که در بعضی از کلاسها هستند کار نداریم امّا به‌طور عموم این‌جوری است؛ در حوزه‌های علمیّه که متعلّم و طلبه در مقابل استاد مثل عبد خاضع است؛ حالا در فرهنگ جدید این‌جوری نیست لکن بالاخره یک تسلّطی معلّم دارد بر شاگرد- میتوانید از آن استفاده کنید.

 خب، دستگاه‌های مختلف نقش دارند؛ میتوانند در این زمینه این فضا را در آموزش‌وپرورش به‌وجود بیاورند که معلّم بتواند کارش را آسان انجام بدهد و وفادار بماند به همین مضمون این سوگندنامه و این مطالبی که ما عرض کردیم.

 یکی، معاونت پرورشی است که سفارش شد و خوشبختانه راه‌اندازی کردند و معاونت پرورشی را فعّال کردند، لکن کافی نیست؛ معاونت پرورشی وظیفه‌ی سنگین‌تری بر عهده دارد. فعّالیّت پرتلاش، هدفمند، هوشمند و سالم؛ هم سالم از لحاظ اعتقادی، هم سالم از لحاظ سیاسی، هم سالم از لحاظ اخلاقی؛ اینها جزو مسئولیّتهای معاونت پرورشی است؛ باید اینها را رعایت کنید. اگرچنانچه نسبت به هرکدام از اینها -چه استقامت در درست حرکت‌کردنِ دینی، چه اخلاقی و چه سیاسی- خطایی در آنجا سربزند، این ضربه‌زدن به آموزش‌وپرورش و ضربه‌زدن به این نسل است.

 یکی از مسئولین در این زمینه صداوسیما است؛ صداوسیما خیلی نقش میتواند ایفا کند. من سال گذشته هم گفتم،(۸) عمل نشده، آن‌چنان‌که باید عمل نشده؛ صداوسیما باید یک سرفصل کاری مخصوص آموزش‌وپرورش داشته باشد؛ آدمهای با فکر، بنشینند برنامه‌ریزی کنند. چند روز پیش -شاید هفته‌ی پیش- جمعی از نوجوانها و جوانهای دانش‌آموز اینجا در حسینیّه بودند و برایشان بنده صحبت کردم.(۹) یکی‌شان یک نامه‌ای به من داد، دیدم حرف حسابی میزند؛ نوشته بود که در صداوسیما برای کودکان برنامه هست، برای بزرگها برنامه هست، برای ما جوانهای دبیرستانی برنامه نیست. دیدم راست میگوید، حرف درستی است. کدام برنامه را برای این جوان فراهم کردید که بتواند از آن استفاده‌ی روحی، استفاده‌ی فکری، استفاده‌ی دینی، استفاده‌ی علمی کند. البتّه برنامه‌های علمی در بعضی از شبکه‌ها هست، اینها برنامه نیست؛ برنامه‌سازی باید بشود؛ هنرمندانه کار باید بشود. این هم یک دستگاه که دستگاه موظّفی است.

 یکی وزارت ارتباطات [است‌]. این فضای مجازی امروز از فضای حقیقیِ زندگی ما چند برابر بزرگ‌تر شده؛ بعضی‌ها اصلاً در فضای مجازی تنفّس میکنند؛ اصلاً آنجا تنفّس میکنند، زندگی‌شان در فضای مجازی است. جوانان هم سروکار دارند با فضای مجازی، با انواع‌واقسام چیزها و کارها، با برنامه‌های علمی‌اش، با اینترنتش، با شبکه‌های اجتماعی‌اش، با مبادلات و امثال اینها سروکار دارند؛ خب، اینجا لغزشگاه است. هیچ‌کس نمیگوید آقا جادّه نکش. اگر شما در یک منطقه‌ای جادّه‌ای لازم دارید، خیلی خب، جادّه بکش، جادّه‌ی اتوبان هم بکش امّا مواظب باش! آنجایی که ریزش کوه محتمل است، آنجا محاسبه‌ی لازم را بکنید. ما به دستگاه‌های ارتباطی خودمان، به مجموعه‌ی وزارت ارتباطات و شورای عالی مجازی -که بنده از آن هم گله دارم- سفارشمان این است. ما نمیگوییم این راه را ببندید؛ نه، اینکه بی‌عقلی است. یک کسانی نشسته‌اند، فکر کرده‌اند، یک راهی باز کرده‌اند به‌عنوان این فضای مجازی و به قول خودشان سایبری؛ خیلی خب، از این استفاده کنید منتها استفاده‌ی درست بکنید؛ دیگران دارند استفاده‌ی درست میکنند؛ بعضی از کشورها طبق فرهنگ خودشان این دستگاه‌ها را قبضه کرده‌اند. ما چرا نمیکنیم؟ چرا حواسمان نیست؟ چرا رها میکنیم این فضای غیرقابل کنترل و غیرمنضبط را؟ مسئولند، یکی از مسئولین هم همینها هستند؛ دستگاه وزارت ارتباطات است.

 باید همه‌ی اینها کمک کنند به آموزش‌وپرورش؛ آموزش‌وپرورش به‌تنهایی نمیتواند همه‌ی کارها را انجام بدهد؛ اینها باید کمک کنند. اینکه من بارها گفته‌ام دستگاه‌ها بایستی کمک کنند به آموزش‌وپرورش، خب، کمکها اینها است؛ همه‌اش ذهنشان به کمکهای مالی و مادّی و پولی نرود؛ کمکها اینها است؛ باید همه همکاری بکنند تا آموزش پرورش بتواند واقعاً سرپا بِایستد و کار خودش را انجام بدهد.

 یکی از کارهایی که باید در آموزش‌وپرورش انجام بگیرد، تزریق روحیه‌ی شادابی و جوانی در معلّم است؛ نگذاریم معلّم پیر بشود. پیرِ سنّی مرادم نیست؛ بعضی‌ها سنّشان جوان است امّا روحیه‌شان پیر است؛ بعضی روحیه‌شان جوان است بااینکه سنّشان زیاد است. معلّمی را سراغ داریم که به نظرم حدود هفتاد سال است معلّمی میکند، [امّا] دست برنداشته؛ اینها قیمت دارد. این روحیه‌ها را باید در آموزش پرورش احیا کرد.

 نظام آموزشی ما نظام فرسوده و قدیمی و کهنه‌ای است. نظام آموزشی کهنه است؛ این را ما از اروپایی‌ها گرفتیم، همین‌جور نگهش داشتیم، مثل یک چیز موزه‌ای مقدّس که دست به آن نخورَد! هرگاه‌یک‌باری گوشه‌کنارش را یک کمی کم و زیاد کردیم؛ نظام، نظام کهنه‌ای است؛ باید نوسازی بشود. خب، حالا البتّه همین طرح تحوّل که آقای وزیر اشاره کردند، این یک گامی است در این راه؛ خوب است لکن این را من میخواهم بگویم، برای نوسازی نظام آموزش‌وپرورش، ما باز نگاه نکنیم به دست دیگران، ببینیم حالا در فلان کشور اروپایی چه اتّفاقی افتاده، ما هم همان را رونویسی کنیم. نه آقا، صاحبان فکر بنشینند -البتّه از تجربه‌ها خوب است استفاده کنند- خودشان طرّاحی کنند، نظام نوین را طرّاحی کنند. حالا همین طرح تحوّل که علی‌الظّاهر خوب تهیّه شده، یک گامی است؛ همین را با دقّت و با نگاه انتقادی اجرا کنند؛ نگاه کنند و ببینند کجاهایش اشکال دارد. بالاخره در هر نوشته‌ی غیرالهی و هر کار بشری یک اشکالی هست؛ بگردیم آن اشکال را پیدا کنیم. اشکالات را شناسایی کنیم، عیوب را شناسایی کنیم، یک نظام پاکیزه‌ی منظّم خوبی طرّاحی کنیم.

 یکی از چیزهایی که در آموزش‌وپرورش خیلی مهم است، همین دانشگاه فرهنگیان است؛ همین که این جوانهای عزیزمان، [یعنی‌] دانشجومعلّم‌ها، آنجا هستند. این بسیار مهم است. هرچه میتوان باید برای این مجموعه سرمایه‌گذاری در توسعه‌ی کمّی و کیفی کرد؛ با همان معیارهای متعالی که برای معلّم لازم است. عرض کردم، این سوگندنامه‌ای که خواندید خوب بود، به شرطی که عمل کنید به این سوگندنامه؛ واقعاً متعهّد باشیم به آنچه به آن سوگند میخوریم. دوره‌های آموزش کوتاه‌مدّت هم میگذارند که البتّه اینها خیلی کارساز نیست.

 یکی از چیزهایی که در آموزش‌وپرورش مهم است، مسئله‌ی فنّی‌وحرفه‌ای‌ها است که بنده مکرّر روی آن تکیه کرده‌ام. کودک ما دوازده سال، تا جوان میشود، درس میخواند برای اینکه برود دانشگاه؛ آیا برای همه‌ی مشاغلی که در جامعه وجود دارد، سِیر این مسیر و رفتن به دانشگاه لازم است؟ آن‌طور که به من گزارش داده‌اند، میگویند دوازده هزار نوع شغل وجود دارد؛ آیا برای همه‌ی این دوازده هزار نوع شغل، همین درسها و همین مسیر و رفتن به دانشگاه لازم است؟ یا نه، باید آنچه هدف است، مهارت‌افزایی باشد، کارآمدی باشد برای کارهای مختلف، برای استعدادهای گوناگون؛ بعضی‌ها نخبه هستند در کار هنر، که [اگر] یک چیز صنعتی دستش بدهی درمیمانَد؛ بعضی‌ها بعکس، نخبه هستند در کار صنعت؛ یکی نخبه است در کار فکر و فلسفه، یکی نخبه است در کار مسائل اجتماعی، یکی نخبه است در کارهای خدماتی. ببینیم، پیدا کنیم استعدادها را، شناسایی کنیم و ورز بدهیم این استعدادها را تا اینکه ورزیده بشوند، تا اینکه بتوانند کار کنند، تا بتوانند ابتکار کنند. این همه ما روی ابتکار تکیه میکنیم، خب ابتکار را چه کسی میتواند انجام بدهد؟ هر آدم معمولی‌ای که نمیتواند ابتکار انجام بدهد، بایستی ورزیده بشود تا بتواند در یک زمینه‌ای ابتکار انجام بدهد.

 یک مطلبی هم درباره‌ی [استفاده از] این نام و نشانه‌های دوران طاغوت که من میبینم بعضی‌ها اصرار دارند؛ این را هم من نمیفهمم معنایش را که حتماً باید بگوییم «پیش‌آهنگی»! خب پیش‌آهنگی یک اصطلاحِ مال دوران طاغوت است؛ چه لزومی دارد؟ این تعبیرات و این الفاظ، هرکدام پشت‌سر خودشان یک بار معنایی دارند. جزو بزرگ‌ترین کارهای جمهوری اسلامی، جعل اصطلاحاتی بود با بارهای معنایی، مثلاً فرض کنید استکبار، مستضعفین، نظام سلطه؛ این‌جور تعابیر چیزهایی است که ملّتهای دیگر، نخبگان سیاسی و فعّال و مبارزاتی ملّتهای دیگر از ما قاپیدند آنها را. [تعابیر طاغوتی‌] چه لزومی دارد؟ ما بسیج دانش‌آموزی داریم فرض بفرمایید، گروه‌های پیشتاز دانش‌آموزی مثلاً داریم یا جامعه‌ی اسلامی دانش‌آموزی، انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزی؛ این تعبیرات، تعبیراتی است مال جمهوری اسلامی. چه لزومی دارد ما حتماً دنبال تعبیرات قدیمی برویم؟

 یک مطلب هم راجع به این مسائل مدارس موجود خودمان عرض بکنم. خب حالا [اینکه‌] مسئله‌ی آموزش‌وپرورش طبق قانون اساسی و آن‌چنان‌که انسان درست فکر میکند میفهمد، یک مسئله‌ی حاکمیّتی است، معنایش این نیست که حتماً همه‌ی بارَش باید بر دوش دولت باشد؛ لکن دولت باید در مسئله‌ی آموزش‌وپرورش نقش‌آفرینی کند. اینکه ما مدارس دولتی را مدام تبدیل کنیم به غیرانتفاعی، معلوم نیست خیلی این یک کار پخته‌ی درستی باشد؛ حالا اسمش مدارس غیرانتفاعی است امّا بعضی از اینها مدارس انتفاعی است، نه غیرانتفاعی؛ با آن شهریه‌های کذایی که شنیده‌ام از بعضی‌ها میگیرند. سطح مدارس دولتی را بالا ببریم تا رغبت خانواده‌ها به این مدارس بیشتر بشود.

 وقت زیاد گذشت، صحبت ما خیلی طول کشید، آخرین عرض من این است که کشور را باید بسازید عزیزان من؛ شماها باید بسازید. از جمله‌ی عناصری که میتوانند کشور را بسازند شما معلّمها هستید؛ از این فرصت هم استفاده کنید؛ از فرصت توانایی‌هایتان. خوشبختانه آنچه در مورد وزیر محترم شنیده‌ایم و دیده‌ایم، ایشان الحمدلله از لحاظ سلامت فکری و سلامت عملی مورد قبول هستند؛ از این فرصت استفاده کنید. البتّه ایشان هم باید سعی کنند که همکارانشان هم همین‌جور از لحاظ سلامت فکری و سلامت عملی واقعاً کسانی باشند که بشود به آنها در این کار بزرگ اعتماد کرد. کشور را شما باید بسازید؛ کشور را باید قدرتمند کنید. قدرت فقط به سلاح نیست؛ مهم‌ترین ابزار قدرت و مهم‌ترین عنصر قدرت‌ساز، علم و شخصیّت ملّی است. شخصیّت افراد، ایستادگی، هویّت، هویّت انقلابی؛ اینها است که قدرت میسازد. ایمان، به ملّت ما قدرت داد، انقلاب، به ملّت ما قدرت داد. وقتی قدرت داشته باشید و دشمن ببیند قدرت شما را، ناچار عقب‌نشینی خواهد کرد؛ وقتی ما در مقابل دشمن از نشان دادن و عرضه کردن مبانی و عناصر قدرت خودمان اجتناب کنیم، پرهیز کنیم، بترسیم، ملاحظه کنیم، دشمن پُررو میشود.

 اینکه امروز شما می‌بینید دشمنان حرفهای بزرگ‌تر از دهان خودشان میزنند، همه‌اش قابل پاسخگویی است از سوی ملّت ایران. می‌نشینند طرّاحی میکنند که ایران باید در خلیج‌فارس رزمایش نظامی نداشته باشد؛ چه غلطهای عجیب‌غریبی! او از آن طرف دنیا می‌آید اینجا رزمایش راه می‌اندازد؛ شما اینجا چه‌کار میکنید؟ خب بروید در همان خلیج خوکها؛(۱۰) بروید آنجاها و هرجا میخواهید رزمایش [کنید]. در خلیج‌فارس شما چه‌کار میکنید؟ خلیج‌فارس خانه‌ی ما است. خلیج‌فارس جای حضور ملّت بزرگ ایران است؛ ساحل خلیج‌فارس به‌اضافه‌ی سواحل زیادی از دریای عمّان، متعلّق به این ملّت است؛ باید حضور داشته باشد، باید رزمایش کند، باید اظهار قدرت بکند. ما ملّتی هستیم با تاریخ، قدرتمند؛ حالا پادشاهان ضعیفِ روسیاهی آمدند و یک چندصباحی ماها را عقب زدند و خاک مُرده پاشیدند روی این کشور؛ آنها رفتند و گورشان را گم کردند. ملّت، ملّت بیداری است، ملّت بزرگی است، مگر اجازه میدهد؟ این‌جوری بایستی با این قدرتهای زیاده‌خواه، افزون‌طلب و انحصارطلب مواجه شد. گفتم من، مسلّماً اینها در مقابل ما شکست خوردند؛ دلیل شکست‌شان خیلی واضح است، چون اینها میخواستند جمهوری اسلامی نباشد؛ جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه هست، دَه‌ها برابر قدرتمندتر از اوّل هم شده؛ خب این شکست است. قرآن این را به ما یاد داده: تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم؛(۱۱) خودتان را آن‌جور آماده کنید که دشمن خدا و دشمن شما، واهمه داشته باشند و هراس داشته باشند از شما. دشمن؛ مراد همسایه نیست، مراد رقیب نیست، مراد آن کشوری که با ما دشمنی نمیکند نیست؛ دشمن، [یعنی‌] آن‌که دشمنی میکند که او را هم همه می‌شناسند.

 از خداوند متعال میخواهیم که شما را، ما را توفیق بدهد تا بتوانیم آن راهی را که مایه‌ی رضای خدا و مرضیّ الهی است ان‌شاءالله ادامه بدهیم. ان‌شاءالله فردای این کشور به برکت وجود نورانی فعّالِ با عزّت شما جوانها، فردایی خواهد بود که مایه‌ی سعادت همه‌ی ملّت خواهد شد.

والسّلام علیکم و رحمةالله وبرکاته‌



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: رهبر، امام خامنه ای، معلم، فرهنگیان،

تاریخ : دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 | 11:12 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین. اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها صلواتک و صلوات ملائکتک و اولیائک علیهم.

 تبریک عرض میکنم روز عید مبارک را و تشکّر میکنم از برادران عزیزی که برنامه اجرا کردند و جدّاً ما استفاده کردیم و لذّت بردیم. این سرود آخر جلسه هم هر سال حُسن ختامی است برای این جلسه که جناب آقای سازگار این سرود را هر سال انشاء میکنند؛ امسال خیلی هم خوب اجرا شد؛ مضامین خوب، مفاهیم خوب، درس، تعلیم، تذکّر.

 در این جلسه که شما برادران عزیز حضور دارید -البتّه خواهران گرامی هم هستند- خطاب من بیشتر به شما برادرانی است که به افتخار مدّاحی و ذاکری سیّدالشهداء (سلام‌الله‌علیه) و اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) مفتخرید. الحمدلله کمّیّت مدّاحان -بخصوص جوانان- در این عرصه کمّیّت بسیار مطلوب و زیاد و خوبی است، کیفیّت‌ها هم در بعضی از جاها واقعاً خوب است. این مسئله‌ی مدّاحی در کشور ما یک پدیده‌ای است؛ شبیه این را ما در هیچ جای دیگری نداریم. البتّه اختصاصات جامعه‌ی شیعه و چیزهای اختصاصی که در سایر جوامع اسلامی و غیر اسلامی نیست، متعدّد است؛ خود اصلِ عزاداری مثلاً یا اصل مصیبت‌خوانی برای اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) که معمولاً همراه است با موعظه و نصیحت و [بیان] معارف و مسائل روز و بیانات گوناگون و هرچه اقتضای هر زمانی میباشد، جزو اختصاصات شیعه است و از زمان ائمّه (علیهم‌السّلام) تا امروز ادامه داشته است؛ در جاهای دیگر نیست و خَلأاش را احساس میکنند. خلأاش را در جاهای دیگر احساس میکنند و سعی میکنند یک جوری پر کنند و نمیشود. لکن این پدیده‌ی مدّاحی و نغمه‌سرایی در باب مدح و مصیبت و مرثیه و ذکر و امثال اینها هم یکی از اختصاصات است؛ این هم جای دیگری نیست و به این شکل وجود ندارد؛ به این عمومیّت و به این وسعت -چه وسعت از لحاظ کمّیّت، چه وسعت از لحاظ معانی و مفاهیم و مانند اینها- نیست. این پدیده درخورِ کار علمی است؛ یعنی واقعاً جا دارد دانشجویان ما، اساتید ما، محقّقین ما بنشینند و روی این پدیده فکر کنند، کار کنند؛ هم تفسیر و تحلیل کنند، هم راه‌های علمیِ گسترش این را به ما نشان بدهند و یاد بدهند. ما در واقع دستِ‌کم گرفتیم این پدیده را؛ خیلی پدیده‌ی مهمّی است. خب، ما بحمدالله این توفیق را داشتیم، این فرصت را داشتیم که در طول این سی‌وچند سال گذشته مثل امروز، هر سال این جلسه را با برادران مدّاح تشکیل دادیم. شاید در بین شما جمعیّت، کسانی که عمرشان از عمر این جلسه کمتر است، کم نباشند. سی‌وچند سال است که این جلسه برقرار است. پس فرصت خوبی است برای اینکه راجع به این پدیده یک مقداری صحبت کنیم.
 بقیه مطالب سخنرانی در ادامه مطلب است


ادامه مطلب

طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: بیانات امام خامنه ای، ذاکرین اهل بیت(علیهم السلام)، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام؛،

تاریخ : چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 02:37 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
بسماللهالرّحمنالرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الارضین.

خیلى خوشآمدید برادران و خواهران عزیز قمى! نام قم در تاریخ به همّت مردم قم ثبت شد به عنوان پیشروان و پیشرانان. هرچه از آن روزها تا امروز گذشته و سپرى شده است، حوادث و تجربههاى مردم عزیز قم آن مفهوم را تقویت کرده و استمرار بخشیده است. بحمدالله قم کانون انقلاب، مرکز انقلاب، خاستگاه انقلاب و انشاءالله جایگاه استمرار و تقویّت روزافزون انقلاب است. خیلى خوشآمدید؛ انشاءالله که خداوند متعال به همهى شما اجر بدهد. این سرود زیبایى هم که خواندید، آن قسمت ترجیع باید فقط خطاب به ولىّعصر (ارواحنافداه) باشد و لا غیر. عادت کنیم که همهى اخلاص و همهى فداکارى و همهى محبّت و همهى قلب خود را به آن بزرگوار اهدا و تقدیم کنیم. دعاى به آن بزرگوار مستوجب دعاى آن بزرگوار براى دعاکننده است. این در روایات ما هست.

دربارهى نوزدهم دى که امروز اجتماع گرم و صمیمى شما عزیزان به آن مناسبت است، سخنان زیادى گفته شده است؛ در این سالها ما گفتیم، دیگران گفتند. بعضى از حرفها هم تکرارى است، حرف جدیدى نیست لکن با همهى این احوال ماجراى نوزدهم دى کهنهشدنى نیست. اینکه ما یک چیزهایى را تکرار کنیم که قبلاً هم گفتیم، موجب نمیشود که این حادثه رنگ کهنگى به خود بگیرد، مثل حادثهى عاشورا؛ نمیخواهیم مقایسه کنیم اهمّیّت آن حادثه را با حوادث دیگر ولى در مقام تشبیه مثل حادثهى عاشورا است؛ هزار و دویست سیصد سال است که حادثهى عاشورا گفته میشود تکرار میشود، همهى حرفها بارها و بارها بر زبانها جارى میشود امّا حادثه کهنه نمیشود؛ حادثه مثل خورشید درخشان که هر روز هست امّا داراى کهنگى نیست، رنگ کهنگى ندارد؛ هر سال، هر ماه در زندگى این جامعه و جوامع اسلامى نورافشانى میکند، نور میدهد، انرژى میدهد، قوّت میدهد. این حادثه هم همین جور است؛ از جنس حادثهى عاشورا است. علّت هم این است که کارى که در نوزدهم دى انجام گرفت، کار بزرگى بود؛ کارى بود که هروقت شبیه این کار در میان هر ملّتى، هر جمعیّتى اتّفاق بیفتد، آثار آن شگفتآور خواهد بود. خب، زمینه در میان ملّت ایران آماده بود؛ بدون زمینهى آماده هیچ کارى به ثمر نمیرسد. بیانات امام در طول این سالهاى مبارزات، و مبارزات کسانى که مبارزه کرده بودند، و تبیین و گسترش تفکّرات انقلابى در سراسر کشور، علاوهى بر اینها، وجهه و جایگاه روحانیّت و مرجعیّت در بین مردم که از قرنها پیش جاافتاده بود، همه زمینه بود لکن این زمینه احتیاج داشت به یک کلید راهاندازنده؛ آن کلید را قمىها زدند. کار بزرگى بود؛ به دفاع از امام بزرگوار وارد میدان شدند؛ میدان هم میدان متعارفى نبود؛ گلوله بود، تیراندازى بود، وحشت بود، سرکوبگرى بود. بدون ترس، با شجاعت کامل، با درک بههنگام - که روى این کلمه من تکیه دارم: درک بهموقع، احساس تکلیف بهموقع؛ نه دیرتر از وقت لازم - وارد میدان شدند؛ خون بهناحقریختهى شهداى نوزدهم دى و شجاعت مردم قم و بههنگام واردشدن مردم قم، فهمیدن وظیفه در لحظهى لازم کار خودش را کرد؛ در واقع این کلیدى بود که زده شد، آن زمینه به جریان افتاد و ملّت بهپاخاست. بنابراین کار قمىها یک کار فراموش نشدنى است.

 نمیخواهم من تاریخ را عرض بکنم. ما مسائل روز داریم؛ امروز باید ببینیم تکلیف ما براى فردا چیست. خب، انقلاب پیروز شد؛ پیروزى انقلاب برحسب محاسبات متعارف دنیا امر محالى بود. هیچکس باور نمیکرد که در کشورى مثل ایران با حسّاسیّتى که قدرتهاى استکبارى روى آن داشتند - اینجا استراحتگاه صهیونیستها بود، اینجا محلّ حضور مستشاران آمریکایى بود، اینجا جایى بود که بیگانگان در آن احساس آرامش و آسایش میکردند؛ تقریباً ده روز قبل از نوزدهم دى رئیسجمهور آمریکا در تهران در سخنرانىاى گفت که ایران جزیرهى ثبات است؛ اینجورى روى این کشور حساب میکردند - در یک چنین جایى، در یکچنین کشورى، با اینچنین حکومت سرکوبگر و ظالم که بىمحابا با مردم روبهرو میشد، و با سایهى سنگین آمریکا بر این کشور بهحسب محاسبات عادى محال بود که یک انقلاب بر مبناى دین، بر مبناى اعتقاد دینى و ایمان مردم، به دست مردم، با رهبرى مرجع تقلید و روحانى شاخص به پیروزى برسد؛ این محال بود. لذا بود که هیچ دستگاه اطّلاعاتى در دنیا نتوانست حدس بزند که این اتّفاق خواهد افتاد؛ چون اصلاً با محاسبات عادى جور نمىآمد. در یک چنین کشورى، یک انقلاب اینجورى رخ بدهد و این انقلاب هم ناکام نشود - حالا عرض خواهم کرد در مقایسهى با بعضى حوادث دیگر این کشور - انقلاب نظام درست کند، نظامسازى کند، جمهورى اسلامى به وجود بیاید و این جمهورى اسلامى همینطور بماند و روزبهروز قوىتر، ریشهدارتر و ستبرتر بشود. هیچ قاعدهى مادّى و محاسبهى مادّىاى چنین چیزى را قبول نمیکرد؛ ممکن نمیدانست امّا شد. اینکه شد، نشاندهندهى این است که بر این عالم کُون، بر این عالم وجود، قوانینى حاکم است که اهل مادّه آن قوانین را نمىشناسند؛ آن قوانین را نمىبینند؛ سُنَّةَ اللهِ فِى الَّذینَ خَلوا مِن قَبل.(۱) در جاى دیگر: سُنَّةَ اللهِ الَّتى قَد خَلَت مِن قَبل.(۲) سنّت خدا یعنى قوانین الهى؛ قوانینى وجود دارد در عالم وجود، در سرتاسر این کُون عظیم. این قوانین مثل قوانین طبیعى، مثل قانون جاذبه، مثل قانون ستارگان و خورشید و ماه و آمد و رفتِ ماه و خورشید در شبانهروز، اینها قانون است؛ قانون طبیعى است. همینجور قوانینى در جوامع انسانى وجود دارد، این قوانین را اهل مادّه با چشمهاى کمسو نمیتوانند درک بکنند امّا وجود دارد. خب، وقتى که ما زمینهى این قوانین را به دست خودمان فراهم کردیم، خداى متعال قانون را محَکّم میکند. آتش سوزندگى دارد، باید شما زمینه را فراهم بکنید، آتش را روشن کنید، جسم غیر مرطوب را روى آتش بگیرید، آتش خواهد گرفت؛ زمینه را فراهم بکنید، قانون طبیعى کار خودش را خواهد کرد. باید زمینه را فراهم کرد؛ ملّت ایران این زمینه را فراهم کرد. این حرفها را بزرگان ما گفتهاند، هم قرآن مکرّر فرموده است، هم در کلمات ائمّه (علیهمالسّلام)، در کلمات رسول خدا، اینها وجود دارد. فَلَمّا رَأَى اللهُ صِدقَنا اَنزَلَ بِعَدُوِّنَا الکَبتَ وَ اَنزَلَ عَلَینا النَّصر.(۳) امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه میفرماید: صادقانه وارد میدان بشوید، ایستادگى بکنید، خداى متعال دشمن شما را سرکوب خواهد کرد و به شما نصرت خواهد داد. این قاعدهى کلّى و قانون است. این قاعده در انقلاب تحقّق پیدا کرد؛ مردم صادقانه وارد میدان شدند و ایستادگى کردند.

 خب، همینجا یک نتیجه بگیریم و آن این است که ما یک جبههى وسیع دشمن در مقابل خودمان داریم. جبههى وسیع دشمن از سردمداران رژیم صهیونیستى تا سردمداران دولت آمریکا، تا دیگر ایادى و عوامل استکبار جهانى، تا عوامل تکفیرى، تا داعش؛ یعنى ببینید چه جبههى عظیمى است. یک طیف عظیم و نامتجانس؛ اینها همه دشمن نظام جمهورى اسلامىاند؛ [پس] یک جبههاى وجود دارد. خیلى کارها هم میتوانند بکنند، حملات تبلیغاتى میکنند، تمام این دستگاههاى رسانههاى دنیا در مشت اینها است. علیه جمهورى اسلامى هرچه دلشان میخواهد میپراکنند. کلیدهاى اقتصادى دست اینها است، قدرتهاى سیاسى دست اینها است، نظامهاى امنیّتى دست اینها است، سرویسهاى اطّلاعاتى مال اینها است؛ اینها در مقابل نظام جمهورى اسلامى هستند. خب، یک عدّهاى وقتى چشمشان به این جبهه مىافتد، دلشان میریزد. این بهخاطر این است که از آن کلیدواژهى مهم سنّت الهى غفلت میکنند. خب، همین دشمنىها و بالاتر از این دشمنىها با خود انقلاب بود؛ انقلاب پیروز شد. امروز هم  همان دشمنىها است؛ امروز هم شما اگرچنانچه به لوازمش عمل بکنید، شما پیروز خواهید شد؛ بروبرگرد ندارد. فَلَمّا رَأَى اللهُ صِدقَنا اَنزَلَ بِعَدُوِّنا الکَبت؛ این امروز هم صادق است. من و شما وقتى صادقانه وارد میدان بشویم، به لوازمش عمل بکنیم، ایستادگى کنیم، بصیرت به خرج بدهیم، بموقع اقدام بکنیم، درست حرف بزنیم، درست عمل بکنیم، صادقانه وارد میدان بشویم، همان حرفى که امیرالمؤمنین فرموده وجود دارد: «اَنزَلَ بِعَدُوِّنا الکَبتَ وَ اَنزَلَ عَلَینا النَّصر؛ پیروزى مال ما است، کبت(۴) و سرکوبگرى متعلّق به دشمن است. خب، پس تا اینجا مسئلهى انقلاب بهعنوان یک نقطهى اساسى و روشن، یک درس بزرگ براى آیندهى ما میدهد.

 و امّا عرض کردیم این انقلاب در مقایسهى با حوادث دیگر؛ اگر مقایسه بکنیم با حوادث دیگرى که در همین کشور اتّفاق افتاده است - حوادث دنیا هم همینجور - [یک حادثهى بىنظیر است]. بنده حالا بخواهم وارد بشوم و مقایسه کنم با بعضى از انقلابهاى بزرگ، طول خواهد کشید؛ یک مقدار هم قبلها یک وقتهایى عرض کردیم امّا با حوادث داخل کشور خودمان؛ مثلاً فرض بفرمایید انقلاب را مقایسه کنید با نهضت ملّى شدن صنعت نفت که یک حادثهى بزرگى بود در کشور؛ آنجا هم مردم وارد میدان شدند، آنجا هم مردم بودند، که به آن میگویند نهضت ملّى، معروف شده است در زبان سیاسیّون بهعنوان نهضت ملّى. درخواست نهضت ملّى چه بود؟ یک درخواست حدّاقلى بود؛ دنبال استقلال اقتصادى و استقلال سیاسى و استقلال همهجانبه نبود؛ نفت ما دربست در اختیار انگلیسها بود، در نهضت ملّى شدن صنعت نفت، درخواست این بود که نفت را از دست انگلیسىها بگیریم و دست خودمان باشد. خب، این چیز خیلى زیادى نبود، البتّه مهم بود امّا استقلال کامل نبود. در این نهضت هم مردم به میدان آمدند، حوادثى هم اتّفاق افتاد امّا نهضت دو سه سال بیشتر طول نکشید؛ دو سه سال بیشتر طول نکشید! دشمن توانست این نهضت را سرکوب کند، ادامه پیدا نکند. بعد که نهضت سرکوب شد، وضع نفت بدتر از قبل شد؛ یعنى کنسرسیومى که بعد از قضایاى بیست و هشتم مرداد در کشور به وجود آوردند، خیلى وضعش بدتر بود از آنچه قبلاً وجود داشت؛ یعنى اگر قبلاً دست انگلیس بود، حالا دست انگلیس و آمریکا [بود]! وضع نفت چهارمیخه در اختیار دشمنان بود؛ تا آخر هم همینجور بود؛ تا قبل از انقلاب هم همینجور بود. خب ببینید، بحث انقلاب اسلامى بحث نفت نبود، بحث استقلال کامل بود؛ استقلال سیاسى، استقلال اقتصادى، استقلال فرهنگى؛ با این شعارها آمد به میدان؛ قابل مقایسهى با نهضت ملّى نیست امّا آن نهضت طاقت نیاورد؛ این نهضت، این انقلاب هم موفّق شد، هم باقى ماند، ماندگار شد.

 مقایسهى با نهضت مشروطیّت؛ انقلاب را مقایسه کنیم با مسئلهى مشروطیّت. خب، مشروطیّت هم خیلى حادثهى مهمّى در این کشور بود امّا مطالبهى نهضت مشروطیّت و انقلاب مشروطیّت چه بود؟ محدودکردن حکومت مطلقهى مستبدّانهى پادشاهان؛ پادشاه بماند، همان خُردهفرمایشها را داشته باشد، منتها آن قدرت مطلقهاى که در اختیار شاه بود محدود بشود؛[  مثلاً] یک مجلسى تشکیل بشود، این درخواست مشروطیّت بود. خیلى از مردم هم آمدند به میدان - افراد گوناگون آمدند - کشته دادند، شهید دادند امّا دشمن بر آن نهضت مسلّط شد و آن را در مشت گرفت، در اختیار گرفت و در واقع آن را نابود کرد. بعد از نابودکردن نهضت مشروطیّت، دیکتاتورى مضاعف شد! یعنى پانزدهسال بعد از امضاى مشروطیّت، رضاخان سر کار آمد؛ رضاخانى که دیکتاتورىاش قابل مقایسهى با هیچکدام از دیکتاتورهاى قبلى نبود: ظالم، هتّاک، همهجوره دشمن؛ و نوکر اجنبى. دیگران حالا اگر مستبد بودند، اینجور تسلیم اجنبى نبودند؛ به دستور اجنبى آمد و به دستور اجنبى هم رفت؛ انگلیسها همهکاره بودند. یکوقتى آمد یکخردهاى سروگوشى بجنبانَد، زدند تو سرش تمام شد و رفت. مشروطیّت با وجود درخواست حدّاقلّى، قابل دوام نبود، نماند، از بین رفت.
 انقلاب اسلامى چه؟ انقلاب اسلامى نگفت حکومت سلاطین را محدود کنیم؛ گفت اصلاً سلطنت یعنى چه؟ معناى سلطنت چیست؟ یک ملّتى دارند زندگى میکنند، مملکت مال آنها است، چرا باید یکنفرى بیاید مسلّط بر مردم باشد و فرمان او بر زندگى مردم جارى باشد؛ اصلاً انقلاب اصل سلطنت را، اصل حکومت مطلقه را آمد از بین برد. امّا انقلاب ماند؛ ببینید این ماندگارىها تحلیل دارد که چرا ماند؟ چرا با اینکه در نهضت ملّى هم مردم حضور داشتند - البتّه نه مثل انقلاب، تا حدود زیادى مردم بودند - با آن درخواست حدّاقلّى، قادر نشد بماند امّا انقلاب اسلامى با آن درخواست حدّاکثرىِ استقلال ماند؟ چرا نهضت مشروطیّت با آن درخواست حدّاقلّىِ محدود شدنِ قدرت مطلقه نتوانست و طاقت نیاورد بماند امّا انقلاب اسلامى با این درخواست حدّاکثرى و مطالبهى حدّاکثرى که ریشهکنى سلطنت و رژیم پادشاهى در کشور بود آمد، موفّق شد و ماند؟

 اینها تحلیل لازم دارد. تحلیل را شما جوانها بروید بکنید، براى من روشن است؛ جوانها بروند تحلیل کنند، بنشینند، فکر کنند و ببینند که اینجا چه چیزى نقشآفرینى کرد؟ کدام عنصر تأثیر گذاشت که آن نهضتها نتواند باقى بماند و نتواند به نتایج نهایى خودش برسد امّا این انقلاب توانست قدرتمندانه بایستد؟ علّت چه بود؟ اینها را بنشینند جوانهاى ما تحلیل کنند. اگر ما بتوانیم تحلیل درستى از این حوادث پیدا کنیم، آنوقت دیگر این بذر ترس و رعب و ناامیدى که بعضى در دل مردم میپاشند بکلّى خواهد پوسید و از بین خواهد رفت؛ [اگر] بتوانیم درست بفهمیم، راه آیندهى این کشور کاملاً روشن خواهد شد. باقى ماندن، ماندگارى، طاقت آوردن براى یک حادثهى اجتماعى، خیلى عنصر مهمّى است. خب بله حوادثى در دنیا رخ میدهد که گاهى خیلى هم بزرگ [است] امّا زائلش میکنند، دشمن بر آن تسلّط پیدا میکند و آن را از بین میبرد؛ اینکه یک انقلاب بتواند بماند خیلى مهم است. البتّه اینها بحثهاى طولانى لازم دارد و جوانها باید یک قدرى بروند مطالعه کنند.

 فرض کنید مثلاً انقلاب معروف فرانسه - که معروف به انقلاب کبیر فرانسه است - خب واقعاً انقلاب بود، یک انقلاب کامل و همهجانبه و با حضور مردم؛ با آن حوادث تلخ که اتّفاق افتاد، انقلاب بالاخره به پیروزى رسید امّا بقاى این انقلاب به پانزده سال هم نرسید. انقلاب ضدّ سلطنت بود؛ کمتر از پانزده سال بعد از شروع انقلاب، سلطنت ناپلئون شروع شد؛ یک سلطنت مطلقهى کامل؛ بعد هم بکلّى انقلاب فراموش شد! همان کسانى که رفته بودند، خانوادهاى که با انقلاب برافتاده بودند، همانها برگشتند، سلطنت کردند، سالهاى متمادى حکومت کردند؛ بعد باز مردم یک سر و صداى دیگرى کردند، دوباره همینجور؛ در حدود صد سال این کشمکش در فرانسه وجود داشت تا بالاخره آن جمهوریّتى که انقلاب به دنبال آن بود، بعد از حدود نود سال یا صد سال برقرار شد؛ نتوانستند نگه دارند انقلاب را؛ انقلاب شوروى هم یک جورِ دیگر، آن هم همین جور. اینکه یک انقلاب بتواند بماند، بتواند خودش را نگه دارد، بتواند با دشمنان خودش پنجه دربیفکند، بتواند بر آنها غالب بشود، خیلى مسئلهى مهمّى است؛ انقلاب ما تنها انقلابى است که این کار را توانسته است بکند، بعد از این هم باید بتواند بکند.

 من به شما عرض بکنم، الان همهى مراکز فکر و اندیشهى سیاسى در دنیاى استکبار - چه در آمریکا، چه در بعضى از کشورهاى دیگر استکبارى - متوجّه این است که چهکار کنند که بتوانند این درخت را، درخت تناور را که یک روزى یک نهال باریکى بود و نتوانستند آن را از بین ببرند و حالا درخت تناورى شده، ریشهکن کنند، سرنگون کنند؛ همهى همّت این است. توجه کنید تا مطلب در ذهنها بنشیند. خبرهایى که ما داریم، تحلیلهایى که براى ما مىآید از طرف آنهایى که تحلیلهاى آنها را به ما منعکس میکنند، دائم در فکر این هستند که چهکار کنند این انقلاب را از بین ببرند؛ حالا این انقلاب هم به توفیق الهى، به همّت شما مردم همینطور سرش را انداخته پایین و دارد به پیش میرود؛ روزبهروز قوىتر، روزبهروز پیشرفتهتر.
 همهى همّت آنان این است که این ماندگارى را یکجورى به هم بزنند؛ همهى همّت من و شما باید این باشد که این ماندگارى را افزایش بدهیم. از اوّل انقلاب دائم در فکر این بودند که این را از بین ببرند: جنگ تحمیلى بهخاطر همین بود؛ جنگهاى قومیّتها در اطراف کشور بهخاطر همین بود؛ محاصرهى اقتصادى بهخاطر همین بود؛ تحریمهاى شدیدى که در این سالهاى اخیر برقرار کردند براى همین است؛ تشکیل گروههاى تکفیرى در شرق و در غرب کشور ما همه براى همین است که این انقلاب را از بین ببرند، این ماندگارى را که براى اینها بسیار بهتآور و سخت و دردآور است، از بین ببرند؛ همهى همّتشان این است.

 هر روز هم یک ابتکارى درست میکنند؛ این کارهایى که در سال ۸۸ کردند، از ابتکارات جدید بود که ابتکار آمریکایىها بود. البتّه در چند جاى دیگر تجربه کرده بودند، مخصوص ما نبود؛ در چند کشور دیگر این را تجربه کرده بودند، بعد آمدند همین تجربه را در کشور ما پیاده کنند که آنجور تودهنى خوردند. این ابتکار این بود که به بهانهى انتخابات، در یک کشورى که حالا در آن انتخابات هست و فرض کنیم یک دولتى سر کار است که مورد قبول آمریکا نیست و منافع آمریکا را آنچنان که آنها دلشان میخواهد تأمین نمیکند، انتخاباتى کردهاند و این دولت رأى آورده است؛ بعد بیایند آن اقلّیّتى را که رأى نیاورده است بکشانند داخل میدان، بیاورند در خیابان. و براى اینکه این اقلّیّت را برجسته کنند و دیده شود، یک رنگى را مشخّص میکنند؛ ارغوانى، گُلى، سبز و مانند اینها؛ آنچه به ما رسید سبزش بود که قبل از آن در جاهاى دیگر، رنگهاى قرمز و نارنجى و مانند اینها را درست کرده بودند که آن اقلّیّتى را که رأى نیاورده است با [این] ترفند بکشانند داخل خیابان. [چون]مردمند دیگر - واقعاً هم مردمند؛ منتها مردمى هستند که نامزد مورد نظر آنها رأى نیاورده است؛ در مردم بودنشان شکّى نیست - هرجا باشند، ایستادگى کنند؛ آنها هم مرتّب کمک کنند و اگر لازم شد پول بدهند، کمک سیاسى کنند، اگر لازم شد حتّى سلاح به دست آنها بدهند تا نتیجهى انتخابات را بههمبزنند. این کار را در چند کشور انجام دادند و موفّق شدند؛ آمدند اینجا هم انجام بدهند، خب نتوانستند؛ اینجا هم عین همان قضیّه بود.
 البتّه دوستان ما آن اوقاتى که این قضایا اتّفاق افتاد، به بنده مرتّب توصیه کردند که اسم انقلاب رنگى را نیاورم؛ من هم چون معتقد به مشورتم - بالاخره مشاورین نظر دارند و اهل فکرند - اسم انقلاب رنگى نیاوردم امّا خب انقلاب رنگى بود؛ درواقع کودتاى رنگى، یک کودتاى رنگى ناموفّق. خب این خیلى مهم است؛ این اتّفاقى که در کشورهاى دیگر - در چهار پنج کشور - آمریکایىها با پول، با امکانات انجام دادند و موفّق شدند؛ در جمهورى اسلامى موفّق نشد؛ بااینکه پشتیبانى کردند.
 رئیسجمهور آمریکا اندکى قبل از آن قضایا به بنده نامه نوشته بود - نامهى دوّم - و کلّى اظهارات موافقانه با بندهى حقیر و با نظام جمهورى اسلامى [کرده بود]؛ بنده هم قصد داشتم جواب بدهم و نمیخواستم جواب ندهم؛ بعد که این قضایا اتّفاق افتاد، سریعاً موضعگیرى کرد به نفع همان کسانى که علیه نظام، علیه انقلاب، علیه اسم اسلام در جمهورى اسلامى در خیابانهاى تهران ظاهر شدند و تمام کارهایى را که مخالفین کردند، مورد تأیید اینها قرار گرفت؛ البتّه بیشتر از این میخواستند بکنند، نتوانستند. حالا هم یک عدّه از مخالفین رئیسجمهور فعلى آمریکا میگویند شما در سال ۸۸ حمایت کامل نکردید از آن کسانى که علیه جمهورى اسلامى بودند؛ ولى چرا، حمایت کردند؛ منتها خب ملّت ایران بموقع حرکت کرد، بموقع وارد صحنه شد، کار درست را انجام داد.

 غرض این است که این ماندگارى مسئلهى مهمّى است؛ این ماندگارى را بایستى بهعنوان یک هدف در نظر داشت و در این فکر بود که چگونه تأمین خواهد شد. نگاه کنید ببینید عناصر ماندگارى انقلاب چیست، آن عناصر را باید تکتکِ ما تأمین کنیم، همهى ما باید تأمین کنیم. البتّه این را عرض کردم که تحلیل آن بهعهدهى شما جوانها است. این دورهى بعد از قضایاى مذاکرات هستهاى را خود آمریکایىها اسمگذارى کردهاند: «دورهى سختگیرى بر ایران»، سختگیرى باید بکنیم؛ خیلى خب، حالا سختگیرى که بیشتر از سختگیرىهاى گذشته نیست. جوانان ایران، ملّت ایران، مسئولان کشور بایستى آگاهانه، هشیارانه، امیدوارانه، با شهامت، با توکّل به خداى متعال، با تکیهى بر نقاط قوّت فراوانى که دارد، در مقابل دشمنى دشمنان بایستند؛ این خیلى مهم است. هر لحظهاى وظیفهاى هست، آن وظیفه را باید شناخت و بایستى انجام داد. خب حالا در این زمینه یک قدرى طولانى صحبت شد.

 مسئلهى انتخابات را مطرح کنم؛ یکى از کارها همین انتخابات است. انتخابات درواقع یک نفس تازه دادن به ملّت ایران است؛ [ملّت ایران] یک نفس تازهاى پیدا میکند، طبیعت انتخابات این است. اینکه ملّت ایران بیایند تکتک وارد میدان بشوند و رأى بدهند [که] آقا عقیدهى من این است، فلانى باید مسئول باشد - حالا چه در ریاست جمهورى، چه در مجلس شوراى اسلامى، چه مجلس خبرگان؛ هر کدام از اینها جداگانه در جاى خود اهمّیّت فراوانى دارد - هر فردى از آحاد ملّت که این احساس مسئولیّت را بکند، خودش یکى از آن عناصر حفظکنندهى انقلاب است. حضور مردم یکى از آن عناصرى است که دشمن را ناکام میکند. اینکه ما تکیه میکنیم، تأکید میکنیم، اصرار مىورزیم بر اینکه مردم همه شرکت کنند در انتخابات و من بارها این را قبلاً گفتهام - حالا چندبار یادم نیست - که حتّى آن کسانى که نظام را قبول ندارند، براى حفظ کشور، براى اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسى بنده را قبول نداشته باشد، عیبى ندارد امّا انتخابات مال رهبرى نیست، مال ایران اسلامى است، مال نظام جمهورى اسلامى است. همه باید بیایند در انتخابات شرکت کنند؛ این موجب میشود که نظام جمهورى اسلامى تقویت بشود، پایدارى آن و ماندگارى آن تأمین بشود، کشور در حصار امنیّت کامل باقى بماند - که خب بحمدالله امروز هست - این موجب میشود که ملّت ایران در چشم ملّتهاى دیگر آبرو پیدا کند و اعتبارش بالا برود؛ در چشم دشمنانش ابّهت پیدا کند ملّت ایران؛ انتخابات این است. بنابراین اصل انتخابات حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى و رأى دادن آنها است. همه باید شرکت کنند؛ شرکت در انتخابات آبروى نظام جمهورى اسلامى است، آبروى اسلام است، آبروى ملّت ایران است، آبروى کشور است. این مسئلهى اوّل است.

 مسئلهى دوّم درست انتخاب کردن است. خب آراء و سلایق ممکن است مختلف باشد، عیبى ندارد امّا همه سعى کنند درست انتخاب کنند. سعىمان را بکنیم؛ ممکن است این سعى به نتیجه برسد و انتخاب درست باشد؛ ممکن است سعى ما به نتیجه نرسد و غلط انتخاب کنیم، عیبى ندارد؛ خداى متعال از ما قبول خواهد کرد، چون کار خودمان را کردهایم، تلاش خودمان را کردهایم، سعى خودمان را کردهایم. مثلاً حالا دو انتخابات در پیش داریم: انتخابات مجلس و انتخابات خبرگان.
 خب مجلس خیلى مهم است؛ هم از لحاظ قوانین، هم از لحاظ ریلگذارى براى حرکت دولتها - این ریل را مجلس میگذارد تا این قطار حرکت کند و به سمت هدفها برود - هم در مسائل بینالمللى. ملاحظه میکنید که بحمدالله مجلس کنونى ما، در مسائل بینالمللى، مواضع خیلى خوبى میگیرد؛ این خیلى براى کشور مغتنم است. این کجا، و اینکه یک مجلس شورائى ما تشکیل بدهیم که در مقابل دشمنان بینالمللى و جبههى متّحد دشمنان، حرف آنها را بزند [کجا]؛ اینها خیلى با هم فرق میکند. این کجا که مجلسى داشته باشیم که چه در قضیّهى هستهاى و چه در قضایاى گوناگون دیگر، حرف دشمن را تکرار بکند؛ یا اینکه نه، مجلسى مستقل، آزاد و شجاع باشد؛ همانجورى که مردم شعار میدهند، داخل مجلس شعار بدهند؛ همانجورى که مردم میخواهند، در داخل مجلس موضعگیرى کنند؛ این خیلى مهم است. مجلس شوراى اسلامى، بنابراین، هم براى مسائل داخلى کشور، هم براى اعتبار جهانى و بینالمللى کشور، خیلى داراى اهمّیّت است و یکایک افراد نماینده دخیلند. شما میخواهید رأى بدهید، فلان شهر یک نماینده دارد، فلان شهر - مثلاً فرض کنید فلان استان - ده نماینده دارد؛ خب هرکدام از اینها نقشى دارند، فعّالیّتى دارند؛ انسان باید به شکل اطمینانبخشى به نتیجه برسد. به نظر بنده اینجور میرسد که چون یکایک افراد را ممکن است نشناسیم - خود بنده هم وقتى این فهرستها را مىآورند که بیایم رأى بدهم، بعضى از آدمهاى این فهرستها را نمىشناسم امّا اعتماد میکنم به آن کسانى که [اینها را] معرّفى کردهاند، و نگاه میکنم ببینم آن کسانى که این فهرست را معرّفى کردهاند چه کسانى هستند؛ اگر دیدم اینها آدمهاى متدیّن و مؤمن و انقلابىاى هستند، به حرفشان اعتماد میکنم و به [فهرست] آنها رأى میدهم؛ اگر دیدم نه، کسانى که این فهرست را دادهاند کسانى هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دین، به مسائل استقلال کشور خیلى اهمّیّتى نمیدهند، دلشان دنبال حرف آمریکا و غیر آمریکا است، به حرفشان اعتماد نمیکنم؛ به نظر من این راه خوبى است - نگاه کنیم ببینیم این فهرستى که به ما داده میشود براى مجلس شوراى اسلامى یا مثلاً براى مجلس خبرگان، این فهرست را چه کسى دارد به ما میدهد. به افرادى اعتماد بکنیم که واقعاً به دیندارى اینها و به تقیّد اینها اعتقاد داشته باشیم؛ بدانیم اینها متدیّنند، بدانیم انقلابىاند، بدانیم در خطّند، در راه امامند، امام را واقعاً قبول دارند؛ راهش این است که اینها را بدانیم. اگرچنانچه کسانى اینجور عمل بکنند و این تحقیق را بکنند، کار خودشان را انجام دادهاند؛ خداى متعال ثواب خواهد داد، ولو اینکه در یک مورد، اشتباه هم اتّفاق بیفتد. مثلاً آن کسى که من خیال کردم آدم خوبى است و به او رأى دادم، اتّفاقاً آدم مطلوبى نباشد ولى من تلاش خودم را کردهام و خداى متعال اجر خواهد داد.

 مجلس خبرگان هم خیلى مهم است. مجلس خبرگان، بظاهر - اگر به چشم ظاهرى نگاه کنیم - هر سالى دو مرتبه مىآیند دور هم جمع میشوند، مىنشینند بحثهاى سیاسى و غیرسیاسى میکنند و بعد هم متفرّق میشوند؛ نباید به این چشم نگاه کرد به مجلس خبرگان. مجلس خبرگان بنا است که رهبر انتخاب کنند؛ [این] شوخى است؟ آن روزى که رهبر فعلى در دنیا نباشد یا رهبر نباشد، باید اینها رهبر انتخاب بکنند. چه کسى را انتخاب خواهند کرد؟ آیا کسى را انتخاب خواهند کرد که در مقابل هجمهى دشمن بِایستد، به خدا توکّل کند، شجاعت نشان بدهد، راه امام را ادامه بدهد؟ آیا چنین کسى را انتخاب میکنند یا کسى را انتخاب میکنند که جور دیگرى است؟ این خیلى مهم است. کسى را شما میخواهید براى مجلس خبرگان انتخاب بکنید که در واقع، او رهبر را انتخاب خواهد کرد که کلید حرکت انقلاب در دست او است؛ این خیلى اهمّیّت دارد، این کار کوچکى نیست. لذا باید تحقیق کرد، باید اعتماد پیدا کرد. پس بنابراین، اصل انتخابات و شرکت در انتخابات بهعنوان یک اصل، یک مسئله است، مسئلهى انتخاب اصلح یا صالح هم یک مسئله است که این هم باید مورد توجّه قرار بگیرد.

 مسئلهى شاخصهاى انقلابیگرى هم خیلى مهم است؛ یعنى واقعاً بدانیم شاخصها چیست، شاخصهاى انقلابیگرى را درست پیدا کنیم، در ذهن خودمان مشخّص بکنیم، از کسانى که مطّلعتر از ما هستند بپرسیم. اگر این کارها انجام بگیرد، این ماندگارى انقلاب، بدون تردید، خواهد بود.

 دو خصوصیّت وجود دارد در عمل به این وظایف،: یک خصوصیّت همین است که انقلاب ماندگار خواهد شد. بدیهى است که ما، هم ریزش داریم، هم رویش داریم؛ بارها بنده گفتهام این را. کسانى هستند که یک روز انقلابى بودند، بعد فردا بهخاطر یک عارضهاى، یا بحق یا بناحق، از انقلاب روبرمیگردانند. بعضىها هستند که یک کار خلاف توقّعشان انجام میگیرد - فرض کنید یک ظلمى در یک جایى بهشان میشود - حق با آنها است امّا این موجب میشود که از انقلاب روبرگردانند؛ این کار ناحق است. بعضىها هم بهخاطر مسائل شخصى، مسائل خانوادگى و مسائل گوناگون، از انقلاب روبرمیگردانند. این میشود ریزش؛ اینها ریزشهاى انقلاب است. همهى انقلابها ریزش دارند، همهى نهضتهاى اجتماعى ریزش دارند امّا در کنار این ریزشها رویش [هم] هست. من اطّلاعاتم کم نیست، من از خیلى جاها مطّلعم؛ بنده وقتى نگاه میکنم، رویشها را بیش از ریزشها میبینم؛ اینهمه جوان مؤمن، اینهمه تحصیلکردهى مؤمن، اینهمه افراد تحلیلگر مؤمن، اینهمه افراد کارآمد در مسائل فنّى و در مسائل علمى، همه مؤمن؛ اینها رویشهاى انقلاب است. یک روزى در این کشور، مشکل ما [این] بود که همهى کسانى که میتوانستند در دانشگاههاى ما درس بدهند، به پنج هزار نفر نمیرسیدند. اوّل انقلاب اینجورى بودیم؛ یک عدّهاى رفته بودند، یک عدّهاى نمىآمدند، یک عدّهاى صلاحیّت نداشتند. [امّا]امروز ما دهها هزار نفر استاد مؤمن در عرصهى کارهاى دانشگاهى داریم؛ استادان مؤمن، آنهایى که واقعاً به انقلاب پایبندند و معتقدند از بُندندان؛ این چیز کمى نیست، چیز کوچکى نیست، اینها را انقلاب تربیت کرده است. اینهمه جوان مؤمنِ نویسنده، هنرمند، عالم، فنّاور، مبلّغ، سخنور؛ در عرصههاى گوناگون، در مسائل داخلى در مسائل خارجى. اینها رویشهاى انقلابند، رویشهاى سرسبز و آماده؛ این خیلى باارزش است. بنابراین، اگر ما به وظایفمان در زمینهى انقلاب عمل کنیم، معناى این، ماندگارى افزایش این رویشها و انبوه شدن این روشها است.

 دوّم، آرامشى است که به دل انسان مىنشیند. خداى متعال در قرآن دربارهى بیعت با پیغمبر میفرماید: لَقَد رَضِىَ اللهُ عَنِ المُؤمِنینَ اِذ یُبایِعونَکَ تَحتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فى قُلوبِهِم فَاَنزَلَ السَّکینَةَ عَلَیهِم؛(۵) اى پیامبر ما! آنهایى که با تو بیعت کردند - خداى متعال میدانست که در دلهاى اینها چیست - این بیعت با آن انگیزهى صادقانه موجب میشود که خداى متعال سکینه و آرامش را بر دلهاى آنها نازل کند. وقتى سکینه بر دلها نازل شد، دغدغهها از بین خواهد رفت، نگرانىها از بین خواهد رفت، ناامیدى از بین خواهد رفت. امروز یکى از کارهاى مهمّ دشمنان ایجاد ناامیدى و تزریق ناامیدى است؛ در بخشهاى مختلف جوان را ناامید کنند، پیر را ناامید کنند، انقلابى سابق را ناامید کنند. این آرامش و سکینهى الهى، امید به انسان میدهد. بیعت با پیغمبر اینجورى است. شما امروز وقتى با انقلاب بیعت میکنید و بیعتتان را تازه میکنید و تجدید میکنید، با پیغمبر بیعت کردید. آنکسى که امروز با امام خمینى بیعت میکند، با پیغمبر بیعت کرده. وقتى شما خطّ انقلابى امام را زنده نگه میدارید و نمیگذارید مندرس بشود، نمیگذارید رنگ کهنگى بگیرد، در واقع با پیغمبر بیعت کردید؛ با پیغمبر که بیعت کردید، آنوقت: اَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلى رَسولِه وَ عَلَى المُؤمِنینَ؛(۶) [این] در یک آیهى دیگر [است]؛ در این آیه: فَاَنزَلَ السَّکینةَ عَلَیهِم؛ خداى متعال آرامش را به دلها خواهد داد. وقتى آرامش داشتید، اطمینان قلب داشتید، آنوقت در عرصهى مقابلهى با دشمن دچار حیرت نمیشوید، دچار ناامیدى نمیشوید، دچار تزلزل نمیشوید؛ امروز براساس این سکینه و این آرامش، انسان میتواند یقین کند که ملّت ایران بر آمریکا و توطئههایش قطعاً پیروز خواهد شد.(۷)

انشاءالله که خداى متعال همهى شماها را موفّق بدارد؛ همهى ما را در این راه ثابتقدم بدارد؛ ما را جزو آن سربازانى قرار بدهد که براى ماندگارى انقلاب تلاش میکنیم و از بذل موجودى خودمان دریغ نداریم. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد الطاف و تفضّلات خودت را بر این ملّت نازل کن؛ روح مطهّر امام را از ما شاد کن؛ قلب مقدّس ولىّ عصر (ارواحنافداه) را از ما شاد بفرما.
والسّلامعلیکمورحمةاللهوبرکاته
 
۱) از جمله، سورهى احزاب، بخشى از آیهى ۳۸؛ «... [این] سنّت خدا است که از دیرباز در میان گذشتگان معمول بوده. ...»
۲) سوره‌ى فتح، بخشى از آیهى ۲۳؛ «سنّت الهى از پیش همین بوده. ...»
۳) نهجالبلاغه، خطبهى ۵۶
۴) برزمین افکندن، شکستن
۵) سورهى فتح، بخشى از آیهى ۱۸؛ «براستى خدا هنگامى که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت میکردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد ...»
۶) سورهى توبه، بخشى از آیهى ۲۶؛ «آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستادهى خود و بر مؤمنان فرود آورد. ...»
۷) تکبیر و شعار مرگ بر آمریکا توسط حضّار



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: امام خامنه ای، قیام مردم قم،

تاریخ : شنبه 19 دی 1394 | 09:58 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


* فتنه‌ها را باید با روشنگری خاموش کرد. هر جا روشنگری باشد، فتنه‌انگیز دستش کوتاه می‌شود.( ۱۳۷۸/۰۵/۰۸)

* فتنه‌انگیختن و بد دل کردن مردم نسبت به یکدیگر، یکی از مواد برنامه‌ای است که دشمنان نسبت به این ملت در نظر دارند.( ۱۳۷۹/۰۱/۰۶)

* دنیاطلبان برای اینکه به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد می‌کنند؛ جنگ‌ها، تبلیغات دروغین، سیاست‌بازیهای ناجوانمردانه؛ این‌ها ناشی از همین دنیاطلبیهاست.( ۱۳۸۷/۰۶/۲۹)

* در اوائل حوادث بعد از انتخابات ۸۸ اولین کاری که شد، تردیدافکنی در کار مسئولین رسمی کشور بود؛ در کار شورای نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنی‌ها خیلی مضر است؛ دشمن این را می‌خواهد. (۱۳۸۸/۰۹/۰۴)

* در شرائط فتنه، کار دشوار‌تر است؛ تشخیص دشوار‌تر است. البته خدای متعال حجت را همیشه تمام می‌کند؛ هیچ وقت نمی‌گذارد مردم از خدای متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را برای ما تمام نکردی، راهنما نفرستادی، ما از این جهت گمراه شدیم. (۱۳۸۸/۱۰/۱۹)

* فتنه معنایش این است که یک عده‌ای بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضای غبارآلود، دشمن صریح بتواند چهرهٔ خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند.( ۱۳۸۸/۱۰/۲۹)

* وقتی در داخل محیط فتنه، کسانی با زبانشان صریحاً اسلام و شعارهای نظام جمهوری اسلامی را نفی می‌کنند، با عملشان هم جمهوریت و یک انتخابات را زیر سؤال می‌برند، وقتی این پدیده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص این است که مرزشان را مشخص کنند، موضعشان را مشخص کنند. (۱۳۸۸/۱۰/۲۹)

* مهم‌ترین هدف از حوادث دوران فتنهٔ بعد از انتخابات ۸۸ این بود که بین آحاد ملت شکاف بیندازند؛ سعیشان این بود. می‌خواستند بین آحاد مردم شکاف بیندازند، و نتوانستند. (۱۳۸۸/۱۱/۱۹)

* آن کسانی که در مقابل عظمت ملت ایران، در مقابل کار بزرگ ملت ایران در انتخابات ایستادند، آن‌ها بخشی از ملت نیستند؛ افرادی هستند یا ضد انقلاب صریح، یا کسانی که بر اثر جهالت خود، بر اثر لجاجت خود، کار ضد انقلاب را می‌کنند؛ ربطی به تودهٔ مردم ندارند. (۱۳۸۸/۱۱/۱۹)

* شما دیدید فتنه‌ای به وجود آمد، کارهائی شد، تلاشهائی شد، آمریکا از فتنه‌گران دفاع کرد، انگلیس دفاع کرد، قدرتهای غربی، منافقین و سلطنت‌طلب‌ها دفاع کردند؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که در مقابل همهٔ این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دی، در روز بیست و دوی بهمن، آنچنان عظمتی از خودشان نشان دادند که دنیا را خیره کرد. (۱۳۸۹/۰۳/۱۴)

* باید حواسمان را جمع کنیم، بفهمیم که: «من نام لم ینم عنه»؛ اگر ما اینجا خواب برویم، جبههٔ دشمن، پشت سنگر خودش معلوم نیست خواب رفته باشد؛ او بیدار است، علیه ما توطئه خواهد کرد. به نظر من، فتنهٔ سال ۸۸ هم همین بود؛ برای ما یک زنگ بود، یک زنگ بیدارباش بود. (۱۳۸۹/۰۶/۲۵)

* گناه بزرگی که برخی از دست‌اندرکاران فتنه‌ها در کشور انجام می‌دهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار می‌کنند که می‌تواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند.( ۱۳۸۹/۱۰/۰۸)

* مردم ما در مقابلهٔ با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنه‌گران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانهٔ این است که این مردم بیدارند، هشیارند.( ۱۳۸۹/۱۰/۰۸)

* حادثهٔ نهم دی یک حادثهٔ عجیبی است؛ به خاطر دلبستگی مردم به نظام بود. این‌ها نشان دهندهٔ اعتماد مردم است. متأسفانه می‌شنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه، مکرر می‌گویند: آقا اعتمادِ از دست رفتهٔ مردم را برگردانید! کدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع می‌کنند. (۱۳۹۰/۰۵/۱۶)

* در فتنهٔ ۸۸، دو روز بعد از حوادث عاشورا، قضیهٔ عظیم نهم دی به راه افتاد.‌‌ همان وقت بعضی از ناظران خارجی که از نزدیک دیده بودند، در مطبوعات غربی نوشتند و ما دیدیم، که گفته بودند آنچه در نهم دی در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازهٔ امام، چنین اجتماعی، چنین شوری دیده نشده بود. این را مردم کردند. حضور مردم اینجوری است. (۱۳۹۰/۰۷/۲۰)

* یکی از خصوصیاتی که در حادثهٔ ۹ دی هست، که باز آن را کاملاً به حوادث انقلاب نزدیک می‌کند، مسئلهٔ عاشوراست. یعنی در حوادث اول انقلاب هم محرّم پیش آمد و امام آن نکتهٔ عظیمِ عجیبِ تاریخی را بیان کردند: «ماهی که خون بر شمشیر پیروز است». (۱۳۹۰/۰۹/۲۱)

* ۹ دی یک نمونه‌ای بود از‌‌ همان خصوصیتی که در خود انقلاب وجود داشت؛ یعنی مردم احساس وظیفهٔ دینی کردند و دنبال این وظیفه، عمل صالحِ خودشان را انجام دادند. عمل صالح این بود که توی خیابان بیایند، نشان بدهند، بگویند مردم ایران اینند. (۱۳۹۰/۰۹/۲۱)

* در قضایای سال ۸۸ که دشمن تصور می‌کرد طراحی ده‌سالهٔ او بر ضد جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است، ملت ایران باقدرت در صحنه حاضر شد و بر دهان مخالفان و معارضان بین‌المللی زد؛ چه برسد به مزدوران داخلی آن‌ها که در مقابل عظمت ملت ایران به حساب نمی‌آیند. (۱۳۹۱/۱۰/۲۷)

* در مسئلهٔ انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون باشند؛ در مقابل قانون تمکین کنند. آن حوادثی که در سال ۸۸ پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رأی مردم تمکین کنند. (۱۳۹۲/۰۱/۰۱)

* دشمنان این ملت، روز نهم دی را فراموش کرده‌اند آن کسانی که فکر می‌کنند در این کشور یک اکثریتی خاموش و مخالف با نظام جمهوری اسلامیاند، یادشان رفته است که سی و چهار سال است که هر سال در بیست و دوم بهمن، در همهٔ شهرهای این کشور، جمعیتهای عظیم به دفاع از نظام جمهوری اسلامی بیرون می‌آیند و «مرگ بر آمریکا» می‌گویند. (۱۳۹۲/۰۳/۱۴)





طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: بیانات رهبری، 9دی، فتنه،

تاریخ : سه شنبه 8 دی 1394 | 07:38 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
ما از حرکت مردم فلسطین با همه وجود و هرگونه و تا هر زمان که بتوانیم دفاع خواهیم کرد/ مسئولان، نخبگان و افراد مؤثر در تصمیمات کلان هدفهای مشخص پروژه نفوذند/ تخطئه بسیج و اتهام تندروی به کسانی که بر اصالتها و ارزشها پای می‌فشرند تکمیل پروژه نفوذ است



حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار دو هزار و پانصد نفر از فرماندهان بسیج، این نهاد را «نماینده پر برکت و بالنده مجموعه ملّت» خواندند و ضمن تبیین روشهای دشمنی استکبار با ملّت ایران تأکید کردند: ملّت ایران در نزاع و جنگ واقعی جبهه استکبار با «جبهه هویت خواه و استقلال طلب»، به وظایفش در دفاع از مظلومان به ویژه ملّت شجاع فلسطین و انتفاضه ی کرانه باختری عمل خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک 5 آذر سالروز فرمان تشکیل بسیج، آن را هنر امام(ره) و پدیده ای ابتکاری و مبارک خواندند و گفتند: تشکیل گروههای مقاومت در برخی کشورها و در دوران مبارزه با اختناق، سابقه داشته است اما اینکه گروههای مقاومت بعد از مرحله پیروزی باقی بمانند، بالنده تر شوند و از لحاظ کمیّت و کیفیّت توسعه یابند فقط مخصوص بسیج است.
رهبر انقلاب اسلامی در تعریف دقیق بسیج گفتند: بسیج برخاسته از متن مردم و نماینده مجموعه ملّت است و بسیجیان آحاد مردمی هستند که با هدف والای الهی و با روحیه خستگی ناپذیر، در هر میدانی که لازم باشد، حضور پیدا می کنند و استعداد خود را بروز می دهند و از خطرات این راه نیز نمی هراسند.
حضرت آیت الله خامنه ای بروز و توسعه استعدادهای مردمی در قالب بسیج را یکی از حقایق شگفت آور بسیج خواندند و خاطرنشان کردند: علاوه بر سرداران نام آور و بزرگ دفاع مقدس، افراد برجسته ای نیز که در عرصه علم و فناوری همچون شهدای هسته ای، کارهای بزرگی انجام داده و می‌دهند، در واقع بسیجی بوده و هستند.
ایشان از جمله ویژگیهای مهم بسیج را حضور در عرصه های مختلفِ نظامی، علمی، فناوری، هنری، فرهنگی و اقتصاد مقاومتی برشمردند و افزودند: به مسئولان دولت سفارش کرده ام که در اقتصاد مقاومتی از ظرفیت بسیج استفاده شود اما فرماندهان بسیج باید بسیار مراقب باشند زیرا مسائل مالی و اقتصادی از مواردِ بسیار لغزنده و از دام های دشمن است.
رهبر انقلاب اسلامی هدف بسیج از حضور در عرصه های مختلف را دفاع از آرمانها، ارزشها و هویت انقلابی و ملّی در مقابل دشمن «غدار، زرنگ، متقلّب و شیطان صفت» خواندند و گفتند: دولت امریکا امروز مظهر دشمنی استکبار با ملت ایران است.
ایشان با تأکید بر اینکه اکنون درگیری اصلی در عرصه جهانی میان جبهه¬ی حرکت استکباری به سردمداری امریکا و جبهه ی حرکت ارزشی و استقلال ملی و هویتی با محوریت جمهوری اسلامی ایران است، افزودند: استکبار علاوه بر سازمانها و دستگاههای سیاسی، از قدرت مالی و پشتوانه کمپانی ها و شرکت های بزرگ صهیونیستی برخوردار است و در واقع جبهه ی استکبار با استفاده از مثلثِ زر و زور و تزویر در حال برنامه ریزی مستمر است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: تزویر در عملکرد دستگاههای سیاسی و دیپلماسی استکبار یعنی در همان حالی که به شما لبخند می زنند و شما را در آغوش می گیرند، خنجر خود را در قلبتان فرو می کنند.
ایشان با اشاره به ضرورت هوشیاری دائم در مقابل شیوه های مختلف «دشمنی سخت و نرم استکبار» خاطرنشان کردند: از جمله موضوعات بسیار مهم در دشمنی نرم، استفاده از پروژه  «نفوذ» است.
رهبر انقلاب افزودند: برخی به طرح موضوع نفوذ واکنش نشان دادند و گفتند که از این موضوع، استفاده جناحی می شود البته اگر کسانی از آن استفاده جناحی می کنند، کار اشتباهی است، اما این حرفها نباید موجب غفلت از اصل موضوع «نفوذ» و فراموشی آن شود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: مهم این است که بدانیم و باور کنیم که دشمن در حال طراحی و برنامه ریزی در این زمینه است.
رهبر انقلاب «نفوذ موردی» و «نفوذ شبکه ای و جریانی» را دو روش عمده طراحان و برنامه ریزان این پدیده برشمردند.
ایشان در تبیین نفوذ موردی که نمونه های زیادی در گذشته و حال دارد، خاطرنشان کردند: در این شیوه که در دستگاههای سیاسی، حکومتی و حتی دینی سابقه ای طولانی دارد، عناصر نفوذی با زدن ماسکِ رفتاری یا گفتاری و در چهره دوست، در خانه افراد مورد نظر یا دستگاه و تشکیلات فرد مسئول ورود می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای «جمع آوری اطلاعات» و «جاسوسی» را از جمله اهداف نفوذ موردی خواندند اما تأکید کردند: هدف مهمتری که در نفوذ موردی تعقیب می شود «تصمیم سازی» است.
ایشان افزودند: در روش تصمیم سازی، فرد نفوذی تلاش می کند نگاه مسئول یا شخص مؤثر در حرکتهای جامعه و کشور را در قبال مسائل مختلف تغییر دهد تا او همان تصمیمی را بگیرد و  حرکتی را انجام دهد که آنها می خواهند.
رهبر انقلاب «نفوذ جریانی و شبکه ای» را خطرناک تر از روشهای دیگر خواندند و افزودند: در این روش، دشمن عمدتاً با دو وسیله ی «پول و جاذبه های جنسی»، در درون ملّت و در داخل کشور شبکه سازی می کند تا آرمانها، باورها، و در نتیجه سبک زندگی را تغییر دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در نفوذ بسیار خطرناک جریانی، مجموعه ای از افراد با هدفی دروغین، با روشهای متفاوت با هم مرتبط می شوند تا نگاه آنها به مسائل مختلف به تدریج تغییر کند و شبیه نگاه دشمن شود.
رهبر انقلاب این تغییر نگاه را زمینه ساز تغییر آرمانها، باورها و ارزشها دانستند و گفتند: به این ترتیب بیگانگان، بدون شناخته شدن و به خطر افتادن، اهداف خود را محقق می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای مسئولان، مدیران، نخبگان و افراد مؤثر در تصمیمات کلان را هدفهای مشخص پروژه نفوذ خواندند و بار دیگر تأکید کردند: نباید با استناد به سوءاستفاده احتمالی و جناحی برخی اشخاص، اصل قضیه نفوذ و اهمیّت این مسئله را کمرنگ جلوه داد.
ایشان «مسائل حاشیه ای» را مکمل جریان نفوذ خواندند و افزودند: در این قضیه، کسانی که بر ارزشها و اصالتها پای می فشرند به افراطی گری و تندروی متهم می شوند تا در سایه سکوت آنها و تضعیف تدریجی ارزشها و آرمانها، زمینه تحقق اهداف پروژه نفوذ فراهم شود.
رهبر انقلاب در همین زمینه با انتقاد شدید از کسانی و جریانهایی که با اتهام افراطی گری، بسیج را تخطئه می کنند افزودند: نمی گوییم این افراد و جریانها، این کار را آگاهانه انجام می دهند اما با این اتهامات، دانسته یا ندانسته، خاکریز مستحکمِ بسیج را تضعیف و پروژه خطرناک نفوذ دشمن را تکمیل می کنند.
ایشان با توصیه و نصیحت به کسانی که از جایگاهها و تریبون های مختلف، حامیان اصالتها و بنیانهای انقلاب را تضعیف و تخطئه می کنند، افزودند: نباید هرکسی از ارزشها و محکمات انقلاب و امام(ره) گفت با اتهام جناحی گری و افراطی گری روبرو شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به رشد و بالندگی و «تأثیرگذاری و برکات مستمر بسیج» خاطرنشان کردند: آینده بسیج، درخشان است اما باید مراقب آفاتی بود که بویژه از درون، درخت تنومند بسیج را تهدید می کند.
رهبر انقلاب غرور، غفلت ناشی از غرور و ورود به مسابقه زرق و برق دنیوی را از جمله آفات درونی دانستند که بسیج و بسیجیان باید کاملاً مراقب آنها باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین اولویتهای بسیج، تقوا و بصیرت را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: باید صحنه داخلی کشور، رد پای دشمنان و نقاط استحکام درونی را خوب درک کنیم و جایگاه رفیع و پر عزت ملّت ایران را در منطقه و جهان بشناسیم.
ایشان با انتقاد از کسانی که با احساس حقارت در مقابل غرب، تواناییها و ظرفیّتهای عظیم ملّت
ایران را انکار می کنند افزودند: البته در داخل، ضعفهایی وجود دارد اما نباید با شیفتگی در مقابل بیگانگان و تحقیر ملّت، جایگاه مهم ایران در منطقه و جهان و دستاوردها و تواناییهای این مردم «بزرگ، عزیز و شرافتمند» را نادیده گرفت.
حضرت آیت الله خامنه ای آمادگی روزافزون را از دیگر اولویتهای بسیج خواندند و تأکید کردند: نمی توانیم در نزاع جبهه استکبار با جبهه ارزشها و استقلال طلبی بی تفاوت باشیم و بر همین اساس مواضع جمهوری اسلامی ایران در قضایای مختلف منطقه بویژه موضوع فلسطین و مسائل بحرین، یمن و سوریه و عراق کاملاً روشن و منطقی است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه هدف اصلی جبهه استکبار به فراموشی سپرده شدن آرمان فلسطین است، گفتند: با وجود همه تلاشهای جبهه استکبار و حتی همراهی دولتهای عربی، انتفاضه مردم فلسطین در کرانه باختری آغاز شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عملکرد ظالمانه رسانه های استکباری درخصوص موضوع فلسطین، خاطرنشان کردند: این رسانه ها، مردمی را که در اعتراض به اشغال سرزمین خود و نابودی خانه هایشان، سنگ پرتاب می کنند، تروریست می نامند! و در حمایت از گروهی که زندگی و آبروی فلسطینی ها را نابود کرده است، می گویند «از خود دفاع می کند».
ایشان افزودند: آیا چنین برخورد و نگاهی به موضوع فلسطین، خطا و ظلم کوچکی است که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت و بی تفاوت بود.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ما از حرکت مردم فلسطین با همه وجود و هرگونه و تا هر زمان که بتوانیم، دفاع خواهیم کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای به موضوع بحرین نیز اشاره کردند و گفتند: گناه مردم بحرین چیست؟ آیا آنها خواهان چیزی جز حق رأی برای هر یک از مردم هستند؟ آیا این، دموکراسی نیست! مگر غربی ها مدعی حمایت از دموکراسی نیستند؟
ایشان با اشاره به فشار و اهانت به مردم بحرین و تحقیر آنها از جانب یک اقلیت ظالمِ صاحب قدرت افزودند: کار این اقلیت ظالم به جایی رسیده است که به مقدسات و عزاداری محرم مردم بحرین توهین می کند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین به ماهها حملات بی وقفه به مردم مظلوم یمن اشاره کردند و گفتند: در چنین شرایطی دستگاههای مدعی دموکراسی و حقوق بشر، از کسانی که مردم یمن را آماج حملات قرار داده اند، حمایت می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای در مورد مسائل سوریه و عراق نیز خاطرنشان کردند: جبهه استکبار، در این دو کشور از خبیث ترین و شقی ترین تروریست ها حمایت می کنند و در سوریه اصرار دارند که نحوه تشکیل حکومت از طرف آنها مشخص  شود.
ایشان گفتند: شما چکاره هستید و چه حقی دارید که از آن طرف دنیا، برای مردم سوریه تعیین تکلیف می کنید. هر ملتی باید حکومت خود را، خودش تعیین کند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: بسیج می تواند تبیین کند که مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال فلسطین، سوریه، عراق، یمن و بحرین، منطقی ترین مواضعی است که یک انسان منصف و عاقل می تواند اتخاذ کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان، بسیج را یک ذخیره و گنج بی پایان خواندند و تأکید کردند: به توفیق الهی، ملت ایران این گنج با ارزش را حفظ و بیشتر استخراج خواهد کرد و به کمک این همت ها و اراده ها و بصیرت ها، به اوج تعالی و ترقی مورد نظر خود خواهد رسید و کاری هم از دست دشمنان بر نخواهد آمد.
پیش از بیانات رهبر معظم انقلاب سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج را مولود معنوی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی خواند و گفت: بسیج در حال مهیاسازی خود برای بعهده گرفتن نقشهای جهانی در مسیر نیل به آرمانهای انقلاب اسلامی و تغییر موازنه به سود مستضعفان و مسلمانان است.
سردار سرتیپ محمدرضا نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین نیز در سخنانی با اشاره به تحقق خواسته امام راحل مبنی بر گسترش بسیج در همه اقشار،خاطرنشان کرد: بسیجیان تا آخرین قطره خون پای عهدی که با شهیدان بسته اند، ایستاده و تا نابودی ظلم از پای نخواهند نشست.



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: امام خامنه ای، فرماندهان بسیج،

تاریخ : چهارشنبه 4 آذر 1394 | 06:16 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
رهبر انقلاب در نامه‌ای به روسای قوا، سیاست‌های کلی محیط زیست را ابلاغ کردند.
ایجاد نظام یكپارچه ملّی محیط زیست/ تقویت دیپلماسی محیط زیست/ تهیه اطلس زیست‌بوم كشوربه گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی، در نامه‌ای به روسای قوا، سیاستهای کلی محیط زیست را ابلاغ کردند. 

ایجاد نظام یکپارچه ملّی محیط زیست، مدیریت هماهنگ و نظاممند منابع حیاتی، جرم‌انگاری تخریب محیط زیست، تهیه اطلس زیست‌بوم کشور، تقویت دیپلماسی محیط زیست، گسترش اقتصاد سبز و نهادینه سازی فرهنگ و اخلاق زیست محیطی از جمله محورهای ابلاغیه رهبر معظم انقلاب اسلامی است. 

متن سیاستهای کلی محیط زیست که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده، به این شرح است: 

بسم‌ الله‌ الرّحمن ‌الرّحیم

سیاست‌های کلی محیط زیست 

۱ـ مدیریت جامع، هماهنگ و نظاممند منابع حیاتی (از قبیل هوا، آب، خاک و تنوع زیستی) مبتنی بر توان و پایداری زیست‌بوم بویژه با افزایش ظرفیت‌ها و توانمندی‌های حقوقی و ساختاری مناسب همراه با رویکرد مشارکت مردمی. 

۲ـ ایجاد نظام یکپارچه ملّی محیط زیست. 

۳ـ اصلاح شرایط زیستی به منظور برخوردار ساختن جامعه از محیط زیست سالم و رعایت عدالت و حقوق بین نسلی. 

۴ـ پیشگیری و ممانعت از انتشار انواع آلودگی‌های غیرمجاز و جرم‌انگاری تخریب محیط زیست و مجازات مؤثر و بازدارنده آلوده کنندگان و تخریب کنندگان محیط زیست و الزام آنان به جبران خسارت. 
۵ـ پایش مستمر و کنترل منابع و عوامل آلاینده هوا، آب، خاک، آلودگی‌های صوتی، امواج و اشعه‌های مخرب و تغییرات نامساعد اقلیم و الزام به رعایت استاندارد‌ها و شاخص‌های زیست محیطی در قوانین و مقررات، برنامه‌های توسعه و آمایش سرزمین. 

۶ـ تهیه اطلس زیست‌بوم کشور و حفاظت، احیاء، بهسازی و توسعه منابع طبیعی تجدید پذیر (مانند دریا، دریاچه، رودخانه، مخزن سد‌ها، تالاب، آبخوان زیرزمینی، جنگل، خاک، مرتع و تنوع زیستی بویژه حیات وحش) و اعمال محدودیت قانونمند در بهره‌برداری از این منابع متناسب با توان اکولوژیک (ظرفیت قابل تحمل و توان بازسازی) آن‌ها بر اساس معیار‌ها و شاخص‌های پایداری، مدیریّت اکوسیستم‌های حساس و ارزشمند (از قبیل پارک‌های ملّی و آثار طبیعی ملّی) و حفاظت از منابع ژنتیک و ارتقاء آن‌ها تا سطح استانداردهای بین‌المللی. 

۷ـ مدیریّت تغییرات اقلیم و مقابله با تهدیدات زیست محیطی نظیر بیابان‌زایی، گرد و غبار بویژه ریزگرد‌ها، خشکسالی و عوامل سرایت دهنده میکروبی و رادیواکتیو و توسعه آینده‌نگری و شناخت پدیده‌های نوظهور زیست محیطی و مدیریّت آن. 

۸ ـ گسترش اقتصاد سبز با تأکید بر: 

۱ـ۸ ـ صنعتِ کم کربن، استفاده از انرژی‌های پاک، محصولات کشاورزی سالم و ارگانیک و مدیریّت پسماند‌ها و پساب‌ها با بهره‌گیری از ظرفیّت‌ها و توانمندی‌های اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و زیست محیطی. 

۲ـ۸ ـ اصلاح الگوی تولید در بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی و بهینه‌سازی الگوی مصرف آب، منابع، غذا، مواد و انرژی بویژه ترویج مواد سوختی سازگار با محیط زیست. 

۳ـ۸ ـ توسعه حمل و نقل عمومی سبز و غیرفسیلی از جمله برقی و افزایش حمل و نقل همگانی بویژه در کلان شهر‌ها. 

۹ـ تعادل بخشی و حفاظت کیفی آب‌های زیرزمینی از طریق اجرای عملیات آبخیزداری، آبخوان‌داری، مدیریّت عوامل کاهش بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی و تبخیر وکنترل ورود آلاینده‌ها. 

۱۰ـ استقرار نظام حسابرسی زیست محیطی در کشور با لحاظ ارزش‌ها و هزینه‌های زیست محیطی (تخریب، آلودگی و احیاء) در حساب‌های ملّی. 

۱۱ـ حمایت و تشویق سرمایه‌گذاری‌ها و فناوری‌های سازگار با محیط زیست با استفاده از ابزارهای مناسب از جمله عوارض و مالیات سبز. 

۱۲ـ تدوین منشور اخلاق محیط زیست و ترویج و نهادینه سازی فرهنگ و اخلاق زیست محیطی مبتنی بر ارزش‌ها و الگوهای سازنده ایرانی ـ اسلامی. 

۱۳ـ ارتقاء مطالعات و تحقیقات علمی و بهره‌مندی از فناوری‌های نوآورانه زیست محیطی و تجارب سازنده بومی در زمینه حفظ تعادل زیست بوم‌ها و پیشگیری از آلودگی و تخریب محیط زیست. 

۱۴ـ گسترش سطح آگاهی، دانش و بینش زیست محیطی جامعه و تقویت فرهنگ و معارف دینیِ مشارکت و مسؤولیت‌پذیری اجتماعی بویژه امر به معروف و نهی از منکر برای حفظ محیط زیست در تمام سطوح و اقشار جامعه. 

۱۵ـ تقویت دیپلماسی محیط زیست با: 

۱ـ۱۵ـ تلاش برای ایجاد و تقویت نهادهای منطقه‌ای برای مقابله با گرد و غبار و آلودگی‌های آبی. 

۲ـ۱۵ـ توسعه مناسبات و جلب مشارکت و همکاری‌های هدفمند و تأثیرگذار دوجانبه، چندجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی در زمینه محیط زیست. 

۳ـ۱۵ـ بهره‌گیری مؤثر از فرصت‌ها و مشوق‌های بین‌المللی در حرکت به سوی اقتصاد کم کربن و تسهیل انتقال و توسعه فناوری‌ها و نوآوری‌های مرتبط.



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبرمعظم انقلاب، سیاست های کلی محیط زیست،

تاریخ : سه شنبه 26 آبان 1394 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار رؤسای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری فرمودند: متأسفانه برخی که خود دانشگاهی هستند، در دانشگاه‌ها به دانشجویان می‌گویند این پیشرفت‌های علمی دروغ است! اگر نادرست است، پس چرا مرکز تحقیقات رژیم صهیونیستی از پیشرفت علمی ایران ابراز نگرانی می‌کند؟


حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار رؤسای دانشگاهها، مراکز و مؤسسات آموزش عالی، پارک های علم و فناوری و مراکز پژوهشی کشور ضمن تبیین مسبوط تاریخ و میراث و تجربه علمی کشور در دوران قبل و بعد از اسلام و جایگاه و نقش دانشگاهها در تاریخ معاصر بویژه در نهضت اسلامی و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بر لزوم برنامه ریزی دانشگاهها و مراکز علمی برای استفاده از میراث و تجارب علمی متراکم، بمنظور نقش آفرینی در ایجاد «تمدن نوین اسلامی» تأکید کردند و گفتند: نیازسنجی علمی برای حال و آینده، جلوگیری از کاهش سرعت پیشرفت علمی، اجرای دقیق نقشه جامع علمی، توجه به کیفیت در آموزش عالی، پیگیری جدی ارتباط دانشگاه و صنعت، نقش آفرینی دانشگاهها در اقتصاد مقاومتی، گسترش فضای فرهنگ ایمانی و اسلامی، عمق بخشی بصیرت دینی و سیاسی، و میدان دادن به دانشجویان و اساتید ارزشی، انقلابی و متدین، از لوازم نقش آفرینی دانشگاهها در شکل گیری تمدن نوین اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار جلسات با دانشگاهیان را یکی از بهترین و شیرین ترین جلسات توصیف کردند و با اشاره به جایگاه علم به عنوان ابزار پیشرفت و اقتدار، افزودند: دانشگاه مهمترین مرکز تربیت مدیران آینده کشور است به گونه ای که عملکرد مناسب و یا غیر مناسب دانشگاهها در این زمینه، آینده کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای به سابقه طولانی پرورش و تربیت بزرگان و نخبگان علمی در ایران، همچون ابن سینا، فارابی، زکریای رازی، خوارزمی، و تعداد زیاد دیگری از نام آوران علمی در عرصه های مختلف اشاره و خاطرنشان کردند: ایران در طول تاریخ، قلّه تولید فکر و علم بوده است و این روند تا قبل از دوران قاجار و پهلوی ادامه داشت.

ایشان گفتند: متأسفانه در دوران قاجار و پهلوی، حرکت علمی کشور به دلایل خاص متوقف شد و در زمانیکه دوران شکوفایی علمی در اروپا بود، ما نتوانستیم از استعدادها و زمینه های علمی و اخلاق علمی خود استفاده کنیم، بنابراین از حرکت علمی دنیا عقب ماندیم.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برنامه ریزی غربی ها برای کشورهای باصطلاح جهان سوم، بمنظور تربیت مدیرانی براساس تفکر و سبک زندگی غربی از طریق دانشگاهها افزودند: آنها در اجرای این طراحی خود در ایران، به دلیل هویت ایرانی و همچنین گسترش و تعمیق تفکرات اسلامی و دینی در میان دانشجویان و دانشگاهیان با مشکل مواجه شدند و بعد از نهضت اسلامی در سال 1341 نیز یک حرکت عظیم و رو به رشد دینی در دانشگاهها آغاز شد.

حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: پیروزی انقلاب اسلامی که همچون زلزله ای برای دنیای غرب و شرق آن روز بود، تأثیر بسیار زیادی در دانشگاهها گذاشت و بسیاری از فداکارترین و صادق ترین یاران انقلاب از متن دانشگاهها بودند.

ایشان با اشاره به شرایط دانشگاهها در 37 سال گذشته و فراز و فرودها و حضور سلایق گوناگون داخل نظام و جریانهای مختلف فکری در دانشگاهها، خاطرنشان کردند: اکنون مهمترین سؤال این است که دانشگاهها با استفاده از این میراث تاریخی و علمی و تجربه گرانقدر انقلاب اسلامی، چگونه می توانند در شکل گیری «تمدن نوین اسلامی» که همان «جامعه آرمانی اسلام» است، نقش آفرینی کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، مسئولان آموزش عالی و رؤسای دانشگاهها و مراکز علمی را به تفکر و تعمق در این خصوص فراخواندند و گفتند: باید تمام برنامه ها و مسیر حرکت دانشگاهها در جهت نقش آفرینی در ایجاد تمدن نوین اسلامی باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای لازمه حرکت در این مسیر را، اطلاع دقیق و میدانی مسئولان وزارت علوم و بهداشت از شرایط واقعی دانشگاهها دانستند و تأکید کردند: نباید فقط به گزارش ها بسنده کرد بلکه باید خروجی ها را بصورت میدانی مورد بررسی قرار داد تا متوجه شد که اهداف مورد نظر تا چه حد محقق شده اند.

ایشان وجود نیروهای مستعد را برای حرکت علمی، مهم خواندند و خاطرنشان کردند: مهمتر از نیروهای مستعد، جهت گیری علمی است، زیرا اگر جهت گیری علمی، صحیح و در چارچوب اخلاق و معنویت نباشد، تبعات زیادی را بوجود خواهد آورد.

رهبر انقلاب اسلامی، «استعمار» و «بمب اتم» را دو نمونه تاریخی از نتایج قرار گرفتن علم در مسیر غلط دانستند و افزودند: باید همواره مراقب باشیم تا اخلاق و معنویت در کنار علم قرار گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای «نیاز سنجی علمی» برای حال و آینده کشور را بسیار ضروری خواندند و گفتند: در حرکت علمی باید نیازهای فعلی و نیازهای آینده کشور مد نظر قرار گیرند و در رشته هایی سرمایه گذاری شود که مورد نیاز کشور است.

ایشان جهت دهی به مقالات علمی و پایان نامه های دکترا در چارچوب نیازهای فعلی و آینده کشور را موضوعی مهم دانستند و افزودند: دانش هسته ای از جمله موضوعات مورد نیاز کشور است که از سالها پیش بر روی آن سرمایه گذاری شد زیرا اگر امکان استفاده از نفت نباشد و یا ذخایر نفت به پایان برسد قطعاً نیازمند انرژی جایگزین هستیم.

رهبر انقلاب اسلامی بار دیگر به موضوع تولید اورانیوم بیست درصد به دست دانشمندان جوان ایرانی اشاره کردند و گفتند: در مقطعی سوخت راکتور تهران که برای تولید رادیو دارو است، رو به پایان بود و غربی ها شروط خفت باری برای تحویل این سوخت مطرح کردند اما جوانان با استعداد و مؤمن ما با تلاش شبانه روزی، اورانیوم بیست درصد را تولید و نیاز کشور را برطرف کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه سخت ترین مرحله غنی سازی اورانیوم، تا میزان بیست درصد است و دستیابی به غنی سازی بالاتر از آن تا نود و نه درصد براحتی امکان پذیر است، گفتند: علت دستپاچگی غربی ها در قضیه هسته ای، همین موضوع بود . البته اگر آنها همان موقع سوخت راکتور تهران را تحویل می دادند، ما به دنبال غنی سازی بیست درصد نمی رفتیم.

ایشان در جمع بندی این بخش از سخنان خود خاطرنشان کردند: نیاز سنجی علمی و سرمایه گذاری برروی دانش مورد نیاز کشور بسیار مهم است و باید همواره مدنظر قرار گیرد.

رهبر انقلاب اسلامی، «سرعت پیشرفت علمی» را برای جبران عقب ماندگی ها و همچنین استمرار حرکت علمی، بسیار ضروری و اساسی خواندند و گفتند: متأسفانه برخی که خود دانشگاهی هستند، در دانشگاهها به دانشجویان می گویند که این پیشرفتهای علمی دروغ است! اگرنادرست است، پس چرا مرکز تحقیقات رژیم صهیونیستی از پیشرفت علمی ایران ابراز نگرانی می کند؟

ایشان با اشاره به عقب ماندگی تاریخی علمی کشور، تأکید کردند: اگر سرعت پیشرفت علمی کشور کم شود، فاصله ما با حرکت علمی دنیا بیشتر خواهد شد، بنابراین باید سرعت پیشرفت خود را حفظ کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی پژوهش محور شدن دانشگاهها، اجرای دقیق نقشه جامع علمی کشور، توجه به کیفیت آموزش عالی و تعیین شاخص های دقیق و منطبق با واقعیات، و ارتباط دانشگاه با صنعت را مورد تأکید قرار دادند و گفتند: یکی از راههای ایجاد اشتغال برای دانش آموختگان دانشگاهها، برقراری ارتباط میان صنعت و دانشگاه است که لازمه این موضوع هم، برنامه ریزی وزرای مربوطه و ایجاد همکاری جامع میان دانشگاهها و صنعت در بخش های دولتی و غیردولتی است.

حضرت آیت الله خامنه ای به لزوم نقش آفرینی دانشگاهها در اقتصاد مقاومتی از طریق شرکت های دانش بنیان نیز اشاره و درخصوص اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی، خاطرنشان کردند: درخصوص اجرای اقتصاد مقاومتی آن چیزی که باید اتفاق بیفتد هنوز اتفاق نیفتاده است و مسئولان دولتی تازه، گزارشی درباره برنامه های در نظر گرفته شده برای اجرای اقتصاد مقاومتی به من داده اند.

ایشان در ادامه به موضوع مسائل فرهنگی در دانشگاهها نیز اشاره کردند و با انتقاد از برخی اقدامات انجام گرفته، گفتند: برخی کار فرهنگی را با کنسرت و اردوهای مختلط اشتباه گرفته اند و برای توجیه کار غلط خود می گویند، دانشجویان باید شاد باشند!

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: شاد بودن برای هر محیطی خوب است، اما به چه قیمتی؟ به قیمت برگزاری مراسم و اردوهای مختلط؟ مگر غربی ها از اختلاط چه بهره ای جز جنایات کنونی جنسی برده اند که ما بدنبال پیروی از همان شیوه ها هستیم.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه کار فرهنگی ماهیت دیگری دارد، گفتند: مسئولین فرهنگی دانشگاهها بفهمند چه می کنند؟ کار فرهنگی صحیح این است که انسان مؤمن، متخلق، انقلابی، معتقد به آرمانها، دوستدار کشور و نظام اسلامی و دارای بصیرت و عمق دینی و سیاسی تربیت شود.

ایشان بصیرت دینی و سیاسی را برای جوانان و جلوگیری از لغزشها بسیار مهم خواندند و خاطرنشان کردند: علت لغزش بسیاری از افراد در فتنه 88 ، که انسانهای بدی هم نبودند، نداشتن بصیرت بود. هنگامی که طرف مقابل می گوید «انتخابات بهانه است و اصل نظام نشانه است»، فرد معتقد به نظام چه باید بکند؟ اگر بصیرت نباشد، وظیفه ی لحظه ی نیاز انجام نخواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد اعتماد به نفس و امید به آینده در میان جوانان را از دیگر کارهای فرهنگی لازم در دانشگاهها برشمردند و گفتند: در کشور نقاط امیدواری بسیار زیاد است که از جمله آنها ظرفیت های فراوان و موقعیت و اقتدار کنونی کشور است.

حضرت آیت الله خامنه ای خود کم بینی را بزرگترین خطر خواندند و افزودند: خود کم بینی و دست کم گرفتن توانایی و قدرت ملت و کشور باعث می شود، در شرایطی که همه به قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه، اذعان دارند، فردی در داخل بگوید «ما کسی نیستیم و منزوی هستیم!»

ایشان تربیت جوانان معقتد به استقلال فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را از دیگر کارهای فرهنگی لازم در دانشگاهها دانستند و گفتند: خبرهایی که به من از برخی دانشگاهها می رسد و امیدوارم که درست نباشند، بر خلاف این موارد است بگونه ای که تشکل های مؤمن و انقلابی و خوش فکر را تحت فشار قرار می دهند.

رهبر انقلاب اسلامی خطاب به مسئولان وزارت علوم و بهداشت و رؤسای دانشگاهها تأکید کردند: باید به جوانهای انقلابی و مؤمن، خوش روحیه، متدین و دارای عزت نفس میدان بدهید بگونه ای که فضا دست آنها باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای در جمع‌بندی سخنانشان، با اشاره به علاقه دیرین و فراوان خود به دانشگاه و جامعه دانشگاهی، خاطرنشان کردند: امروز دانشگاه و دانشجو آماج بزرگترین توطئه‌هاست و دشمنان کشور از حضور دانشگاهیان با روحیه انقلابی و تهاجمی در میدان و برهم زدن خط قرمزهای آنان و بالا بردن پرچم علم و پر رنگ کردن شعارهای انقلابی وحشت دارند و برای مقابله با این حرکت برنامه‌ریزی و هزینه‌های سنگینی می‌کنند.

ایشان به تغییر روشهای استعماری در دوره کنونی اشاره کردند و افزودند: سلطه‌گران اکنون به دنبال این هستند که تفکر عناصر فعال، هوشمند و نخبه یک کشور را به نحوی تغییر دهند که این عناصر، اهداف آنان را برآورده کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین با تأکید بر ضروت ترویج ارزشها در محیطهای دانشگاهی، گفتند: باید به دغدغه دانشجویان ارزشی و انقلابی و همچنین هزاران نفر از اساتید مؤمن و انقلابی که امروز در دانشگاهها هستند، توجه کرد و از این اساتید قدردانی و قدرشناسی کرد.

پیش از بیانات رهبر انقلاب اسلامی، دکتر فرهادی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری توجه به اقتصاد دانش بنیان و تولید ثروت از علم و فناوری را سرآمد برنامه‌های این وزارتخانه در حوزه اقتصاد مقاومتی دانست و گفت: تهیه و تصویب سند اقتصاد مقاومتی، بازنگری و اصلاح برنامه های درسی، همکاری با بخش‌های صنعتی و خدماتی کشور، اهتمام به اجرای سند دانشگاه اسلامی، برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی و تعمیق و ترویج فضای دینی و انقلابی در دانشگاه ها از مهمترین اقدامات و رویکردهای وزارت علوم بوده است.

همچنین دکتر قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، رتبه پزشکی ایران از نظر تعداد مقالات را در منطقه اول و در جهان 24 اعلام کرد و افزود: کسب مرجعیت علمی در منطقه و حضور موثر در عرصه های بین المللی، توجه به طب سنتی و ملی و اخلاق پزشکی، ایجاد دانشکده طب و دین، رعایت حقوق بیماران و ایجاد بیمارستان های ویژه بانوان در دستور کار وزارت بهداشت است.




طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: مقام معظم رهبری، امام خامنه ای(مدظله العالی)، رؤسای دانشگاه ها،

تاریخ : جمعه 22 آبان 1394 | 12:13 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مسئولیت دولت میزبان در قبال جان باختن ۷ هزار مسلمان گفتند: پس از این حادثه باید صدای واحد و اعتراض دنیای اسلام برمی‌خاست اما متأسفانه به جز صدای جمهوری اسلامی ایران صدایی شنیده نشد.



حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (دوشنبه) در دیدار مسئولان و دست اندرکاران برگزاری حج، فاجعه بسیار تلخ و حیرت‌انگیز منا را از جمله امتحانات الهی خواندند و با انتقاد از سکوت دولتها و به خصوص دولتهای غربی و سازمانهای مدعی حقوق بشر در قبال این مصیبت بزرگ تأکید کردند: این حادثه به هیچ وجه نباید فراموش شود و دستگاه دیپلماسی و سازمان حج موظف هستند که این موضوع را به صورت قاطع دنبال کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با اشاره به مسئولیت دولت میزبان در قبال جان باختن 7 هزار مسلمان گفتند: پس از این حادثه باید صدای واحد و اعتراض دنیای اسلام بر می‌خاست اما متأسفانه به جز صدای جمهوری اسلامی ایران صدایی شنیده نشد و حتی دولتهایی که زائران آنها جزء جان‌باختگان بودند، در قبال این فاجعه، اعتراض قابل اعتنایی نکردند.

رهبر انقلاب، پیگیری این مسئله و گفت‌وگو با دولتها برای تبیین اهمیت ماجرا و بررسی راههای جلوگیری از تکرار آن را وظیفه مهم مسئولان کشور به خصوص دستگاه دیپلماسی خواندند و افزودند: ظواهر ماجرا نشان می دهد که این فاجعه در اثر کوتاهی دولت میزبان رخ داده اما در هر صورت، این مسئله، یک مسئله سیاسی نیست بلکه بحث بر سر هزاران مسلمانی است که در حال عبادت و انجام مناسک حج و با لباس احرام جان باختند و این مسئله باید به صورت جدی دنبال شود.

ایشان، سکوت محض دستگاههای مدعی حقوق بشر در اروپا و امریکا را جنبه دیگر قابل پیگیری برشمردند و خاطرنشان کردند: دستگاههای دروغگو و منافق مدعی حقوق بشر و همچنین دولتهای غربی که گاهی برای کشته شدن یک نفر جنجال فراوانی در دنیا بر پا می کنند، در این ماجرا به نفع دولت رفیق خود سکوت محض کردند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: این مدعیان حقوق بشر اگر صداقت داشتند، باید پاسخگویی، جبران خسارت، تضمین عدم تکرار و مجازات عاملان این فاجعه را مطالبه می کردند.

رهبر انقلاب، پیگیری برای مطالبه و زنده نگه داشتن این موضوع مهم را وظیفه سازمان حج خواندند و افزودند: این مسئله نباید به سکوت و فراموشی بگذرد و باید تا سالها در مجامع جهانی مطرح شود و نقطه آماج این حرکت نیز باید دولتهای غربی و سازمانهای مدعی حقوق بشر باشند.

ایشان با تشکر صمیمانه از زحمات دلسوزانه مسئولان حج کشور به خصوص پیگیریهای مستمر و روحیه و مواضع قاطع حجت‌الاسلام قاضی عسگر و همچنین تحرک همه‌جانبه، پاسخگویی و احساس مسئولیت آقای اوحدی رئیس سازمان حج، گفتند: اجر و پاداش این زحمات و مجاهدتها همگی در میزان الهی محفوظ است و همین صبر و مجاهدت در راه خداست که حضرت زینب(س) پس از دیدن آنهمه بلا و حادثه در صحرای کربلا، از آن به‌عنوان زیبایی و جمال یاد می‌کند.

پیش از سخنان رهبر انقلاب، حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسگر نماینده ولی فقیه و سرپرست زائران ایرانی با بیان گزارشی از فعالیت‌های انجام گرفته در حج امسال و همچنین تشریح اقدامات صورت گرفته در خصوص حادثه مسجدالحرام و فاجعه تلخ منا، گفت: این فاجعه حاصل سوء مدیریت و بی تدبیری مسئولان سعودی بود و با همکاری دستگاههای مسئول، اتفاقات و فجایع آن را مستند و پیگیری خواهیم کرد.

همچنین آقای اوحدی رییس سازمان حج و زیارت در رابطه با انتقال جان باختگان مظلوم فاجعه منا به کشور و رسیدگی به مصدومان این فاجعه گفت: پیگیری های جدی برای تعیین وضعیت جان باختگان باقیمانده ایرانی با همکاری سایر دستگاه‌ها بصورت مستمر انجام می شود.

رئیس سازمان حج گزارشی از عملیات اجرایی حج امسال نیز بیان کرد.




طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،

تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 03:55 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان اینکه از میزان پیشرفت فکر و بنیان مهم اقتصاد مقاومتی در کشور خیلی خشنود نیستم، فرمودند: یکی از هشدارهایی که واقعا باید وزرای محترم توجه کنند مسأله مقابله با عناصر متدین و انقلابی در دانشگاه‌ها از طرف برخی مسئولان و اساتید است.


حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار جمعی از دانشجویان و استعدادهای برتر علمی کشور، توصیه ها و هشدارهای مهمی به نخبگان و مسئولان بیان کردند و با تأکید بر لزوم جدی گرفته شدن بنیاد نخبگان به عنوان یک بنیاد ملی و راهبردی و همچنین ایجاد زمینه برای نقش آفرینی عملی استعدادهای جوان در جامعه، شرکت های دانش بنیان را یکی از پایه های اصلی اقتصاد مقاومتی دانستند و گفتند: آینده کشور به برکت اهداف، شعارها و حرکت انقلابی جامعه و حضور انبوه نخبگان جوان و حرکت عظیم و پرشتاب علمی و فناوری که آغاز شده است، آینده ای روشن و همراه با پیشرفت و اقتدار و نفوذ روزافزون معنوی در منطقه و جهان خواهد بود و کسانی که در این شرایط بدنبال دلسرد کردن نسل جوان از حال و آینده هستند، مرتکب خیانت به کشور و ناموس ملی می شوند.

رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود دیدار با جوانان نخبه و مصمم و پرنشاط را امیدآفرین خواندند و با اشاره به ضریب هوشی بالای جوانان نسبت به متوسط جهانی افزودند: از آنجا که جمهوری اسلامی ایران قدرت خود را درون زا می داند، جوانهای هوشمند، متعهد و با استعداد، از بزرگترین فرصت و ثروت این کشور محسوب می شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای بعد از این مقدمه، چند سفارش پدرانه به جوانان نخبه داشتند. نخبگی را یک نعمت الهی دانستن و بجا آوردن شکر این نعمت اولین توصیه رهبر انقلاب به جوانان برتر علمی بود که گفتند: این نخبگی را از برکت انقلاب اسلامی نیز بدانید زیرا انقلاب به جوانان ایران شخصیت، هویت و جرأت داد تا نیرو و استعداد درونی خود را بکار اندازند.

حضرت آیت الله خامنه ای، کسب رتبه برجسته علمی در میان دویست کشور جهان را یکی از ثمرات انقلاب اسلامی خواندند و افزودند: ایران اکنون در حالی به رتبه بالای علمی رسیده است که در طول بیش از سه دهه گذشته، با جنگ تحمیلی، فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی مواجه بوده است.

ایشان خطاب به جوانان نخبه خاطرنشان کردند: این جایگاه برتر علمی که بدست آورده اید به برکت امنیت کشور نیز بوده است، بنابراین باید قدردان تأمین کنندگان امنیت همچون شهید سردار همدانی باشید.

رهبر انقلاب اسلامی تشییع باشکوه شهید همدانی بویژه در شهر همدان را نشانه قدردانی ملت از تأمین کنندگان امنیت دانستند و گفتند: اگر امنیت نباشد، تحقیق و پژوهش و دانشگاه و پیشرفت علمی نیز نخواهد بود.

«ترجیح دادن روحیه جهادی بر روحیه تافته ی جدا بافته بودن» دومین سفارش پدرانه حضرت آیت الله خامنه ای به جوانان نخبه بود.

ایشان یکی از آفت های افراد صاحب امتیاز را «احساس تافته ی جدا بافته بودن» دانستند و خاطرنشان کردند: این، یک بیماری شخصیتی است که نباید بگذارید در شما رشد کند و تنها راه مقابله با آن نیز تقویت «روحیه جهادی» و انجام دادن کار با همه توان برای خدا و به عنوان یک وظیفه است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه شرکت در اردوهای جهادی یکی از راههای تقویت «روحیه جهادی» است، افزودند: شرکت در اردوهای جهادی موجب آشنایی با متن مردم و مشکلات و معضلات جامعه می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تجربه طولانی خود در سالهای بعد از پیروزی انقلاب، بی خبر بودن برخی از مسئولان از واقعیات و معضلات جامعه بخصوص در روستاها و شهرهای دور دست و در میان خانواده های فقیر را یکی از مشکلات دانستند و گفتند: اردوهای جهادی بهترین فرصت برای جوانان بمنظور آشنایی با واقعیات و همچنین خدمت مستقیم به مردم است.

ایشان با انتقاد از ادامه اردوهای دانشجویی به برخی کشورهای اروپایی، با وجود هشدارهای قبلی، تأکید کردند: این اردوها یکی از غلط ترین کارها است و اردوهای جهادی بسیار بهتر و شرافتمندانه تر از برگزاری چنین اردوهایی است.

رهبر انقلاب اسلامی در سومین توصیه خود، جوانان نخبه را به ماندن در کشور بجای رفتن به کشورهای بیگانه با برخی ذهنیت های رفاهی، سفارش کردند و گفتند: بجای آنکه خود را در هاضمه بی رحم و آزمند جوامع بیگانه، قرار دهید، سازنده هندسه صحیح سلامت کشور و تضمین کننده مغز و سلسله اعصاب و استخوان بندی جامعه خود باشید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به مشکلات و ضعف های کشور در کنار پیشرفتها و توانایی ها، خاطرنشان کردند: ماندن در کشور و تلاش برای برطرف کردن ضعف ها و منشأ اثر بودن برای مردم، دارای افتخار و شرف است.

مرعوب نشدن در برابر غرب، توصیه چهارم رهبر انقلاب اسلامی به استعدادهای برتر علمی کشور بود که در این خصوص گفتند: اگرچه غربی ها در مسائل علمی و فناوری پیشرفتهای زیادی کرده اند اما نباید مرعوب این موضوع شد زیرا توانایی بالقوه جوان ایرانی بسیار بالاتر است و اگر قرار بر مقایسه باشد باید بیش از سه دهه کنونی ایران با بیش از سه دهه آن کشور ها بعد از استقلال آنها، مقایسه شود.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: نسل جوان کنونی می تواند افتخار دست یابی به پیشرفتها و مراحل بزرگ علمی را برای خود به ثبت برساند و عزتمندانه پایه های استقلال علمی کشور را مستحکم کند.

ایشان سپس در بیان چند توصیه مدیریتی و کاری به مسئولان و همچنین جوانان نخبه، بر لزوم جدی گرفته شدن بنیاد نخبگان تأکید کردند و افزودند: بنیاد نخبگان یک بنیاد ملی و راهبردی است و نباید وظایف آن به دانشگاهها سپرده شود.

رهبر انقلاب اسلامی، بنیاد نخبگان را نیز به برنامه ریزی دقیق بمنظور زمینه سازی برای ظهور و بروز عملی توانایی استعدادهای برتر جوان توصیه کردند و گفتند: باید برای جوان نخبه زمینه کار و احساس مفید بودن بوجود آید و به ماندن در کشور تشویق شود.

حضرت آیت الله خامنه ای، تسهیل تکمیل فرآیند تحصیلی نخبگان، افزایش روند تشکیل شرکت های دانش بنیان، و ایجاد هسته های علمی در دانشگاهها با محوریت اساتید برجسته، متعهد و انقلابی را از جمله اقدامات لازم برای ادامه حرکت علمی نخبگان دانستند و تأکید کردند: نقش اساتید در هسته های علمی دانشگاهها بسیار مهم است و باید از اساتیدی استفاده شود که معتقد به آبادی و آینده ایران و دلسوز کشور و پایبند به ارزشها و انقلاب باشند.

ایشان بنیاد نخبگان را به رصد دائمی خروجی کارها سفارش کردند و با اشاره به موضوع اقتصاد مقاومتی، افزودند: یکی از راههای تحقق سیاستهای اقتصاد مقاومتی که از همان ابتدای اعلام مورد استقبال صاحبنظران قرار گرفت، حمایت از شرکتهای دانش بنیان و طراحی لازم در این خصوص است.

رهبر انقلاب اسلامی در مورد اقتصاد مقاومتی نکته ای را بصورت گذرا اشاره کردند و گفتند: درخصوص نحوه اجرا و پیشرفت سیاستهای اقتصاد مقاومتی، اکنون زمینه بحث نیست اما از پیشرفت این سیاستها خشنود نیستم.

حضرت آیت الله خامنه ای بعد از بیان این نکته، درباره لزوم یک طراحی دقیق بمنظور استفاده از ظرفیت شرکت های دانش بنیان برای تحقق سیاستهای اقتصاد مقاومتی، افزودند: پیشنهاد می کنم موضوع یکی از نشست های جوانان نخبه به «چگونگی نقش آفرینی نخبگان جوان در اقتصاد مقاومتی» اختصاص یابد تا با استفاده از فکر و دانش جوانان، به یک طراحی داخلی برسیم.

ایشان همچنین موضوع شناسایی و پرورش استعدادهای برتر در دوران دبستان و متوسطه را بسیار مهم دانستند و با اشاره به طرح «شهاب» در آموزش پرورش افزودند: شخص وزیر آموزش و پرورش باید روند اجرای این طرح را مورد بررسی دقیق قرار دهد و اجازه ندهد که این طرح مورد بی مهری قرار گیرد.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنان خود چند هشدار را بیان کردند: نخستین هشدار ایشان درخصوص عناصر و افرادی بود که با استفاده از روزنامه ها و مجلات و تریبون ها، دائماً در حال دلسرد کردن مردم و جوانان و نفی پیشرفتهای علمی و دستاوردهای بزرگ کشور هستند.

رهبر انقلاب اسلامی مسئولان را به مراقبت و هوشیاری در این خصوص فراخواندند و تأکید کردند: پیشرفتهای شگرف علمی کشور در زمینه های نانو، سلول های بنیادی و انرژی هسته ای، توهم نیستند بلکه واقعیاتی هستند که همه دنیا از آنها اطلاع و آگاهی دارند، بنابراین دلسرد کردن جوانان و انکار حرکت عظیم و سریع علم و فناوری، خیانت به کشور و ناموس ملی است.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به جریانی که بدنبال شناسایی نخبگان علمی کشور و هدایت آنان به خارج است، مسئولان را به هوشیاری در قبال این موضوع توصیه کردند و گفتند: هشدار دیگر من درخصوص مقابله برخی مسئولان، مدیران و اساتید در دانشگاهها، با عناصر مؤمن، انقلابی و متعهد است که وزرا باید در این قضیه کاملاً هوشیار باشند و اجازه چنین کاری را ندهند.

ایشان در بخش پایانی سخنان خود تأکید کردند: جمع بندی سخنان من، «خوش بینی مستدل نسبت به آینده» است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به احساس مسئولیت انبوه جوانان کشور که بخش زیادی از آنان را نخبگان تشکیل می دهند، و همچنین با اشاره زنده ماندن اهداف، شعارها و حرکت انقلابی در جامعه، گفتند: علت اصلی عصبانیت دشمنان از ملت ایران، همین موضوع است و بر همین اساس می گویند مقابله با ایران تا زمانی که شعارهای انقلابی زنده است، مشکل خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اکنون شعار ها واهداف انقلابی در جامعه بگونه ای زنده است که حتی برخی افراد غیر معتقد به این شعارها، مجبور به همراهی ظاهری هستند و انقلاب اسلامی به صراط مستقیم خود ادامه می دهد که این، از استثناهای انقلاب های بزرگ دنیا است.

ایشان تاکید کردند: تا هنگامیکه حرکت و تفکر انقلابی در کشور وجود دارد، پیشرفت و نفوذ روز افزون ایران و تسلط روحی و معنوی در منطقه و خارج از منطقه، روز بروز بیشتر خواهد شد.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، دکتر ستاری معاون علمی و فناوری رییس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، اولویت امروز را توجه به علم و فناوری دانست و گفت: کشور نیاز به نخبگانی دارد که با اعتماد به نفس و تلاش بیشتر بتوانند موفقیت‌های علمی در حوزه‌های نانو و بایو،را در حوزه‌های دیگر نیز تکرار کنند.

معاون علمی و فناوری رییس جمهور با بیان اینکه نخبگان به کشور مدیون هستند، افزود: نباید با برداشته شدن تحریمها تنها واردکننده کارخانه و صنایع خارجی باشیم بلکه باید خودمان تکنولوژی تولید کنیم و با تولید دانش، ثروت ملی را افزایش دهیم.

دکتر ستاری با تأکید بر ورود بخش خصوصی به حوزه پژوهش و لزوم سرمایه گذاری بر فکر و ایده نخبگان، خاطرنشان کرد: افزایش جایزه‌های تحصیلی، توجه به پژوهش‌های پایه، اجرای طرح شهاب، حمایت از پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی، توسعه دایره نخبگانی و توجه به دیپلماسی فناوری از مهمترین اقدامات معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان بوده است.




طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،

تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | 09:50 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
جمعی از مدیران و مسئولان سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران صبح امروز با رهبر انقلاب دیدار کردند.
جمعی از مدیران و مسئولان سازمان صداوسیما با رهبر انقلاب دیدار کردند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار مسئولان و مدیران رسانه ملی و اعضا شورای نظارت بر صدا و سیما با تبیین اهداف «جنگ نرمِ برنامه ریزی شده، گسترده و همه جانبه نظامِ سلطه با جمهوری اسلامی»، تغییر باورهای مردم را مهمترین هدف این جنگ پیچیده خواندند و با تأکید بر نقش منحصر به فرد رسانه ملی در این کارزار جدی، برنامه ریزی دقیق و عالمانه را برای تحقق وظایف رسانه ملی مورد تأکید قرار دادند.

حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای سخنان خود به موضوع اهمیت رسانه ملی در نظام جمهوری اسلامی ایران پرداختند و با اشاره به حرکت عظیم رسانه ای که با کمک رسانه های نوپدید، بوجود آمده گفتند: رسانه ملی در صحنه چنین نبرد عجیب و عظیم و درگیری ناخواسته و ناگزیر قرار دارد که همان عرصه پیچیده و بسیار مهم جنگ نرم است.

رهبر انقلاب اسلامی افراد صاحبنظر، دلسوز و دارای انگیزه را به مطالعه و بررسی دقیق ابعاد جنگ نرم فراخواندند و گفتند: در جنگ نرم، همان اهداف جنگ سخت دنبال می شود اما بصورتی فراگیرتر و عمیق تر.

ایشان به برخی پیچیدگی ها و خطرات بیشتر جنگ نرم در مقایسه با جنگ سخت اشاره کردند و افزودند: جنگ نرم برخلاف جنگ سخت، آشکار، قابل فهم و ملموس نیست و حتی در برخی موارد طرف مقابل ضربه خود را می زند اما جامعه هدف، دچار خواب آلودگی و عدم احساس حمله است.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: جنگ های سخت معمولاً موجب برانگیخته شدن احساسات مردم و ایجاد وحدت و انسجام ملی می شود در حالیکه جنگ نرم، انگیزه های مقابله را از بین می برد و زمینه ساز ایجاد اختلاف نیز می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای بعد از بیان خطرات به مراتب بیشتر و نگران کننده تر جنگ نرم در مقایسه با جنگ سخت گفتند: جنگ نرم فقط مخصوص ایران نیست اما در موضوع ایران، هدف اصلی از این جنگ نرمِ فکر شده و حساب شده، استحاله جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است.

ایشان با تأکید بر اینکه تغییر باطن و سیرت به معنای تغییر انگیزه ها، شعارها، معارف انقلابی و اهداف بزرگ است، افزودند: در چارچوب اهداف جنگ نرمِ دشمن، باقی ماندن نام «جمهوری اسلامی» و حتی حضور یک معمم در رأس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تأمین کننده اهداف امریکا، صهیونیسم و شبکه قدرت جهانی باشد.

رهبر انقلاب اسلامی، مسئولان و مردم  را آماج اصلی چنین جنگِ نرمی دانستند و خاطرنشان کردند: در مورد برنامه ریزی که در جنگ نرم برای مسئولان وجود دارد با آنان صحبت کرده و خواهم کرد اما مخاطبان اصلی جنگ نرم مردم به ویژه نخبگان، دانشگاهیان، دانشجویان، جوانان و عناصر فعال هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آنها بدنبال تأثیرگذاری بر مردم و تغییر طیف وسیعی از باورهای آنان بویژه جوانان و نخبگان هستند که باورهای اعتقادیِ دینی، سیاسی و فرهنگی مردم از جمله این باورها است.
ایشان گفتند: مردم ما باورهای اعتقادی درخصوص دین، خانواده، مسئله «زن و مرد»، استقلال، مقابله با بیگانه، مردم سالاری اسلامی و مسائل گوناگون فرهنگی دارند و طرف مقابل تلاش دارد این باورها را دستکاری کند و یا تغییر دهد.

رهبر انقلاب اسلامی، تغییر باور به گذشته را از دیگر اهداف مورد نظر در جنگ نرم برشمردند و تأکید کردند: مردم ما نسبت به رژیم فاسد و مستبد گذشته باورهایی دارند که در جنگ نرم تلاش بر این است تا این گذشته زشت و پلید و سیاه به گذشته ای درخشان و زیبا تغییر یابد.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آنها می خواهند با تغییر باور به گذشته، نتیجه بگیرند که لزومی به وقوع انقلاب اسلامی برای از بین بردن آن گذشته، وجود نداشته است.

ایشان تغییر باور به آینده و حال را از دیگر اهداف جنگ نرم دانستند و خاطرنشان کردند: آنها می خواهند به جوان امروزی القاء کنند که وضع کنونی کشور مایه شرمندگی است و رسیدن به پیشرفت در آینده نیز غیرممکن است تا نشاط و تحرک و علم آموزی و امید به آینده را از نسل جوان بگیرند.

رهبر انقلاب اسلامی ایجاد باورهای غیرواقعی در جوانان نسبت به جهان بویژه امریکا و اروپا و ترسیم  کشورهایی پیشرفته، راحت، امن و بدون مشکل از آنها را یکی دیگر از اهداف جنگ نرم برشمردند و در جمع بندی این بخش از سخنان خود گفتند: هدف اصلی و نهایی جنگ نرم طراحی شده، انحلال درونی و استحاله داخلی جمهوری اسلامی از طریق تغییر باورها و سست کردن ایمان مردم و بویژه جوانان است.

رهبر انقلاب با اشاره به امکانات سخت افزاری و نرم افزاری دشمن در جنگ نرم افزودند: همه پیشرفتهای روزافزون محیط مجازی در خدمت تحقق اهداف جنگ نرم است اما مهمتر از این امکانات و پیشرفتهای سخت افزاری، لشکر عظیم نخبگان فکری، سیاسی، ادبی، اجتماعی، و فعالان برجسته ارتباطات و رشته های مختلف هنری است که عقبه ی نرم افزاری قوی و تأثیرگذاری را برای تحقق اهداف جنگ نرم فراهم آورده است.

ایشان برنامه ریزی و کار و تلاش منسجم را از ویژگیهای بارز طراحان و مجریان جنگ نرم برشمردند و خاطرنشان کردند: در همه تولیدات و فراورده های صوتی، تصویری و مکتوب جبهه مقابل ملت ایران، مقاصد و اهداف جنگ نرم، البته عمدتاً بطور غیرمستقیم، پیگیری و القا می شود.

رهبر انقلاب در همین زمینه ترویج دین حداقلی و دین سکولار را که با هر رفتار شخصی و اجتماعی قابل انطباق است از جمله اهداف پنهان برنامه های عمدتاً اجتماعی رسانه های بیگانه خواندند و افزودند: آنها در پیگیری پیچیده اهداف خود، کاملاً جدی و دارای برنامه هستند اما ما در این زمینه عقب هستیم.

حضرت آیت الله خامنه ای، تلاشهای رسانه ملی را قابل توجه دانستند و در عین حال افزودند: باید این تلاشها را به عمق برد و اهداف مورد نظر را بدون تظاهر و درشت نمایی، در حد ظرفیت همه برنامه های صدا و سیما به صورت هنرمندانه ترویج کرد تا مخاطبان اقناع شوند و بپذیرند.

رهبر انقلاب مهمترین کار برای تحقق مشهود اهداف رسانه ملی در قبال جنگ نرم دشمنان را، دست یابی به تحلیلی مبنایی، صحیح و واقع بینانه از شرایط داخلی، منطقه ای و جهانی جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: این تحلیل، ذهنها و جهت گیریهای سطوح مختلف مدیریتی و بدنه سازمان را منسجم می کند و پایه همه فعالیتها قرار می گیرد.

حضرت آیت الله خامنه ای، پرهیز از اغراق در تواناییها، توجه به مشکلات، تأثیرناپذیری از تبلیغات گمراه کننده بیگانگان، پرهیز از سطحی نگری، و توجه به ظرفیتهای بالفعل و بالقوه را در دستیابی به تحلیل مبنایی در صدا و سیما مؤثر دانستند و افزودند: مقایسه صحیح موقعیت کشور با دوران متناظر انقلابهای مهم جهانی، می تواند به درک و اقع بینانه از شرایط کشور، کمک کند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به مشکلات فراوان، جنگهای داخلی خونین و حتی بازگشت برخی انقلابهای معاصر جهان به رژیم های گذشته افزودند: باید موقعیت کنونی ایران را با موقعیت امریکا در حدود چهل سال پس از اعلامیه مهم استقلال آن کشور و موقعیت فرانسه پس از 4 دهه از انقلاب کبیر فرانسه مقایسه کرد تا شرایط امروز ایران و پیشرفتهای چشمگیر کشور بهتر درک شود.

رهبر انقلاب که در تبیین ضرورت دست یابی به تحلیل مبنایی و جامع الاطراف در صدا و سیما سخن می گفتند خاطرنشان کردند: در این چارچوب باید سیاه نمایی های بیگانگان را مد نظر داشت و متوجه بود که آنها در تحقق اهداف جنگ نرم، ایران را به جهانیان و حتی به خود ایرانیان واژگونه معرفی می کنند ضمن اینکه تصویر رسانه ای آنها از جهان نیز کاملاً مغرضانه است.

حضرت آیت الله خامنه ای به مسئولان و مدیران رسانه ملی پیشنهاد کردند برای دستیابی به تحلیلی پایه و واقع بینانه به مقایسه موقعیت جمهوری اسلامی با برخی کشورهای منطقه بپردازند که در 4 دهه اخیر زیر سایه آمریکا زندگی کرده اند.

ایشان گفتند: این مقایسه نشان می دهد که تسلیم، چه نتایجی دارد و ایستادگی به چه خیرات و پیشرفتهایی منجر می شود.

رهبر انقلاب پس از تشریح ضرورت برخورداری صدا و سیما از تحلیل مبنایی به عنوان پایه همه تولیدات و برنامه ها در تبیین دومین کار رسانه ملی برای پیگیری محسوس تر و هنرمندانه وظایف خود، تعریف و تدوین یک تفکر مبنایی و اصولی را ضروری خواندند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به راهبردهایی که در آغاز مسئولیت آقای سرافراز به رسانه ابلاغ شده تأکید کردند: همه این راهبردها باید دنبال و برای اجرای آنها برنامه ریزی دقیق و عالمانه شود که البته در برخی موارد کارهای خوبی شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای برنامه ریزی عالمانه و دقیق برای تحقق راهبردهای ابلاغی صدا و سیما و راهبردی جمهوری اسلامی را از دیگر ضروریات حرکت رسانه ملی برشمردند.

ایشان رسانه ملی را رسانه نظام و کشور و انقلاب دانستند و تأکید کردند: صدا و سیما قرارگاه مقدم و فعال مقابله با جنگ نرم است و مدیران و کارکنان رسانه ملی، سرداران و سربازان این جنگ نرم هستند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با تشکر از زحمات مدیران و کارکنان رسانه ملی بویژه آقای سرافراز رئیس سازمان صدا و سیما، ایشان را فردی پرکار، سخت کوش، با همت، منظم، ساده زیست و بدور از تشریفات و تجملات، پاک دست، حساس در مورد بیت المال، شجاع، دارای جسارت در تصمیم گیری و خلاق و مبتکر و نوآور دانستند و خاطرنشان کردند: این ویژگی ها بسیار با ارزش و مورد تحسین است که باید استمرار داشته باشند و برای سازمان صدا و سیما به عنوان یک سازمان فرا قوه ای لازم و ضروری است.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، محمد سرافراز رئیس سازمان صداوسیما گزارشی از برنامه ها و اقدامات این سازمان بیان کرد.

رئیس سازمان صداوسیما با اشاره به چالش ها و مشکلات رسانه ملی، گفت: اصلاح ساختار اداری و همچنین اصلاح آیین نامه ها و مقررات، فراهم کردن مقدمات راه اندازی رسانه تعاملی، برنامه ریزی برای تقویت حضور در محیط وب و شبکه های اجتماعی تلفن همراه، افزایش کیفیت تولیدات رسانه ملی از جمله مهمترین فعالیتها و رویکردهای صدا و سیما است.

وی افزود: پیگیری موضوعات راهبردی همچون گفتمان انقلاب اسلامی، اقتصاد مقاومتی، سبک زندگی ایرانی اسلامی و رشد علمی، تاسیس مرکز گسترش فیلمنامه نویسی، بازطراحی و راه اندازی شبکه کودک، ایجاد گروه زیبایی شناسی و علوم شناختی، بکارگیری نیروهای جوان و مؤمن در مدیریت های مختلف، افزایش میزان مخاطبان رسانه ملی و افزایش اثرگذاری شبکه های العالم و پرس تی وی، راه اندازی خبرگزاری صداوسیما و حرفه‌ای‌ و روزآمد شدن شبکه خبر، تاکید بر تحلیل و تفسیر رویدادها، راه اندازی کانال های آذری، کردی و اردو در حوزه برون مرزی، بازسازی منابع آرشیوی، توجه به موسیقی دینی و آیینی و انقلابی و توجه به اعتماد و احساس امنیت مردم از دیگر برنامه ها و اقدامات رسانه ملی بوده است.



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: رهبر معظم انقلاب، سازمان صدا و سیما، رسانه ملی،

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.

 خیلی خوش‌آمدید عزیزان من، برادران عزیز، خواهران عزیز، خانواده‌های محترم! چهره‌های مصمّم و حاکی از عزم و اراده و ایمان که اینها همه ثروتهای بزرگ ملّی است؛ هم این انسانهای مؤمن، هم انگیزه‌ها و دلهای مستحکم. هیچ ثروتی در هیچ کشوری به اندازه‌ی ثروت عظیم نیروی انسانی لایق و کارآمد متصوّر نیست. این ایّام هم ایّام مهمّی است؛ هم یادبود حادثه‌ی عجیب مباهله، هم نزول سوره‌ی هل‌اتی‌، هم نزدیکی ایّام محرّم، هم از لحاظ وضعیّت منطقه و حسّاسیّت حوادثی که در منطقه در جریان است، روزهای مهمّی است؛ برهه‌ی مهمّی است.

 درباره‌ی نیروی دریایی سپاه آنچه مهم است، حضور فرزندان انقلاب و نیروهای انقلاب در دریا است؛ این خیلی نقطه‌ی اساسی و مهمّی است. امنیّت، زیرساخت همه‌ی پیشرفتهای یک ملّت است. اگر امنیّت نباشد، نه اقتصاد هست، نه فرهنگ هست، نه سعادت شخصی و نه سعادت عمومی مردم اجتماع هست. امنیّت دریا برای کشورهایی که سواحل دریایی دارند از جهاتی مهم‌تر است؛ چون دریا یک وسیله‌ی ارتباطی عمومی بین‌المللی است. حضور قدرتها، حضور ملّتها در دریا یک حادثه‌ی استثنائی محسوب نمیشود، یک امر رایج و دایری است. اگر کشوری که همسایه‌ی دریا است و ساحل دریایی دارد، نتواند دریا را در مجاورت خود امنیّت ببخشد، در واقع ارکان امنیّت داخلی خود را نتوانسته است بسازد. لذا امنیّت دریا خیلی مهم است. خب، جوانهای ما بحمدالله در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه‌ها کار کردند؛ کارهای برجسته و باارزشی انجام دادند. نباید اینها در تاریخ حسّاس بعد از انقلاب نادیده گرفته بشود.

 همین حالا حضور خانواده‌های محترم در منطقه‌ی جنوب یکی از آن کارهای بزرگ و مجاهدت‌آمیز است. من لازم است این را در حضور خانواده‌های محترم عرض بکنم. اینکه نیروی دریایی سپاه استقرار خود را در بندرعبّاس و در سواحل و در مناطق دشوار قرار بدهد و خانواده‌ها بروند آنجا و این سختی‌ها را تحمّل کنند، خیلی با ارزش است. این چیزی نیست که انسان از آن به آسانی بگذرد.

 خود منطقه‌ی جنوب، استان بوشهر، بندرعبّاس، این مناطقی که در معرض حوادث دریایی است، در طول سالهای انقلاب امتحانهای خوبی دادند. خب، اوایل در دریا حضور انقلاب چندان محسوس نبود ولی بعد پای فرزندان انقلاب و پرورش‌یافتگان انقلاب و جوانهای انقلاب به این منطقه باز شد و اوضاع عوض شد. وقتی زمینه فراهم شد، مردم منطقه، جوانهای منطقه، انگیزه‌های جوشانی که در منطقه وجود داشت، همه در خطّ صحیح قرار گرفت. آن وقت شما می‌بینید مثلاً در منطقه‌ی بوشهر یک شهید برجسته و بزرگواری مثل شهید نادر مهدوی به‌وجود می‌آید که به نظر آدمهایی که دل به مسائل مربوط به شهادت و جهاد و مانند اینها دارند، این‌جور چهره‌ها، امثال نادر مهدوی و آنهایی که همراه او بودند، آن کسانی که آن کارهای بزرگ را انجام دادند، برق چشم گرفتند از دشمن؛ آبرو دادند به ملّت ایران و قدرت نظام اسلامی را و جمهوری اسلامی را به رخ دشمن کشیدند؛ اینها باید یادشان زنده بماند. اینها باید در تاریخ مکتوب و تاریخ شفاهی نامشان و یادشان برجسته شود؛ همچنان که دشمنی‌های دشمنان هم بایستی شناخته بشود.

 اینکه در منطقه‌ی خلیج فارس سعی همه‌ی کسانی که از این موجود منحوس و شوم، یعنی صدّام، حمایت میکردند و دفاع میکردند، همین‌هایی که مدّعی حقوق بشرند، همین‌هایی که بعدها در مقابل صدّام خودشان صف‌آرایی کردند -که اینها سالهای متمادی به او کمک کردند در مقابل جمهوری اسلامی- سعی‌شان این بود که خلیج فارس را برای جمهوری اسلامی ناامن کنند. این اهمّیّت امنیّت خلیج فارس را نشان میدهد. نشان میدهد که چقدر این امنیّت مهم است که دشمنی آنها با این هدف بود که این منطقه را برای ایران که بیشترین ساحل را در این منطقه‌ی آبی دارد -خلیج فارس و دریای عمان- ناامن کنند.

 حضور جوانهای انقلابی و سپاه پاسداران و نیروی دریایی و تشکیل این نیرو و ورود در عرصه، موجب شد که دریا برای خود آنها ناامن شد. به ناوشان صدمه خورد، به بالگردشان صدمه خورد، به نفت‌کش‌شان صدمه خورد؛ فهمیدند جمهوری اسلامی آن موجودی نیست که بتوانند با سرنوشت او هرجور میخواهند بازی کنند؛ این اقتدار معنوی نظام جمهوری اسلامی است. اینکه قرآن به ما امر میکند: وَ اَعِدّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم،(۱) بایست حضور شما، وضعیّت شما، حرکت شما جوری باشد که دشمن را دچار رعب کند. دشمن متجاوزِ بالطّبع است؛ طبیعت جهان‌خواران تجاوز است، جلو آمدن است، تصرّف است، پنجه انداختن است، طبیعت اینها است؛ اگر خاک‌ریز شما قابل نفوذ باشد، نفوذ میکند؛ باید جوری حرکت کنید که او احساس کند نمیتواند نفوذ کند. تشکیل جبهه‌ی انقلابی در جنوب کشور و حضور نیروهای انقلاب در قالب نیروی دریایی سپاه و بچّه‌های استانهای ساحلی -این جوانهای شجاع، این جوانهای دل‌به‌دنیا نداده- موجب شد که این هدف قرآنی حاصل بشود: تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم؛ این باید همیشه استمرار داشته باشد. بارها ما گفته‌ایم که ما شروع‌کننده‌ی جنگ نخواهیم بود؛ دلایل خودمان را داریم برای این کار؛ هیچ جنگی را ما شروع نمیکنیم امّا باید جرئت شروع جنگ را از دشمن گرفت، دشمن را باید شناخت، طبیعت دشمن را باید شناخت.

 امروز دستگاه‌های استکباری در این منطقه هدفهای خطرناکی را برای خودشان تعریف کرده‌اند؛ اینها هدفهایی است که با سرنوشت ملّتها سروکار پیدا میکند. ابزارهایی هم که به کار میگیرند، ابزارهای بسیار خطرناک و غیر انسانی و سبعانه است؛ یعنی هیچ اباء ندارند روشهایی را به کار بگیرند که انسانهای بی‌گناه کشته بشوند. شما ملاحظه کنید در منطقه‌ی غربی ما، در عراق، در سوریه یا در منطقه‌ی شرقی ما، در افغانستان، در پاکستان چه میکنند؟ هیچ ابائی ندارند، یعنی جان انسانها برایشان ارزشی ندارد. اینکه ادّعا میکنند حقوق بشر و حقوق انسانها و حقوق شهروندی و از این ادّعاها و قالبهای پوچ و بی‌محتوا، همه خلاف واقع است؛ شاهدش همین است که ملاحظه میکنید؛ به بیمارستان حمله میکنند، ده‌ها نفر بیمار را با بمباران به قتل میرسانند، بعد میگویند ببخشید اشتباه شد! گاهی همین ببخشید را هم نمیگویند. در غزّه، در یمن، در بحرین، در سوریه، در عراق، در مناطق دیگر فجایعی اتّفاق می‌افتد که انسان حیرت میکند از بی‌رحمی و سنگدلی آن کسانی که این فجایع را انجام میدهند؛ چطور میتوانند؟ یک آدمی را داخل قفس کنند، زنده زنده بسوزانند و آتش بزنند! دستگاه‌های حقوق بشری هم بنشینند و تماشا کنند. آن‌وقت یک سگی یا یک گربه‌ای وقتی داخل چاه می‌افتد، همه‌ی ابزارها را به کار میگیرند که این را از داخل چاه سالم بیرون بیاورند، یعنی ما طرف‌دار موجود زنده‌ایم؛ خطر بزرگ دنیا این ریاکاری است، این دروغ‌گویی است، این نفاق است؛ دشمن، این‌[طور] است. قصدشان این است که در منطقه اهداف خود را پیاده کنند؛ البتّه جمهوری اسلامی، به توفیق الهی و به حول‌وقوّه‌ی الهی، نه فقط مانع نفوذ دشمن در درون خود میشود، [بلکه‌] تا حدود زیادی مانع پیاده کردن نقشه‌های دشمن در منطقه هم شده است؛ این توفیق پروردگار است، این قدرت الهی است که به برکت همین عزمها و اراده‌هایی است که شما جوانها دارید. خیلی از نقشه‌های اینها به‌خاطر اقتدار و حضور و ورود جمهوری اسلامی در آن جاهایی که باید وارد میشده، ناکام مانده، خنثی شده است؛ لذا خب، بیشترین تمرکز آنها برای دشمنی، نظام جمهوری اسلامی است و هر کار بتوانند [میکنند] و این هم که دم از مذاکره و گفتگو میزنند، برای نفوذ است.

 یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. حالا بعضی‌ها بی‌خیالند -بی‌خیالان جامعه، که هرچه پیش بیاید برایشان اهمّیّتی ندارد، مصالح کشور از بین برود، منافع ملّی نابود بشود- که حالا با آنها کاری نداریم امّا بعضی بی‌خیال هم نیستند لکن سهل‌اندیشند، عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟ امام حسین رفت نهیب زد، نصیحت کرد، گفت از خدا بترس؛ امیرالمؤمنین زبیر را نصیحت کرد، خاطره‌ی زمان پیغمبر را یادش آورد، و گفت از خدا بترس؛ اتّفاقاً اثر هم کرد، زبیر خودش را از جنگ کنار کشید. امروز مذاکره به این معنا نیست؛ برای اینکه ما با آمریکا که شیطان بزرگ است، باید مذاکره کنیم یک عدّه‌ای واقعاً با نگاه سهل‌اندیشانه و عوامانه و بدون فهمِ حقیقتِ حال مثال می‌آورند و در روزنامه مینویسند، در سایت مینویسند و در سخنرانی میگویند که چرا امیرالمؤمنین با زبیر مذاکره کرد، شما با آمریکا مذاکره نمیکنید؟ یعنی این‌قدر اشتباه در فهم مسئله [وجود دارد]. این که حالا به این معنا مذاکره نبود.

 ثانیاً ما با مذاکره‌ی با همان معنای امروزی مخالفتی نداریم؛ ما الان با همه‌ی دنیا داریم مذاکره میکنیم. ما با دولتهای اروپایی مذاکره میکنیم، با دولتهای آمریکای لاتین [مذاکره میکنیم‌]؛ همه‌ی اینها مذاکره است؛ ما با مذاکره مسئله‌ای نداریم. معنای اینکه میگوییم با آمریکا مذاکره نمیکنیم این نیست که با اصل مذاکره مخالفیم؛ نه، با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفیم. این یک علّتی دارد، این را انسان هوشمند باید بفهمد که چرا؛ والّا با دیگران هم که مذاکره میکنیم، آن‌چنان دوستان یقه‌چاک ما که نیستند -بعضی از آنها دشمنند، بعضی بی‌تفاوتند، با آنها مذاکره میکنیم مشکلی هم نداریم- امّا مذاکره‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، یعنی نفوذ؛ تعریفی که آنها برای مذاکره کردند این است و آنها میخواهند راه را برای تحمیل باز کنند. امروز غول عظیم تبلیغاتی دنیا در مشت آمریکا است؛ امروز جریان صهیونیستیِ بشدّت دشمن بشریّت و دشمن فضیلت، با آمریکا، هر دو در یک لباسند، دستشان از یک آستین می‌آید بیرون و با هم هستند. مذاکره‌ی با اینها یعنی راه را باز کردن برای اینکه بتوانند، هم در زمینه‌ی اقتصادی، هم در زمینه‌ی فرهنگی، هم در زمینه‌های سیاسی و امنیّتیِ کشور نفوذ کنند.

 در همین مذاکرات مربوط به مسائل انرژی هسته‌ای، هرجا فرصت پیدا کردند و میدان به آنها داده شد -که البتّه طرفهای ایرانی بحمدالله حواسشان جمع بود امّا یک جاهایی بالاخره آنها فرصتهایی پیدا کردند- یک نفوذی کردند، یک حرکت مضرِّ برای منافع ملّی انجام دادند؛ آنچه ممنوع است این است. مذاکره‌ی با آمریکا ممنوع است به‌خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد؛ این فرق میکند با مذاکره با فلان دولتی که نه چنین امکاناتی دارد، نه چنان انگیزه‌ای دارد؛ اینها با همدیگر متفاوت است، این را نمیفهمند.

 مشکل کنونی کشور متأسّفانه به‌خاطر وجود آدمهای بعضاً بی‌خیال و بعضاً سهل‌اندیش [است‌] که البتّه معدودند، اقلّیّتند؛ در مقابل انبوه عظیم جمعیّت انقلابی و آگاه و بصیر کشور چیزی نیستند امّا فعّالند: مینویسند، میگویند، تکرار میکنند؛ تکرار میکنند! دشمن هم به اینها کمک میکند. امروز یک فصل مهمّی از فعّالیّت دشمنان جمهوری اسلامی -که البتّه ما از آنها اطّلاع داریم و حواس ما هست که چه‌کار دارند میکنند- همین است که محاسبات مسئولین را تغییر بدهند و افکار مردم را دست‌کاری بکنند و اینها را در ذهن جوانهای ما [جا بیندازند]؛ چه افکار انقلابی، چه افکار دینی، چه ایده‌هایی که مربوط به مصالح کشور است. آماج اصلی هم جوانها هستند؛ در چنین وضعیّتی، جوانهای کشور خیلی باید بیدار باشند. الحمدلله بیدارند؛ هم دانشگاه‌های ما بیدارند، هم نیروهای مسلّح ما بیدارند و سازمانهای نظامی ما -هم ارتش، هم سپاه، هم بسیج، هم نیروی انتظامی- بحمدالله پای کارند؛ بنده از این جهت هیچ نگرانی‌ای ندارم. خطاب من به شما بچّه‌های انقلاب، جوانهای انقلاب که بحمدالله در یکی از مسائل مهمّ کشور، یعنی امنیّت دریا سهیم و فعّال هستید، این مضمون است که اهمّیّت کار خودتان را امروز بفهمید و بدانید. همان‌طور که در مباهله همه‌ی ایمان در مقابل کفر قرار گرفت، امروز، همه‌ی ایمان در نظام جمهوری اسلامی در مقابل کفر قرار گرفته است؛ و همان‌طور که معنویّت و صفا و اقتدار معنوی پیغمبر اکرم و خانواده‌اش توانست دشمن را از میدان خارج کند، به فضل الهی و به حول‌وقوّه‌ی الهی ملّت ایران با اقتدار خود و با معنویّت خود دشمن را از میدان خارج خواهد کرد.

 نقش سپاه پاسداران در دریا نقش مهمّی است، نقش فعّالیّتهای جوانان منطقه‌ی جنوب -استان بوشهر یا بقیّه‌ی استانهای ساحلی- نقش برجسته‌ای است. جوانهای جنوب حقیقتاً امتحان خودشان را داده‌اند و خوب داده‌اند و نشان داده‌اند که میتوانند از حیثیّت کشورشان و انقلابشان و نظامشان به معنای واقعی کلمه دفاع کنند. نقش خانواده‌های محترم و عزیزی که حضور در آن منطقه را پذیرفته‌اند و در آنجا ساکن شده‌اند، نقش بسیار مهمّی است؛ اگر خانواده‌ها با مردان خانواده همراه و همدل نباشند کارها پیش نمیرود. امروز خوشبختانه زنان کشور ما، بانوان کشور ما انگیزه‌هایی دارند بسیار روشن، صمیمی، آگاهانه؛ در همه‌ی دوره‌ی جنگ هم همین‌جور بود. بنده این توفیق را گاهی دارم که با خانواده‌های شهدا بنشینیم، صحبت کنیم؛ غالباً مادرهای شهدا اگر از پدران شهدا، پرانگیزه‌تر و پرشورتر نباشند، کمتر نیستند و در بسیاری از این موارد انگیزه‌ها و بصیرتهایشان بیشتر هم هست. اینها زنان جامعه‌ی ما هستند؛ این خیلی برای کشور ارزش محسوب میشود.

 آنچه من عرض میکنم این است که آمادگی‌هایتان را افزایش بدهید؛ هم آمادگیِ علمی را [یعنی‌] در علم و در تحقیقات، هم آمادگی‌های ابزاری را [یعنی‌] ابزارهای جنگی. همین‌طور که سردار فرمانده(۲) اشاره کرد، دشمنان در مقابل ابزارهای به‌میدان‌آمده‌ی سپاه پاسداران به فکر افتادند که راهبردهای جنگی خودشان را تغییر بدهند؛ یعنی حضورِ همراه با ابتکارِ سپاه در دریا موجب شد که آنها ناچار باشند که راهبردهای خودشان را تغییر بدهند. بنابراین ابتکارات شما، ابداعات شما، نوآوری‌های شما در مسئله‌ی ابزارها و نوآوریِ در ابزار به موازات تحرّک دشمن در کار علمی و ابزارسازی و حضور نظامی باید افزایش پیدا کند؛ و میشود؛ نوآوریِ ذهن انسان پایان ندارد. همان‌طور که فرض کنید یک روزی سپاه به این نتیجه رسید که دنبال قایقهای تندرو برود، میتواند که به مسائل جدیدی که فراتر از این باشد، بهتر از این باشد، قوی‌تر از این باشد، فکر کند و به میدان بیاورد. دائم به فکر باشید، دست برتر را داشته باشید؛ ملاک «تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ الله»(۳) است. دشمن اگر نترسد، تعرّض میکند؛ اگر نترسد، به خود جرئت میدهد که تجاوز بکند. این هم توصیه‌ی دوّم.

 توصیه‌ی سوّم، همکاری است. امروز بحمدالله نیروی دریایی ارتش، با نیروی دریایی ارتش در سالهای اوّل انقلاب از زمین تا آسمان تفاوت کرده است، فرق کرده است. بنده، هم آن نیروی دریایی را با جزئیّات می‌شناختم، هم این نیروی دریایی را می‌شناسم؛ بچّه‌های مؤمن، آماده به کار. همکاری داشته باشید، همدلی داشته باشید، به یکدیگر کمک کنید، از تجربیّات یکدیگر استفاده کنید؛ این هم‌افزایی، کمک خواهد کرد، این ثروت ملّی را افزایش خواهد داد. اینها عرایض ما است به شما.

 بدانید که خدای متعال پشتیبان شما است؛ در این هیچ تردید نکنید که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکم».(۴) همّت ما باید این باشد که ان تنصروا الله را تأمین کنیم؛ خدا را نصرت کنیم. اگر نیّت ما، عمل ما، حرکت ما تطبیق کند با ان تنصروا الله، دنبالش ینصرکم حتماً وجود دارد؛ وعده‌ی الهی تخلّف‌ناپذیر است. این حرکت را دنبال کنید، این کار را دنبال کنید؛ این جدّیّتها را دنبال کنید؛ آینده مال شما است. دشمنان اسلام و مسلمین، هم در منطقه‌ی غرب آسیا شکست خواهند خورد، هم در مناطق دیگر؛ هم در زمینه‌ی امنیّتی و نظامی شکست خواهند خورد، هم به توفیق الهی در زمینه‌های اقتصادی و در زمینه‌های فرهنگی؛ به شرط اینکه ما کار کنیم. اگر ما پابه‌رکاب باشیم، اگر ما بدرستی و به معنای واقعی کلمه حضور داشته باشیم، پای کار باشیم، قطعاً دشمن شکست خواهد خورد؛ در این هیچ تردیدی وجود ندارد.

 از خداوند متعال توفیقات شما را طلب میکنیم، و از خدای متعال میخواهیم که روزبه‌روز ان‌شاءالله بر سعادتمندی شما جوانان عزیز و پیشرفت و اعتلای ملّت ایران بیفزاید؛ و روح مطهّر امام بزرگوار و شهدای عزیز انقلاب و شهدای مجموعه‌ی سپاه و نیروی دریایی سپاه را ان‌شاءالله درجاتشان را عالی کند.

والسّلام علیکم‌ و رحمةالله و برکاته‌


۱) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۰؛ «و هرچه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات‌]، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید ...»

۲) [سردار سرتیپ پاسدار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]
۳) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۰؛ «... تا با این [تدارکات‌] دشمن خدا را بترسانید ...»
۴) سوره‌ی محمّد، بخشی از آیه‌ی ۷؛ «... اگر خدا را یاری کنید، یاری‌تان میکند ...»



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: امام خامنه ای، رهبرمعظم انقلاب،

تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1394 | 06:11 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 من خاطره‌های خوبی از چهارمحال‌وبختیاری دارم. یک سفر در سالهای دهه‌ی ۶۰ -زمان ریاست جمهوری- رفتم به شهرکرد برای تشجیع و تحریص مردم به حضور در جبهه‌ها؛ این یک سفر استانی بود که استانهای متعدّدی میرفتیم، ازجمله رفتم شهرکرد. خب، همه‌جا مردم اجتماع میکردند و تجاوب(۱) میکردند لکن شهرکرد در ذهن من همین‌طور زنده مانده. هوا هم سرد بود -آنجاها هم سرد است- محلّ سخنرانی ما را گذاشته بودند یک جایی که دو خیابان از آن منشعب میشد. من همین‌طور که نگاه کردم، دیدم تا آنجایی که چشم کار میکند، این مردم در هر دو خیابان با لباسهای محلّی، با پرچمهای گوناگون، با آثار حضور واقعی و قلبی -و نه فقط جسمانی- شرکت دارند و حضور دارند. به‌قدری این حضور بارز بود و انگیزه‌ی مردم آشکار بود که انسان با یک نگاه کردن، خیلی چیزها را میفهمید از این مردم و از این منطقه. من فراموش نمیکنم و این در یادم است. البتّه قبل از آن و بعد از آن هم شهرکرد رفته‌ام و با مردم و با اجتماعات مواجه شده‌ام لکن آن سفر سفر عجیبی بود و تأثیر عجیبی در ذهن بنده باقی گذاشت. یک بار هم قبل از آن، برای ملاقات با تیپ قمربنی‌هاشم رفتم شهرکرد و رفتم مرکز تیپ؛ آن هم هرگز از یاد من نمیرود. خب، من [به‌] مراکز بچّه‌های سپاه [در] اغلب جاها رفته‌ام؛ میرفتیم می‌نشستیم حرف میزدیم، بحث میکردیم. یک جاهایی در بین این مراکز، یک خصوصیّاتی داشت که در ذهن انسان باقی میماند؛ یکی‌اش همین تیپ قمربنی‌هاشم شهرکرد است که من یادم نمیرود؛ رفتیم آنجا، بچّه‌های بااخلاص، مؤمن، وضعیّت فقیرانه، آنجایی که اینها داشتند، خیلی وضعیّتِ با امکانات محدود امّا درعین‌حال انگیزه‌های محکم؛ و رفتیم و ساعتهایی -حالا یادم نیست چند ساعت- با اینها بودیم، ناهار هم با اینها خوردیم؛ من با یک احساس بسیار رضایتمندی از آنجا بیرون آمدم.

 خب، چیزهایی هم که آقایان گفتند از سوابق علمی و نظامی و سیاسی و مانند اینها، آنها هم همه به‌جای خود محفوظ و همه ارزش است. نکته‌ای که آقای نکونام گفتند درباره‌ی آمدنِ مردم چهارمحال‌وبختیاری [به تهران‌] برای ابراز بیزاری از بختیار،(۲) خیلی مهم است. ممکن است مردم شیراز، مردم مشهد، مردم تبریز هم بیایند از بختیار ابراز بیزاری بکنند امّا خیلی فرق میکند که مردم بختیاری بیایند از یک فرد سیاسیِ شاخص بختیاری که در مقابل انقلاب و در مقابل امام قرار گرفته، ابراز بیزاری کنند؛ این نکته مهم است. این هم که ایشان گفتند که مردم توقّع دارند که آن روز روز شاخصی باشد، درست است، این واقعاً جا دارد؛ چون در بین عشایر این وابستگی‌ها و پیوندهای عشایری، چیز کوچکی نیست، چیز خیلی مهمّی است. اینها همان کسانی هستند که در قضیّه‌ی مشروطه، بلند شدند از شهرکرد -آن‌وقت ده‌کرد- آمدند اصفهان و اصفهان را گرفتند و آمدند تهران و کارهای بزرگی را انجام دادند، بیشتر با پیوندهای محلّی این کار را میکردند؛ یعنی تأثیرات قبایلی و عشایری بر روی مردم وجود داشت که حرکت میکردند می‌آمدند. امّا همین پیوندها در آنجایی که پای دین در میان است، پای انقلاب در میان است، پای امام در میان است، بکلّی کم‌رنگ میشود و بی‌خاصیّت میشود و از بین میرود؛ این خیلی چیز مهمّی است. بنابراین خیلی کار بجا و بموقعی است این بزرگداشتی که دارید انجام میدهید.

 به یک نکته‌ای توجّه کنید: ما مواجهیم با یک حمله‌ی همه‌جانبه‌ی فرهنگی و اعتقادی و سیاسیِ اعلام نشده؛ یعنی شما حالا که من دارم میگویم، قاعدتاً از من قبول میکنید لکن اطّلاع ندارید از آنچه دارد اتّفاق می‌افتد؛ بنده اطّلاع دارم از آنچه دارد اتّفاق می‌افتد؛ من دارم میبینم چه دارد اتّفاق می‌افتد؛ لشکر فرهنگی دشمن و لشکر سیاسی دشمن با همه‌ی ابزارهایی که برایشان ممکن بوده، حمله کرده‌اند به ما برای سست کردن اعتقادات دینی ما، سست کردن اعتقادات سیاسی ما، تقویت نارضایی‌ها در داخل کشور، جذب جوانها بخصوص جوانهای فعّال و اثرگذار در سطوح مختلف برای مقاصد خودشان؛ دارند کار میکنند. خب، در مقابل اینها کارهایی دارد انجام میگیرد؛ بچّه‌های حزب‌اللّهی، مردمان مؤمن، مسئولان باتعهّد کارهای خوبی دارند انجام میدهند لکن بیش از اینها باید در کشور کار بشود. یکی از قلمهای مهم، همین است که این مفاهیم باارزش مثل مفهوم جهاد، مفهوم شهادت، مفهوم شهید، مفهوم خانواده‌ی شهید، مفهوم صبر برای خدا، احتساب لله باید زنده بماند.

 خب، البتّه با تظاهرات بیرونی، بخشی از این مقصود انجام میگیرد، یعنی من مخالف نیستم با پرده‌نویسی و تندیس و سردیس و اسم خیابان مانند اینها -اینها چیزهای خوبی است؛ اینها لازم است، بیش از خوب- لکن اینها اصلاً کافی نیست؛ اینها یک بخش خیلی کوچکی از آن کاری است که باید انجام بگیرد. کار را عمقی انجام بدهید؛ سعی کنید اثر بگذارید بر روی ذهنها؛ مخاطبان خود را اقناع کنید با سخنان درست خودتان. این کار، فکر کردن لازم دارد. اصحاب فکر، مردمانی که دارای قدرت تفکّر هستند و مسائل را میفهمند، همراه با اصحاب هنر، کسانی که هنرِ ارائه دارند، هنر تبلیغ دارند -از نقاّش و شاعر و فیلم‌ساز و نویسنده و امثال اینها- باید همه با هم دست‌به‌دست هم بدهند، محصول کار چیزی از آب دربیاید که بر روی ذهن مخاطبین اثر بکند. یعنی آن توطئه‌ای را که الان دارد اجرا میشود -نه اینکه دارد برنامه‌ریزی میشود؛ برنامه‌ریزی‌اش خیلی قبل شده؛ الان دارد در کشور اجرا میشود- خنثی بکند. این کار، هم به‌عهده‌ی دولتی‌ها است، هم به‌عهده‌ی مردمان مؤمن است، هم مسئولین رسمی، هم مسئولین غیر رسمی؛ هرکسی که تعهّدی دارد، در این زمینه باید فعّالیّت کند. یک قلمِ کار همین کار شما است؛ یعنی کار احیاء مفهوم شهادت و ارزش شهادت و ارزش شهید. در این جهت ان‌شاءالله حرکت کنید، خدای متعال هم کمک خواهد کرد.

والسّلام علیکم و رحمةالله‌


۱) جواب دادن‌

۲) اشاره‌ی حجّت‌الاسلام والمسلمین محمّدعلی نکونام (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان چهارمحال و بختیاری و امام جمعه‌ی شهرکرد) به حرکت جمعی از مردم استان به سمت تهران و دیدار ایشان با حضرت امام خمینی (قدّس‌سرّه‌الشّریف)در نوزدهم بهمن ۱۳۵۷ برای ابراز بیزاری از شاپور بختیار (آخرین نخست‌وزیر رژیم پهلوی)



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: امام خامنه ای، کنگره شهداء، استان چهارمحال وبختیاری،

تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394 | 06:18 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات
در نهمین مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)


 به شما جوانان عزیز تبریک عرض میکنم. پاداش تحصیلات موفّقتان در دانشگاه‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران که درجه‌ی افتخارآفرین افسری ارتش امام زمان است و همچنین جوانان عزیزی که سردوشی گرفتند و وارد این راه شدند بر همه‌ی شما ان‌شاءالله مبارک باد. چهره‌ی جوان افسران امروز ما در ارتش و سپاه و همه‌ی نیروهای مسلّح بشارت‌ده روحیّه‌ی جوان و آینده‌ی پر امید نظام جمهوری اسلامی است.

 ایّام عید قربان و عید غدیر است ولی عید ما را، جاهلی‌های امروزِ دوران با حوادث خونین منا عزا کردند. امیدواریم خداوند متعال از ملّت ایران و ملّتهای مسلمان این فداکاری‌ها را، این قربانی‌دادن‌ها را بپذیرد و افق پیش روی امّت اسلامی ان‌شاءالله روزبه‌روز روشن‌تر شود.

 درباره‌ی شما جوانان عزیز که وارد میدان عمل در ارتش جمهوری اسلامی ایران شدید، سخن فراوان است. اجمالاً از جمله‌ی برجستگی‌های یک نیروی مسلّح عبارت است از ایمان و شجاعت و دانش. این سه عنصر از جمله‌ی عناصر بسیار مهم در تشکیل هویّت یک نیروی مسلّح است. اگر شجاعت نباشد، نیروی مسلّح به وظیفه‌ی خود در هنگامه‌ی خطر عمل نخواهد کرد؛ یعنی قادر نخواهد بود. اگر ایمان نباشد، نیروی مسلّح روحیّه‌ی ضعیف‌کشی پیدا خواهد کرد. شما می‌بینید ابزارهای جدیدِ نظامی که به کاربرنده‌ی آن هیچ خطرپذیری ندارد؛ سوار هواپیما میشود، می‌آید مردم بی‌پناه یمن را، بازار را، مسجد را، مجلس عروسی را، مجلس عزاداری را، محل کسب‌وکار را بمباران میکند؛ یعنی وقتی روحیّه‌ی ایمانی نبود، وقتی خدا در بین نبود، فرق نمیکند که ابزار خون‌بار و مرگ‌آفرین خود را بر سر چه کسی بریزد، با چه کسی به‌وسیله‌ی این ابزار جنگاوری کند. در میدان خطر، آنجایی که باید وجود انسان و هویّت انسان خود را نشان بدهد، غایبند امّا در مواجهه‌ی با مظلومان، با بی‌پناهان، با بی‌سلاح‌ها شجاعند؛ در آنجایی که باید نیروی خود را نشان بدهند، غایبند امّا آنجایی که طرف مقابل، انسان بی‌دفاعی است، دم از شجاعت میزنند با هواپیما و موشک و بقیّه‌ی ابزارهای مرگ‌آور! ما که با ابزارهای جنگیِ مرگ‌آفرینِ عمومی مثل سلاح اتمی، سلاح شیمیایی مخالف هستیم، به‌خاطر همین است؛ قابل تمییز نیست. معروف است که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در جنگها حتّی آینده‌ی این طرف مقابل خود را در نظر میگرفت، آن‌وقت شمشیر را فرود می‌آورد؛ با حساب و با کتاب. وقتی ایمان نبود آن‌جور است، وقتی شجاعت نبود، آن‌جور است؛ وقتی دانش نبود، ابزارهای در اختیار، در مقابل ابزارهای شیاطین کُند خواهد بود؛ اینها همه لازم است. شما جوانید، نورچشم ما هستید، عزیزان ما هستید، آینده هم مال شما است، این کشور هم مال شما است؛ هرچه میتوانید این عناصر اصلی را در خودتان تقویت کنید؛ ایمانتان را، شجاعتتان را، ابتکار تحقیقاتی خود را، دانش آموزی و دانش پژوهی خود را تقویت کنید. این ارتش هم متعلّق به شما است؛ چند صباح دیگر شما سکّان‌دار این مجموعه‌ی عظیم خواهید بود؛ هرکدام در بخشی، در نقطه‌ای.

 گزارش فرمانده‌ی محترم این دانشگاه که امروز فرمانده‌ی میدان بودند، گزارش خوبی بود. من هم از طرق دیگری گزارشهایی دارم؛ شش دانشگاه ارتش خوشبختانه کارهای خوبی انجام دادند، فعّالیّتهای موفّقی را انجام دادند که انسان را خرسند میکند لکن به‌هیچ‌وجه قانع نشوید؛ با چشم جستجوگر -مخاطب من مسئولین محترم ارتشند- با چشم دقیق و ریزبین عیوب را، اشکالات را، کمبودها را پیدا کنید و این دانشگاه‌ها را در سطح مطلوب، در سطح عالی قرار بدهید و جوانهای عزیزی را که در این دانشگاه‌ها درس میخوانند و خود را برای آینده آماده میکنند، هرچه میتوانید به ایمان، به معنویّت، به دانش، به روحیّات عالی مجهّز کنید.

 امروز نظام جمهوری اسلامی ایران، هم به ابزارهای جنگِ سخت، هم به ابزارهای جنگِ نرم نیاز دارد. دنیای محکومِ قدرت شیاطین، دنیایی که در رأس آن کسانی قرار داشته باشند که برای آنها مادّیّات، شهوات، پول، امکانات مادّی اصل باشد، برای انسانهای خداجوی، دنیای خطیری است؛ باید خود را آماده نگه دارند، باید خود را مجهّز نگه دارند. اگر جمهوری اسلامی ایران و ملّت شجاع و انقلابی ایران اجازه میدادند که قدرتمندان غاصب جهانی، آنها را در خودشان و در نظامات خودشان حل کنند، یعنی اگر بنا بود هسته‌ی اصلی خود، هویّت خود، جوهر خود را نشان ندهند و به آن اهمّیّت ندهند، مورد دشمنی قرار نمیگرفتند. ظالم و زورگو تابع میطلبد؛ اگر کسی از او متابعت نکرد، آغازِ دشمنی است؛ باید آماده بود.

 آمادگی شما نیروهای مسلّح -چه ارتش، چه سپاه، چه بسیج، چه بقیّه‌ی مجموعه‌های نیروهای مسلّح- فقط به معنای این نیست که در نبرد بر دشمن پیروز بشوید بلکه معنای دیگر آن مصون نگه داشتن کشور از نیّت بد دشمنان است. وقتی شما آماده باشید، وقتی شما مجهّز باشید، وقتی مسلّح به ایمان، مسلّح به علم، آماده‌ی فداکاری باشید، دشمن جرئت نمیکند به طرف شما گامی از روی بدخواهی بردارد؛ بله، تهدید میکنند، با زبان حرفهایی میزنند امّا ملّت ایران در دوران نزدیک به چهار دهه‌ی انقلاب نشان داده است که قوی است، قدرتمند است، نیرومند است، دارای هویّت است، دارای گوهر است، دارای جوهر است، می‌ایستد؛ یک نمونه دفاع مقدّس هشت‌ساله بود.

 شما جوانهای عزیز من حتماً قضایای دفاع مقدّس را از پیش‌کسوت‌ها و قدیمی‌ها بشنوید؛ بروید مناطق را ببینید؛ طرحهای عملیّاتی، کارهای شجاعانه و فداکارانه را با دقّت از منظر نظامی مورد توجّه قرار بدهید؛ ببینید چه شد؟ ملّت ایران برای خود آبرویی جاودانه کسب کرد در دوران دفاع مقدّس؛ پس قدرت نیروهای مسلّح بازدارنده نیز هست.

 امروز در دنیا سرمایه‌داران بزرگ، کمپانی‌داران بزرگ، جهان‌خواران، قدرت‌طلبان، با مجهّز شدن به علم و دستگاه‌های تبلیغاتی، بر سیاست دنیا دارند زورگویی میکنند و حکمرانی میکنند؛ هر ملّت مستقلی که بخواهد بِایستد، مورد دشمنی اینها است. بعضی از کشورها می‌ایستند، بعضی‌ها اندکی می‌ایستند، بعضی‌ها طاقت می‌آورند؛ بعضی‌ها بالاخره طاقت نمی‌آورند؛ ایران اسلامی نشان داد پرطاقت است، آگاه است، بصیر است، برای هویّت خود احترام قائل است، برای بشریّت هم احترام قائل است. ایستادگی در مقابل استکبار، احترام به بشریّت است؛ احترام به همه‌ی ملّتها و همه‌ی انسانها است. البتّه دندان نشان میدهند لکن مشت کوبنده‌ی انسانهای مؤمن میتواند آنها را به عقب‌نشینی وادار کند؛ همیشه همین‌جور بوده است، بعد از این هم همین‌جور خواهد بود.

 در مورد حوادث اخیر منا هم یک جمله‌ای عرض بکنیم. [این حادثه‌] برای ما از دو جهت عزا بود، مصیبت بود: [یکی] از جهتِ چندصد نفر حاجیان عزیز خودمان که مظلومانه [و] ای بسا عدّه‌ای از آنها با زبان تشنه از دنیا رفتند؛ خانواده‌های آنها که خرسند بودند از اینکه عزیزانشان از حج برمیگردند و آغوش را برای اینها باز کرده بودند، حالا باید با جنازه‌های آنها روبه‌رو بشوند؛ این مصیبت بزرگی است. هنوز هم تعداد کشته‌شدگان ما معلوم نیست، ممکن است به چندصد نفر برسد. این علّت اوّل که ملّت به معنای حقیقی کلمه در این قضیّه مصیبت‌زده است.

 دوّم برای دنیای اسلام؛ آن‌طور که به ما گزارش داده‌اند بیش از پنج هزار کشته از دنیای اسلام و از کشورهای مختلف وجود داشته است. حج، جایگاه امنیّت است: وَ اِذ جَعَلنَا البَیتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ اَمنا؛(۲) قرآن میگوید ما خانه‌ی کعبه را محل اجتماع و رجوع امّت اسلامی و محلّ امنیّت قرار دادیم؛ باید امن باشد؛ کو امنیّت؟ این امنیّت است که در حین مناسک حج، بر جان انسانها دست تطاول(۳) گشوده بشود؟

 باید تحقیقات بشود؛ من در مورد علل این حادثه، قضاوت پیش از موعد ندارم [ولی‌] حتماً بایستی از دنیای اسلام -از جمله از کشور ما- کسانی باشند، بروند، از نزدیک تحقیق کنند، مشخّص کنند که علّت حادثه چه بوده؛ بحثی در آن نیست. بحث سر وظایفی است که درمقابل یک عدّه مجروح، هر دولتی، هر ملّتی، هر پزشکی، هر پرستاری، هر انسان سالمِ معنوی و قلبی‌ای برعهده دارد؛ اینها را رعایت نکردند. در بیمارستان، در کانتینر سرد، در صحرا رعایت حال بیمار را نکردند، رعایت حال انسانِ مستأصل را نکردند، رعایت حال تشنه‌ها را نکردند. امروز هم در انتقال ابدان مطهّرشان به کشور مشکلاتی وجود دارد؛ مسئولین کشورمان دارند دنبال میکنند؛ فعّالیّت کردند، کار کردند، تلاش دارند میکنند؛ باید این کارها و فعّالیّتها ادامه پیدا بکند ولیکن مسئولین کشور عربستان به وظایفشان عمل نمیکنند بلکه در مواردی نقطه‌ی مقابل وظایفشان عمل میکنند، موذیگری میکنند.

 اگر کشور ما و ملّت ما بخواهد در مقابل عناصر اذیّت‌کننده و موذی عکس‌العمل نشان بدهد، اوضاع آنها خوب نخواهد بود؛ ما تا حالا خویشتن‌داری کردیم. در قضایای متعدّدی خویشتن‌داری کردیم؛ دست ایران اسلامی از خیلی‌ها بازتر است، توانایی‌های ما، امکانات ما از خیلی‌ها بیشتر است؛ میدانند که اگر بخواهند هماوردی کنند با نظام جمهوری اسلامی، در هیچ صحنه‌ای حریف نمیشوند. ما رعایت ادب اسلامی، رعایت حرمت برادری در امّت اسلامی را نگه داشتیم؛ ما میتوانیم عکس‌العمل نشان بدهیم. اگر بنا شد عکس‌العمل نشان بدهیم، عکس‌العمل‌های ما خشن هم خواهد بود، سخت هم خواهد بود.

 امتحان کردند ملّت ایران را؛ در قضیّه‌ی جنگ هشت‌ساله، همه‌ی اینها -این دوروبری‌ها- و همه‌ی قدرتهای شرق و غرب از یک عنصر خبیثِ فاسد حمایت کردند و دفاع کردند و همه‌شان سیلی خوردند؛ خود آن عنصر فاسد سیلی خورد و به تبع او همه‌ی آن کسانی که [از او] حمایت کرده بودند سیلی خوردند؛ ایران را شناخته‌اند؛ اگر نشناخته‌اند، بشناسند.

 امروز ده‌ها هزار نفر از عزیزان ما هنوز در مکّه و مدینه، در مناسک حجّند؛ اندک بی‌احترامیِ به اینها، عکس‌العمل ایجاد خواهد کرد؛ عمل نکردن به وظایفشان نسبت به ابدان مطهّر جانباختگان عزیز ما در حج، عکس‌العمل ایجاد خواهد کرد؛ مراقب باشند به وظایفشان عمل کنند. البتّه کار به اینجاها تمام نمیشود، باید قضایا دنبال بشود. جمهوری اسلامی اهل ظلم نیست، اهل قبول ظلم هم نیست؛ ما به کسی ستم نمیکنیم، ستم هیچ‌کس را هم قبول نمیکنیم. ما انسانها را -اعم از مسلمان و غیرمسلمان- دارای حقوق میدانیم؛ دارای حق میدانیم و به آن حق دست‌درازی نمیکنیم. امّا اگر کسی بخواهد به حقّ ملّت ایران و جمهوری اسلامی ایران دست‌درازی کند، میدانیم با او چه‌جوری رفتار کنیم؛ محکم برخورد میکنیم. بحمدالله توانایی‌اش هست؛ ملّت ایران، ملّت مقتدری است، جمهوری اسلامی قدرت پایدار و تثبیت‌شده‌ای است و میتوانیم از خودمان دفاع کنیم.

 جوانهای عزیز! بدانید که عرصه‌ی شرف، عرصه‌ی عظمت، عرصه‌ی هویّت اسلامی و ایرانی عرصه‌ای است که در آن شجاعت لازم است، فداکاری لازم است، دانش لازم است، ایمان عمیق لازم است؛ خودتان را آماده کنید؛ همه‌ی جوانها مخاطب این حرفند، امّا شما جوانهای عزیز ما در نیروهای مسلّح از جهتی بیش از دیگران مورد خطاب هستید؛ باید خودتان را آماده کنید. حِصن(۴) باشید به معنای واقعی کلمه؛ همان‌طور که در این شعری که خواندید، و اشاره کردید به اینکه نیروهای مسلّح حصن و حصار هستند، باروی(۵) کشور و ملّت هستند؛ به معنای واقعی کلمه باروی کشور باشید.

 پروردگارا! رحمت خود، هدایت خود، لطف خود را بر همه‌ی ملّت ایران، بر همه‌ی جوانان ما، بر این جوانان عزیز و بر همه‌ی نیروهای مسلّح نازل بفرما.(۶)

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 10:56 ق.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 بعد از تعطیلی طولانی، امروز مباحثه‌ی خودمان را شروع میکنیم؛ لکن دلهای ما پر از اندوه و پر از غم است به‌خاطر این حادثه‌ی تلخی که در منا اتّفاق افتاد و به‌معنای واقعی کلمه عید را عزا کرد. هر سال در موسم حج، مثل این روزهایی که اعمال حج و مناسک حج تمام شده است، کشور در یک شادی عمومی قرار دارد؛ حاجی‌ها برمیگردند، خانواده‌ها خوشحالند؛ پدرانشان، فرزندانشان، همسرانشان می‌آیند؛ خانواده‌ها خوشحالی میکنند که [حاجیانشان‌] آمدند، حج گزاشتند، موفّق شدند. هر سال این‌جور است؛ اوقات شادی است. امسال این اوقات شادی تبدیل شده به اوقات غم. در بسیاری از استانهای کشور، عدد کشته‌شدگان و جانباختگان بالا است و جنازه‌ها را باید بیاورند؛ دلها واقعاً در این ایّام داغدار است. خب انسان نمیتواند لحظه‌ای خود را از این غم فارغ بداند و دائم در این چندروزه این غم در دلهای ما و دیگران سنگینی میکند. آنچه حالا نتیجه باید گرفت، این است که مسئولیّت این حادثه‌ی سنگین و این فاجعه‌ی بزرگ بر دوش حکّام عربستان است؛ باید مسئولیّتشان را قبول کنند نسبت به این قضیّه، اینکه فرافکنی کنند و دائم این [و آن‌] را متّهم کنند و مدام خودشان از خودشان تعریف کنند کارهایی نیست که به جایی برسد؛ این فعّالیّتهای عقیمی است. بالاخره دنیای اسلام سؤال دارد. بیش از هزار کشته از کشورهای مختلف اسلامی در یک حادثه‌ای، شوخی است؟ از کشور ما هم خدا میداند چند صد کشته! حالا مفقودین هنوز معلوم نیست کجا هستند؛ ممکن است عدّه‌ی بسیاری از اینها [جزو] جان‌باختگان باشند. چند صد کشته در یک حادثه -حادثه‌ی حج- چیز کوچکی است؟ شوخی است؟ دنیای اسلام باید برای این فکر کند؛ و اوّلین مطلب هم همین است که سعودی‌ها باید بپذیرند مسئولیّت خودشان را، و به لوازم این پذیرشِ مسئولیّت باید عمل بشود. اینکه به جای عذرخواهی از امّت اسلامی و به جای عذرخواهی از خانواده‌ها، شروع کنند مدام همین‌طور حرف زدن به این و آن و متّهم کردن و مانند اینها، راه به جایی نخواهد برد و ملّتها به‌طور جدّی دنبال میکنند؛ این قضیّه فراموش نخواهد شد. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند خیرْ مقدّر کند.



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: امام خامنه ای، فاجعه منا،

تاریخ : یکشنبه 5 مهر 1394 | 01:31 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)

 خیلی خوشحالیم که الحمدلله مجدّداً توفیقی پیدا شد که بتوانیم با جمعی از شما عزیزان دیدار کنیم؛ اگرچه کافی نیست. بعضی از این جانبازان عزیز به من گفتند که ما بیست سال است، سی سال است انتظار داشتیم که این دیدار انجام بگیرد؛ گفتم واقعاً ما شرمنده هستیم که شما بیست سال انتظار داشته باشید برای یک امر به این کم‌اهمّیّتی؛ ولی خب دیگر توانایی ما و قصور ما و این قبیل مسائل، همین‌جور است؛ یعنی انسان بیش از این توانایی ندارد؛ والّا اگر میتوانستیم، دلمان میخواست خیلی بیش از اینها با شما باشیم.

 اوّلاً زحمات شما و اجر شما پیش خدای متعال، هم محفوظ است و هم ان‌شاءالله روزبه‌روز رو به افزایش است؛ چون کار شما یکسره تمام نشد؛ بتدریج این ابتلاء و این امتحان بر شما حاکم است، برخلاف شهدا. شهدا یک خمپاره خوردند، یک گلوله خوردند و رفتند بهشت، پَرکشیدند بهشت، کارشان تمام شد؛ شماها نه؛ هر روزی که میگذرد، هر ساعتی که میگذرد، رنجی دارید، مشکلی دارید، اگرچه به آن مشکل رضایت دادید و خدای متعال میداند در دلهای شماها که شماها صبر میکنید؛ امّا هر دقیقه، هر ساعت، هر روزِ همین صبرتان یک اجر مضاعفی است؛ بنابراین این حرف دقیق است که اجر جانبازان روزبه‌روز رو به افزایش است. هر ساعتی که شما بیشتر عمر کنید، به همان اندازه اجر شما رو به افزایش است. در روایات داریم که گاهی انسان یک چیزی را -یک درهمی یا مثلاً یک پول کمی را- در راه خدا میدهد، خدای متعال در قیامت آن را مثل کوه اُحد به او برمیگرداند؛ کار شماها این‌جوری است؛ عضوی را دادید، محرومیّتی را قبول کردید که البتّه خیلی بزرگ و خیلی مهم است و خیلی اجر دارد، امّا این اجر همین‌طور به‌طور دائم رو به تزاید و رو به افزایش است. خدا را شاکر باشید به‌خاطر این افزایش اجر.

 دوّم اینکه شماها که جانباز هستید، همین الان در حال مبارزه‌اید، همین حالا با همین جانبازی خودتان در واقع دارید جهاد میکنید؛ چطور؟ مقصودم جهاد فرهنگی نیست؛ مقصودم این نیست که شما یک جایی سخنرانی‌ای بکنید یا یک حرفی بزنید یا یک کاری بکنید یا یک انفاقی بکنید یا یک تعلیمی بدهید -خب، اینها که به جای خود محفوظ؛ اینها جهاد است- امّا خود همین که شما روی ویلچر نشسته‌اید یا روی تخت دراز کشیده‌اید یا با محرومیّت از بیناییِ چشم یا دست یا پا، دارید در کوچه و بازار حرکت میکنید، یک مبارزه است؛ چرا؟ چون نشان‌دهنده‌ی ابتلاء و محنت بزرگ این ملّت در یک دوران سخت است. شما در واقع مثل یک تصویری، مثل یک تابلویی دارید جنگ را و دفاع مقدّس را به همه‌ی کسانی که شما را می‌بینند نشان میدهید؛ شما تصویری هستید از آن دوران ابتلاء بزرگ ملّت ایران و امتحان بزرگ ملّت ایران؛ خود این حضور شما و نفْس وجود شما، یک مبارزه، یک بیان و یک تبلیغ است. نگاه به شما نشان‌دهنده‌ی جنایات آن قدرتهایی است که از رژیم صدّام حمایت کردند و دفاع کردند؛ نگاه به شما حاکی است از عظمت و بزرگواری آن امامی و آن انقلابی که توانست شما را این‌جور تربیت کند و به میدانهای جنگ بفرستد؛ نگاه به شما حکایت میکند از تاریخ بخشی از عمر این ملّت ایران؛ بنابراین جانباز با وجود خود و با حضور خود در میان مردم، اعلان یک حقایقی است ولو یک کلمه حرف نزند، ولو در هیچ مراسمی به‌عنوان مبلّغ یا به‌عنوان مبیّن شرکت نکند؛ نفْس وجود شماها حاکی از حقایقی است؛ حقایق تاریخی، حقایق معرفتی، حقایق سیاسی، حقایق بین‌المللی؛ این‌طور است. این هم پیش خدای متعال فی‌نفسه دارای اجر است؛ این هم نکته‌ی بعدی.

 نکته‌ی سوّم مربوط به این خانمها است که از شما به‌عنوان همسر پذیرایی میکنند و پذیرای رنج شما هستند. بله، همان‌طور که این آقا در این شعر قشنگشان بیان کردند، این خانمها به‌معنای واقعی کلمه ایثارگرند؛ این ایثار است، ایثار بزرگی است؛ خدمت آنها ارزش خیلی بالایی دارد. رنج مریض‌داری از رنج مریضی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست. اینکه انسان یک جانباز را با مشکلاتش، با محدودیّتهای جسمی‌اش پذیرایی کند، تروخشک کند، به حرف او گوش بدهد، در مقابل بی‌حوصلگی‌های طبیعی‌ای که جانباز ممکن است داشته باشد، بی‌حوصله نشود، خیلی اجر بالایی پیش خدای متعال دارد. من به خانمها -همسران شما جانبازان- میتوانم این عرض را بکنم که خدای متعال مژده میدهد به شماها به‌خاطر عظمت این کاری که انجام میدهید؛ این واقعاً یک جهاد و یک حماسه است؛ این هم یک نکته.

 نکته‌ی آخر هم اینکه، هم شما جانبازان عزیز، هم خانمها، هم فرزندانتان و وابستگانتان و کسانی که در پذیرایی از شما سهمی دارند و نقشی دارند، سعی کنند این ثروت معنوی عظیم را حفظ کنند. بدانید که گاهی با غفلت ما، ثروتهای بزرگی که در اختیار ما است، از دستمان میرود. اگر غفلت بکنیم، بی‌توجّهی کنیم، به اقتضای این شأن معنوی و الهی عمل نکنیم، آنچه در اختیار ما است به‌عنوان این ثروت معنوی، از بین میرود؛ باید مراقب بود. خداوند به همه‌ی ما توفیق بدهد تا بتوانیم این موهبتهای الهی را -که بعضی از موهبتها موهبتهای مادّی است، بعضی موهبت معنوی است- ان‌شاءالله حفظ کنیم و شکرگزار اینها باشیم.

 بنده مجدّداً به شما برادران عزیز و خواهران عزیز به‌خاطر این دیدار امروز و آمدنتان به حسینیّه خوشامد عرض میکنم و از شماها تشکّر میکنم، و از خداوند متعال شادیِ دلهای شما و پیشرفت کارهای شما و برآمدن حاجات و خواسته‌های شما را مسئلت میکنم. خداوند متعال ان‌شاءالله فرزندانتان را به شما ببخشد و زندگی‌تان را ان‌شاءالله شیرین کند و عمرهای طولانی همراه با شفای کامل ان‌شاءالله به شما عنایت کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌


۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌ‌له، حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدمحمّدعلی شهیدی‌محلّاتی (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران) و سرلشکر محمّدعلی جعفری (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) گزارشی ارائه کردند.



طبقه بندی: بیانات مقام معظم رهبری،امام خامنه ای (مدظله العالی)،
برچسب ها: امام خامنه ای، جانبازان بالای 70 درصد،

تاریخ : یکشنبه 29 شهریور 1394 | 01:28 ب.ظ | نویسنده : بسیج دانش آموزی | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • آنکولوژی | اخبار وب | تیم بلاگ